طی مرورهایی که از فیلمهای چینیِ امسال تابهاینجا داشتهایم، در مورد خیز جدید سینمای چین برای بهدستآوردن سهم عمدهای از گیشه در سرتاسر جهان گفتیم. این را هم عنوان کردیم که غیر از هالیوود، آنها رقیب بسیار جدیتری دارند بهنام کرهی جنوبی. تفاوت سینمای تجاری چین و کرهی جنوبی در این است که کرهایها همیشه در کنار کمیت، کیفیت را نیز مد نظر قرار میدهند؛ مثل این است که بگوییم در کنار فرم، محتوا را نیز ارتقا میدهند. مهم نیست که بخواهند یک ملودرام بسازند (مانند معجزه در سلول شمارهی ۷ – البته یکی از فوتبالیستهای درجه چندم فوتبال مملکت نسخهی ضعیف ترکیهای این فیلم را دیده بود و آن استوری معروف خود را در شبکهای اجتماعی نشر داده بود) یا نام کیمکیدوک در تیتراژ فیلم نقش ببندد، تنها هدف مهم برای آنها گویی ارائهی یک اثر است که حداقل ساختارهای روایی را داشته باشد. اما در سینمای چین، درست مانند کالاهایی که به سرتاسر جهان میفرستند، گویا جنس درجهاول و درجهچندم وجود دارد و نباید به بیشتر آثار آنها اعتماد کرد. طی چند سال اخیر آنقدر از پردهی سبز استفاده شده که حتی خود چینیها هم نسبت به این تکنولوژی حساس شدهاند. فیلمها ۹۰درصدشان در داخل استودیو فیلمبرداری میشوند و چیزی بهنام رئالیسم گویا از این سینما رخت بربسته است.
فیلم «سفر مرگبار» هم از آن چند صد فیلمی است که قرار نیست در آینده اثری از آنها باقی بماند. وقتی فیلمی مانند «قهرمان» بهسال ۲۰۰۲ را بهیاد میآوریم یا سری فیلمهای زیبای «اژدهای خفته، ببر غران» یا حتی فیلم زیبای «آدمکش» در سال ۲۰۱۵، میبینیم که سینمای چین نزول کرده و قرار نیست خود را در روند صعودی قرار دهد؛ حتی اگر خبرگزاریها بگویند که یک فیلم چینی رکورد فروش فیلم در جهان را شکسته است. آمارهایی که ارزش چندانی ندارند.
در این فیلم قرار است دو برادر از یک خاندان به مقبرهای نفرین شده بروند و طلسمهای رها شده را دوباره مهروموم کنند. اگر اشتباه نکنم، حدود پانزده دقیقه از فیلم در فضای بیرونی است و مابقی آن در استودیو فیلمبرداری شده است. فیلم در تمام مدت خود التماس میکند که مرا دیگر ادامه ندهید. کارگردان بدون از دست دادن اعتمادبهنفسِ خود و با خیال راحت این فضولات تصویری را به خورد چشمان مخاطب میدهد. در برخی از فیلمهای ضعیف یا حتی ضعیفتر در برخی نقاط جهان، در میانهی فیلم حداقل تلاش کارگردان برای قرار گرفتن در مسیر اصلی فیلم را شاهد هستیم. اما در این بخش از سینمای چین، کارگردان گویا اصلاً برایاش مهم نیست که قرار است چه چیزی بسازد و مانند یک پیمانکار نود تا صدوبیست دقیقه را تحویل میدهد و به سراغ پروژهی بعدی میرود. این نگاه در سینمای چین اگر داخل مرزهای آن باشد اصلاً مهم نیست؛ ممکن است بگوییم که هر طور میخواهند برای مردمانشان فیلم میسازند و وقتی اعتراضی نیست و فیلمها میفروشند، یعنی هر دو طرف این جریان را پذیرفتهاند. اما وقتی این زبالههای تصویری از مرزهای یک کشور عبور میکنند، مانند تصویر سهبعدی خود را نشان میدهند. سینمای چین استعدادهای فراوانی دارد و میتواند همپای کرهی جنوبی و ژاپن دوباره در مسیر اصلی خود قرار بگیرد.