آقای کارگردان فقط یک جستوجوی ساده کافی بود
«ازرا» علاقهی زیادی به طنزهای پدر دارد و پدر، «مکس»، به عنوان یک استندآپ کمدینی که سالهاست تلاش میکند جایگاهی برای خود بیابد از پسر کوچک اوتیسمیاش به عنوان سکهی شانساش برای دیده شدن نام میبرد. بعد از جدا شدن مکس از «جنی» حالا دیگر ازرا با مادرش زندگی میکند و مکس به خانهی پدر یعنی «استن» نقل مکان کرده است. زمانی که ازرا به دلیل ایجاد مشکلاتی در مدرسه اخراج میشود رابطهی میان پدر و مادر و مکس و حتی پدربزرگاش دچار تغییرات زیادی میشود.
«تونی گلدوین» چه در دنیای بازیگری و چه در دنیای کارگردانی و نویسندگی فردی حتی متوسط هم نیست. او نه توانسته به عنوان بازیگر نقشی مهم و ماندگاری را بازی کند و نه در دنیای کارگردانی فیلمی خاص یا حتی ساده و متوسط را بسازد. به همین دلیل هم حتی پیش از آغاز فیلم جدیدش با نام «ازرا» مخاطبان سینما توقعی از او ندارند، شاید حتی بسیاری ناماش را هم نشنیده باشند. شاید تنها دلیلی که یک مخاطب سینما کنجکاو به دیدن فیلم جدید آقای گلدوین شود حضور «رابرت دنیرو» در این روایت باشد. تنها اتفاق مثبتی که در فیلم رخ میدهد، اما حتی همین اتفاق هم باعث نمیشود ما به آن نمرهای بیش از صفر بدهیم. درست است که آقای دنیرو به مانند همیشه نقشی که به او ارائه دادهاند را به خوبی بازی میکند، اما واقعیت آن است که کارکتر و نقشی که او در این فیلم دارد به مانند دیگر کاراکترهای فیلم هیچ تعریف درستی ندارد و نمیتواند باری از دوش منطق روایی نداشتهی آن کم کند.
آقای گلدوین از همان ابتدا روایتاش پایه و اساس درستی ندارد، به همین دلیل تا انتها هر چه تلاش کند هم نمیتواند آن را سروسامان دهد. مهمترین مشکل روایت او عدم درک کاراکتر ازرا است. او در این فیلم ازرا را فردی دچار بیماری اوتیسم معرفی میکند، اما حتی برای درک این بیماری یک جستوجوی ساده هم انجام نداده است تا بتواند به این شخصیت هویتی واقعی بدهد. از نظر او یک فرد دارای اوتیسمی تنها خصوصیتی که دارد این است که نمیتواند توسط دیگران در آغوش گرفته شود و این را بارها و بارها در مسیر روایت برای مخاطب تکرار میکند. مدام پدر و مادر و حتی افراد پیرامونی تلاش میکنند ازرا را در آغوش بگیرند و ازرا هر بار فریاد میزند و اجازهی این کار را نمیدهد. در دیگر موارد ازرا هیچ تفاوتی با دیگران ندارد و اتفاقاً بسیار باهوش است و توانایی بالایی برای درک افراد پیرامونی خود دارد. در صورتی که بیشتر افراد دارای اوتیسم به کل توانایی درک احساسات افراد را ندارند به همین دلیل هم نمیتوانند با دیگران وارد رابطهای درست شوند و مدام مورد آزار دیگران قرار میگیرند. درواقع آقای گلدوین هیچ تلاشی نکرده است که نشان دهد بیماری اوتیسم ازرا از چه نوعی است.
در سوی دیگر این کارگردان حتی دیگر کاراکترهایاش هم شرح درستی ندارند. نه مشخص است چرا مکس از جنی جدا شده، نه مشخص است چرا خود مکس دارای اختلالات رفتاری بسیاری است و نه مشخص است استن چگونه فردی است و چرا این همه مشکلات دارد. در نهایت هم دلیل هیچ یک از اتفاقات رخ داده به درستی شرح داده نمیشود و همهچیز در یک مسیر بیسروته پایان مییابد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.