پوستر فیلم من عاشق دوست‌پسر بدم هستم

ابتذال‌های تصویری

من عاشق دوست‌پسر بدم هستم
Fall in Love with My Badboy
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«لین-یو-شان» دختری جدید است که وارد مدرسه‌ی بهترین جناح جهان شده است. او که در گذشته همواره مورد آزار همکلاسی‌های‌اش در مدرسه قبلی‌اش بوده است، تصمیم می‌گیرد در مدرسه جدید شجاع باشد. او در اولین ورودش با یک پسر دیگر که ارشد اوست روبه‌رو می‌شود با نام «لانگ-شاو-چن». لانگ درحال داد زدن بر سر یکی از بچه‌های مدرسه است که شان برای کمک به همکلاسی از لانگ می‌خواهد که رفتارش را تغییر دهد. اما متوجه می‌شود لانگ خود مسئول انجام کارهایی در مدرسه است و در آن لحظه هم در حال تذکردادن به آن شخص بوده است. از آن روز به بعد لانگ از شان خوش‌اش می‌آید. در این بین یک پسر ارشد و مهربان دیگر به نام «دوان-مو-زو» نیز عاشق دختر جدید مدرسه می‌شود.
داستانی تکراری این بار در بستری از موسیقی سنتی چینی و در محیطی سنتی از چین. در ابتدا نوع موسیقی فیلم توجه بیننده را جلب می‌کند. موسیقی‌ای آرام و دلنشین که بیننده تصور می‌کند شاید بار دیگر با عاشقانه‌ای زیبا از دنیای سینما‌ی آسیا و شرق مواجه است. عاشقانه‌هایی مثال‌زدنی مانند «درحال و هوای عشق»، «شهوت، اخطار» و یا جدیدترین فیلم زیبای محصول ۲۰۲۰ با نام «شاهزاده ادوارد من».
موسیقی سنتی چینی که با تصاویری از لباس‌های قدیمی چینی در رنگ‌های سفید و محیطی سنتی با اتاق‌هایی کاملاً سنتی تلفیق شده است. دختران و پسرانی زیبارو که قرار است آن سنت محترم و موقر گذشته‌ی چین را نشان دهند. اما چند دقیقه از فیلم نگذشته که ماهیت داستان برای بیننده آشکار می‌شود. و تا انتها چیزی از وقار و احترام سنت‌های قدیمی چین باقی نمی‌ماند. لایه‌ی رویی فیلم در همان ابتدا به سرعت کنار رفته و بیننده اصل ابتذال تصویری را می‌بیند. این ابتذال هر چه جلوتر می‌رود بیشتر شده و از میانه‌ی داستان به اوج خود می‌رسد. لانگ پسر به‌ظاهر بدرفتار با مجبور کردن شان به تمیزکاری و انجام کارهای مدرسه عشق و توجه خود را به او نشان می‌دهد! رفتارهایی که گاه مصداق بارز آزار حتی از نوع جنسی هستند نیز در فیلم قابل مشاهده می‌شود. حتی رفتارهای دوان-مو نیز که به گفته‌ی فیلم پسر خوب داستان است نیز می‌تواند تداعی آزار باشد. شخصیت‌ها هیچ‌کدام هویت خاصی ندارند و معلوم نیست دقیقاً که هستند و چه می‌کنند و چه می‌خواهند. از سوی دیگر فیلم با تکرار سکانس‌هایی این ابتذال را هر لحظه بیشتر می‌کند. مثلاً سکانسی که دختر به‌ناگاه حال‌اش بد می‌شود یا تعادل‌اش را از دست می‌دهد و در آغوش پسر قرار می‌گیرد. این سکانس در فیلم چندین‌بار به انواع مختلف نشان داده می‌شود. قرار است این اتفاقات مصداق عشق ناب باشند یا معصومیت آن‌ها؟
از همه مهم‌تر این است که فیلم هیچ توجهی به جزئیات داستانی مهم خود ندارد. جزئیاتی که اگرچه به‌ظاهر بی‌اهمیت می‌آیند، اما برای نشان دادن اصل داستان و شناخت محیط پیرامونی‌ای که داستان در آن رخ می‌دهد مهم و اثرگذار هستند؛ معلوم نیست اسم بزرگترین جناح جهان چرا بر آن مدرسه گذاشته شده است؟ تحصیل‌کنندگان چه درسی می‌خوانند و کی درس می‌خوانند!؟ تنها تمام اتفاقات در محور روابط مثلاً عاشقانه‌ی این دختر با دو پسر دیگر می گذرد. در این میان گاهی دختران دیگر هم حسادت خود را نشان می‌دهند. در نهایت می‌توان گفت افت شدید سینمای چین، که طی سال‌های اخیر به‌دنبال هرچه‌بیشتر تجاری کردن خود است، را شاهد هستیم.