پوستر فیلم پدر چهار فرزند و وایکینگ‌ها

ارزش خانواده

پدر چهار فرزند و وایکینگ‌ها
Father of Four and the Vikings
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

سکانس ابتدایی فیلم با نشان دادن یک خانواده‌ی خوشبخت که در حال تدارک مراسم کوچک جشن تولدی هستند، آغاز می‌شود. آنها به اتاق برادر کوچک‌تر خود می‌روند و با آوازی که همگی با هم می‌خوانند او را از خواب بیدار می‌کنند. کمی بعد زمانی که همگی در پایان صبحانه خوردن هستند اما ناگهان ورق برمی‌گردد و ما نه یک خانواده‌ی شاد و خوشحال که یک خانواده‌ی عصبی و پر از مشکل را می‌بینیم که همگی اعضای آن از دیگری ناراحت‌اند و در حال داد و فریاد زدن بر سر هم هستند. در همین حین عموی خانواده وارد خانه می‌شود و با دیدن این وضع تمام اعضای خانه را به یک چالش خاص دعوت می‌کند تا خانواده را از فروپاشی دور نگاه دارد.
فیلم‌‌های خانوادگی با درون‌مایه‌هایی که به اصل خانواده اهمیت می‌دهند و در ستایش آن ساخته شده‌اند همواره جزو فیلم‌هایی هستند که می‌توان به‌راحتی بدون انتظار خاصی و در آرامش کامل آنها را دید و از آنها لذت برد. فیلم‌هایی که سعی می‌کنند در عین نشان دادن مشکلاتی که ممکن است در هر خانواده‌ای وجود داشته باشد راه‌حل‌هایی ساده را هم در درون خود بگنجاند تا مخاطبانی که در برابر فیلم نشسته‌اند از آنچه می‌بینند بیاموزند یا حتی نسبت به آنچه می‌بینند کمی فکر کنند. فیلم «پدر چهار فرزند و وایکینگ‌ها» نیز با یک داستان ساده و با نشان دادن خانواده‌ای معمولی با مشکلات معمولی سعی کرده بیننده‌ی خود را به فکر فرو برد و نشان دهد که بسیاری از مشکلات درون هر خانواده‌ای شاید آنچنان که به‌نظر می‌رسد خاص و غیرقابل‌حل نباشند و بتوان آنها را با کمی صبر و حوصله به راحتی حل کرد.
در این فیلم این خانواده‌ی پنج نفره به یک کمپ می‌روند تا خود را به عصر وایکینگ‌ها وارد کنند و با چالش زندگی در آن دوران سعی کنند بنیان خانواده‌ی خود را از نو بسازند. مسیر روایت داستان نیز به‌مانند خود داستان ساده است اما هیجانات و خلاقیت‌های خاص خود را هم داراست. اینکه این خانواده در این کمپ ساختگی و در هر مرحله با چه اتفاقی روبه‌رو می‌شوند و برای حل این اتفاقات چه کارهایی انجام می‌دهند می‌تواند جذاب باشد. بیننده‌ای که در هنگام دیدن این نوع فیلم‌ها انتظارات خاصی از آنها ندارد اما به‌دنبال این‌گونه خلاقیت و ماجراجویی و از همه مهم‌تر سرگرم شدن است به‌راحتی می‌تواند آنچه می‌خواهد را در مسیر این داستان ببیند و از آن لذت هم ببرد. این خانواده در این کمپ با مواجه شدن با مشکلات اساسی می‌آموزند که مشکلاتی که در گذشته داشته‌اند تا چه حد پیش‌پا افتاده می‌تواند باشد و نیز می‌آموزند چگونه احساسات یکدیگر را ببینند و به آنها اهمیت دهند.
فیلم «ما یک باغ‌وحش خریدیم» محصول سال ۲۰۱۱ را شاید بتوان تا حدودی شبیه به این فیلم دانست. پدری که بخاطر فرزندش یک باغ‌وحشِ رو به خرابی را می‌خرد و با تلاش و پشتکاری که دارد می‌تواند این باغ‌وحش را از نابودی نجات دهد. در این میان افرادی دیگر نیز با دیدن حسن اعمال این پدر با او همراه می‌شوند و کار او و فرزندش را راحت‌تر می‌کنند. در هر دوی این فیلم‌ها خانواده با قرار گرفتن در برابر مشکلات تلاش می‌کنند با درکنار هم بودن یکی پس از دیگری آنها را رفع کنند و بتوانند آینده‌ی خوبی را پیش رو داشته باشند. درواقع آنچه در این فیلم‌ها ارزشمند است؛ خانواده است و آنچه دیدن فیلم را راحت می‌کند هم همین دلبستگی و اهمیت است که در داستانی ساده گنجانده شده است.