پوستر فیلم ارادتمند شما

ساده‌ی رازآلود

ارادتمند شما
Faithfully Yours
محصول ۲۰۲۲ – هلند
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

پیرنگ روایت‌های جنایی-رازآلود برای هر مخاطبی در سینما جذاب هستند. تنها کاری که یک کارگردان باید در این خط روایی انجام دهد پایه‌گذاری یک منطق روایی در پاره‌ی اول فیلم است. او در این پاره از این فیلم باید مخاطب را به درون دنیای کاراکترهای خود بکشاند و در این میان سرنخ‌هایی ریز و گوشه‌قابی را در برابر او قرار دهد تا در پرده‌ی سوم و گره‌گشایی داستان، ذهن مخاطب بار دیگر آن‌ها را مرور کند. «آندره فن دورن» هلندی در جدیدترین اثر خود سعی دارد به‌سادگی هر چه تمام ما را در برابر روایتی از این دست قرار دهد.

افتتاحیه‌ی فیلم یک پلان است که در آن یک سگ به‌سرعت به آغوش صاحب سالخورده‌اش بازمی‌گردد و با پوزه‌اش لباس‌های او را خونی می‌کند. پس از این تک‌پلان کوتاه با برشی مستقیم به روزمره‌ی «بودیل» وارد می‌شویم. اما کارگردان این روزمرگی را نیز به‌همان سرعت افتتاحیه از نظر می‌گذراند. مخاطب در گذر آشنایی با بودیل می‌فهمد که او یک قاضی‌ و همسرش نیز پزشک است. پس از چند پلان و گفت‌و‌‌گوی مرموز بین ایزابل و بودیل متوجه می‌شویم که این دو قرار است آخر هفته را بدون همسران‌اشان در یک سخنرانی شرکت کنند. کارگردان باز هم برشی مستقیم می‌زند و حال بودیل و ایزابل قرار است ما را در برابر روایتی قرار دهند که کم‌و‌بیش می‌دانیم رخدادهای بعدی آن از دروغ‌های ریز و درشت این دو کاراکتر به اطرافیان نشأت می‌گیرد. هر دو زن گویی گرایش‌هایی متفاوت در روابط جنسی خود دارند؛ ایزابل رابطه‌ای مشکوک با فردی دیگر دارد و بودیل نیز نیاز به ارضای جنسی از سوی مردی غیر از همسر خود دارد. کارگردان برای تفهیم بهتر مخاطب بودیل را به یک سخنرانی با موضوع «حقیقت را دروغ بگو» می‌برد. پس از هم‌خوابگی بودیل و استاد دانشگاهی که در این جلسه سخنرانی داشته به‌یک‌باره با رد خون ایزابل در مقابل ورودی خانه‌ی تفریحی بودیل رازآلودگی جنایت را وارد روایت می‌کند.

کارگردان هلندی پس از مطرح کردن گزاره‌ی ناپدیدی ایزابل و گمانه‌ها برای به قتل رسیدن او سکانس‌به‌سکانس مخاطب را وادار به سوء‌ظن می‌کند؛ گاه این سوء‌ظن متوجه آن استاد دانشگاه می‌رود، گاه به‌سمت خواهر بودیل تغییر نظر می‌دهد و گاه همسر بودیل است که مرکز همه‌ی شک‌ها قرار می‌گیرد. ذکاوت و شم جنایی کارگردان در این روایت زمانی قابل تحسین است که در انتهای پرده‌ی دوم این شک‌ها حتی دامن‌گیر خود بودیل هم می‌شوند و مخاطب او را اسیر توهمی در اثر شیزوفرنی می‌بیند. یک روایت جنایی-رازآلود باید اینگونه مخاطب را در دایره‌ی حدس و گمان‌ها نگاه دارد. روایت آقای دورن این خاصیت را تمام‌و‌کمال در خود دارد.

آنچه باعث می‌شود این فیلم در نهایت یک اثر متوسط لقب بگیرد، عجله‌ی کارگردان هلندی در پرده‌ی سوم است که ضربآهنگ روایت را به‌شدت بالا می‌برد. او در پرده‌ی سوم قصد دارد همه‌چیز را به‌صورت تک‌پلانی و با برش‌های زیاد و به این‌سو‌ و آن‌سو پریدن گره‌گشایی کند. دورن در برخی از این پلان‌ها حتی به مخاطب اجازه‌ی واکاوی رخدادهای گذشته را نمی‌دهد و سعی دارد با بی‌حوصلگی همه‌چیز را پایان دهد. فقط کافی بود روایت او در پرده‌ی سوم همان تأمل و صبر پرده‌ی دوم را داشته باشد. آقای دورن در این اثر نشان می‌دهد که پس از دو دهه فیلم‌سازی، این روایت جنایی-رازآلود است که می‌تواند او را تبدیل به فیلم‌سازی صاحب امضاء‌ کند؛ فیلم‌سازی که با تک‌جملاتی در باب مفاهیم اخلاقی ما را به درون بازی رازآلود جنایت می‌برد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟