پوستر فیلم عشق به فیگارو

شکوه اپرا بهانه‌ای خوب برای فیلم

عشق به فیگارو
Falling for Figaro
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

«میلی» مدیر مالی بخشی از شرکتی بزرگ است که با هوش بالا و عملکرد فوق‌العاده‌ی خود توانسته است خود را در شرف دریافت سمتی بالاتر هم قرار دهد. افتتاحیه‌‌ی فیلم با نشان دادن او در سالن کنسرت اپرا درحالی که مبهوت خواننده‌ی آن نمایش است آغاز می‌شود و درکنارش دوست پسری -چارلی- قرار گرفته که سرش را بر دوش او گذاشته و به جای تماشای این هنر زیبا به خواب رفته است. میلی که از دوران کودکی آرزوی خواننده‌ی اپرا شدن دارد با رد سمت جدید خود علی‌رغم مخالفت چارلی همه‌چیز را رها می‌کند تا تمرینات خود را زیر دست مربی‌ آوازی سرشناس اما بداخلاق انجام دهد و به آرزوی دیرینه‌ی خود برسد.
رسیدن به هدف‌ها یا آرزوهای دوران کودکی حداقل در کشورهای جهان سومی بیش از دیگر کشورها دور از دسترس است؛ کشورهایی که در آنها نیازهای اولیه هنوز تأمین نشده است تا مردمان آن به دنبال رسیدن به آرزوهاشان باشند. از سوی دیگر واقع‌گرایی امروزه بیشتر از گذشته در نظر مردمان دیده می‌شود و هر کسی نمی‌تواند بدون اندیشیدن و البته حساب و کتاب کردن به راهی برود که آرزوی رسیدن‌اش را دارد. فیلم «عشق به فیگارو» نیز با نظر به همین رویکرد است که شخصیت اصلی داستان خود را فردی ثروتمند یا حداقل از لحاظ مالی اشباع شده انتخاب کرده است تا او را به سمت هدف خود برساند. از این روست که این شخصیت و طرز فکر او از همان ابتدا می‌تواند برای مخاطب قابل‌باور شود. اما این اتفاق باعث نمی‌شود روایت این فیلم دور از انتظار باشد. در این گونه فیلم‌ها مخاطب از همان ابتدا می‌داند قرار است با چه چیزی در برابرش روبه‌رو شود و چه اتفاقاتی در مسیر شخصیت اصلی داستان رخ دهد.
فیلم «عشق به فیگارو» همان چیزی است که مخاطب حتی با خواندن پاراگراف اول این نوشته به ذهن‌اش می‌رسد. دختر جوانی که به شکل غیرقابل‌باوری با‌استعداد است، تلاش می‌کند به آرزوی کودکی‌اش برسد و البته که در این مسیر موفق هم می‌شود. حتی وجود مربی بداخلاق در درون این فیلم نیز چیزی جدید نیست. فیلم «بانوی زیبای من» داستانی موزیکال بود که مربی‌ای که در ظاهر بداخلاق و بی‌تفاوت است تنها برای اثبات خودش حاضر می‌شود دختری از قشر محروم جامعه را برای آواز خواندن آموزش دهد. یا در فیلم «سخنرانی پادشاه» مربی‌ای متفاوت و البته بداخلاق سعی می‌کند این بار رئیس‌جمهوری دارای لکنت زبان را برای خوب و صحیح حرف زدن آموزش دهد.
اما چیزی که در این فیلم توانسته است شکوهی دیدنی را ایجاد کند همان ذات خود اپرا است. نمایشی که موسیقی و آواز در آن حرف اول را می‌زند و دیدن افرادی که در حال خواندن یا تمرین آن هستند می‌تواند برای علاقمندان به این نوع هنر، زیبا باشد. سکانس‌هایی که در آنها خوانندگان می‌خوانند به ویژه در پایان فیلم آنجا که همه در یک مسابقه شرکت کرده‌اند و صداهای آنها در سالن محل برگزاری مسابقه می‌پیچد، از زیبایی‌های این فیلم محسوب می‌شود که توانسته است مسیر تکراری و کلیشه‌ای داستان را تغییر دهد.
البته که فیلم «عشق به فیگارو» با بردن میلی به درون روستایی کوچک و دورافتاده در اسکاتلند توانسته است هم از لحاظ دیداری به تصاویر خود ارزش دهد و هم از لحاظ داستانی. این فیلم شخصیت‌های پیرامونی روایت‌اش را به همان شخصیت‌های کمدی بریتانیایی‌ای نزدیک کرده که همچنان‌که در ظاهر همگی سرد هستند اما رفتارهای طنزشان می‌تواند بیننده را از رخوتی که داستان اصلی بر او ایجاد کرده است، بیرون کشد. این فیلم با نشان دادن مناظر بسیار زیبا در لانگ‌شات‌ها و استفاده از نمای دید پرنده‌ی خود توانسته است احساسی سرخوشانه را به بیننده ارمغان دهد. از این روست که اگرچه روایت اصلی داستان چنگی به دل نمی‌زند اما شخصیت‌های طناز و موسیقی و البته تصاویر آن می‌تواند لذت دیدن یک فیلم آرام را در عصری ساکت به بیننده‌ی خود ارمغان دهد.