پوستر فیلم استخراج

نبرد مافیایی مأیوس‌کننده

استخراج
Extraction
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

پسر رییس مافیای هند توسط مافیای بنگلادش گروگان گرفته می‌شود و یک گروه مزدور برای بازگرداندن این پسربچه استخدام می‌شوند. رییس این گروه «نیک» است. نقش نیک را «گلشیفته فراهانی» بازی می‌کند؛ نقشی که بدون اغراق خوب هم بازی کرده است. اگرچه شاید بیش از ده دقیقه در فیلم بازی نکند، اما آن‌قدر این نقش را به‌خوبی بازی کرده است که مورد توجه بینندگان و البته منتقدان بسیاری قرار گرفته است و همین امر احتمال پرداخت بیشتر به او در قسمت دوم فیلم را می دهد. «کریس همسورث» که او را پیش از این در نقش خدای رعد در فیلم‌های مارول دیده‌ایم، این بار در نقش «تایلر» – مردی که پسر خود را از دست داده است و همسرش نیز از او جدا شده است – بازی می‌کند. او ناامید و تنهاست و این شغل را تنها برای کشتن و تسکین درد خود پذیرفته است و از مردن هم باکی ندارد. شخصیت‌پردازی‌ای که برای تایلر در نظر گرفته شده بود با بازی خوب همسورث جلوه‌ای بیشتر پیدا کرده است، اما کاستی‌های کلی داستان باعث شد از جذابیت این شخصیت هم کم شود. علاوه بر این استفاده از افراد هندی، بنگلادشی و آمریکایی در فیلم که هر کدام لهجه‌‌ی متفاوتی دارند، پرداخت بیشتری را می‌طلبد تا هارمونی میان لهجه‌ها ایجاد شود و در طول فیلم باعث بر هم خوردن ریتم دیالوگ‌ها نشود. به شخصیت «اوی» هم به‌صورت نسبی پرداخت شده بود و ارتباط عمیق‌اش با تایلر، آن هم در چند سکانس در هنگام تعقیب و گریزی در ماشین، کمی دور از انتظار بود؛ حتی اگر از دست رفتن پسر تایلر را به‌عنوان کلیدی برای این رابطه در نظر بگیریم.
این فیلم شاید ورژن ناامیدانه‌ی فیلم «مردی در آتش» با بازی درخشان «دنزل واشنگتن» باشد. اما داستان قوی و منسجم مردی در آتش را ندارد و از یک داستان کاملاً کلیشه‌ای تشکیل شده است که از ابتدا تا پایان آن مشخص است. پسری را گروگان می‌گیرند و در نهایت توسط تایلر و گروهش بازپس گرفته می‌شود. علاوه بر آن همین داستان کلیشه‌ای هم پر از ایراد است.
یکی از مهم‌ترین نکات فیلم را می‌توان فیلم‌برداری جذاب و مهیج آن دانست. قسمت‌های اکشن و درگیری‌های دو گروه با هم در بیشتر مواقع با دوربین روی دست فیلم‌برداری شده و همین امر تأثیر آن را بیشتر می‌کند و احساس بیشتری را به بیننده منتقل می‌کند. سکانس آخر فیلم جزو سکانس‌های خوب فیلم است؛ در باب فیلمبرداری و جلوه‌های ویژه‌ی اثر. نورپردازی اثر هم قابل توجه بود، اما همه‌ی این واقعیت‌ها فدای داستان نداشتن فیلم شد و فیلمی را که پتانسیل بزرگ شدن و خوب شدن را داشت به کلی از بین برد. فیلم پر است از صحنه های طولانی تعقیب و گریز با ماشین، نبردهای تن‌به‌تن و درگیری‌های با سلاح‌های گرم؛ عملاً فیلم نیازی به داستان هم ندارد. وجود این همه سکانس‌ درگیری می‌تواند مزیت باشد برای علاقه‌مندان به فیلم‌های هیجانی و از سویی ایراد باشد، چرا که فیلم را از داشتن داستانی روایت‌گر دور کرده است. در واقع می‌توان گفت این فیلم احتمالاً علاقه‌مندان در این ژانر را به حدی نسبی راضی خواهد کرد و قسمت سرگرم کننده و هیجان انگیز آن موجب مسرت بینندگان‌اش خواهد شد.