این یک روایت پستمدرن بود
خانم «اریکا ترمبلی» یکی از فیلمسازان بومی ایالات متحده است که تا پیش از این از طریق مستندهای خود سعی کرده بخشی از زندگی معاصر بومیان این کشور را به تصویر بکشد. حال او بار دیگر در همکاری با «لیلی گلدستون» قصد دارد از طریق درامی دیگر به زندگی این مردمان اصیل ایالات متحده بپردازد. او در روایت خود سعی دارد نه از طریق فرم بصری، بلکه از طریق کاراکتر مرکزی خود، «جکس»، مخاطب را با دو سویهی سنت و زندگی مدرن شهری مواجه کند.
داستان از همزیستی بزهکارانهی جکس و خواهرزادهاش، روکی، آغاز میشود. آنچه در میان این همزیستی خود را نمایان میکند مفقود شدن ناگهانی خواهر جکس و مادر روکی، تاوی، است. روکی که احساس میکند مادرش تا هفتهی آینده و فستیوال رقص بومی آمریکایی از راه خواهد رسید در حال آماده کردن هزینهی ورودی و لباس مخصوص رقص است. اما زمانی که در ذهن جکس و نگرانیهای او مینگریم گویی شرایط بغرنجتر از اینهاست و حتی ممکن است تاوی ربوده و به قتل رسیده باشد. داستان با همین دوگانه به مسیر خود ادامه میدهد. کارگردان در طول روایت سعی دارد از طریق جکس مخاطب را با دوگانهی مردمانی مواجه کند که همچنان در شهرکی دور از فضای اصلی شهر در حال زیست میان سنتهای خود هستند. حتی زبانی که جکس و روکی گاه با یکدیگر از آن استفاده میکنند نشان از تلاش این کاراکترها برای زنده نگاه داشتن این سنتها دارد.
تمرکز اصلی کارگردان روی جکس است. زیرا جکس هم قرار است خود را از سنتها دور نگاه دارد و از طریق بزهکاری زندگی روتیناش را از سر بگذارند و هم با همراه داشتن نشانههایی از سنت بومیان آمریکا رنج پنهاناش را فریاد بزند. کارگردان این دوگانه را در قالبی پستمدرن به مخاطب ارائه میدهد و باید گفت در این مسیر تا حدی موفق است. اما مشکل آنجاست که خانم ترمبلی در گسترش روایت خود نیازی به گسترده کردن فضا نمیبیند. روایت او پتانسیل تبدیل شدن به یک اثر سوررئال یا حتی رئالیسم جادویی را دارد. اما کارگردان اصرار مؤکدی روی حرکت کردن در مسیر دنیای واقعی دارد و قصد ندارد از فضایی که در ذهن دارد جدا شود. حتی خردهروایت پنهان جنایی اثر نیز در این میان رنگ میبازد و تبدیل به دستمایهای برای رسیدن کارگردان به آن فانتزی پایانی در مراسم رقص میشود.
فیلم «رقص خیالی» یکی از آن دست روایتهایی است که بهراحتی میتوانست مخاطب را با رئالیسمی شاعرانه و آمیخته با فضای رئالیسم جادویی همراه کند. اما کارگردان دست از این گستردگی شسته است و فقط قصد دارد از طریق روکی و جکس روایت را تبدیل به درامی تا حدی جادهای کند که حتی در آن هم دچار اختگی میشود. خانم ترمبلی میتواند درامهایی بسیار قدرتمندتر مقابل چشم مخاطب قرار دهد. او در این اثر چشم مخاطب را روی روتین زندگی مردمان بومی ایالات متحده میبندد و همین کمی آزاردهنده است. باید دید این کارگردان میتواند در آثار بعدی خود فضای رواییاش را گستردهتر از این کند یا خیر. او با تصویر کردن نماهایی از زندگی یک زن نوید این را میدهد که بدون تأثیر گرفتن از جنبشهای رادیکال و تهی در ایالات متحده بازنمایی قدرتمندتری از زندگی یک زن بومی را در این کشور تصویر کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.