در جزیرهی دورافتادهی «گالاپاگوس» موجوداتی عجیب شبیه به پیراشکی وجود دارند بهنام «فلامِل». آنها در این جزیره به دور از هر هیاهویی زندگی میکنند و هر ساله به افتخار گلهای زیبایی که در آنجا رشد میکند، جشنوارهی گل برگزار میکنند. در میان این فلاملها اما دو خواهر و برادر بهنامهای «اِد» و «اُپ» وجود دارند که همواره با دردسرهایی که باعث میشوند اهالی جزیره را عصبانی میکنند. آنها این بار هم با خراب کردن تندیس بزرگی که از گل ساخته شده است جشنوارهی گل را تهدید میکنند. پس رئیسِ فلاملها آنها را از ورود به جشن منع میکند. اما آنها سرکشتر از آن هستند که به حرف کسی گوش بدهند پس برای یافتن گلی خاص تلاش میکنند تا اهالی مجبور شوند آنها را دوباره به جشن راه دهند. و البته که آن گل جادویی را مییابند. اما این گل جادویی آنها را به دنیایی دیگر و زمانی دیگر وارد میکند.
اولین بار که انیمیشن «عصر یخبندان» (۲۰۰۲) منتشر شد کمتر کسی بود که این موجودات منقرضشدهی زیبا و بااحساس را ببیند و نسبت به آنها احساس شگفتی نکند. موجوداتی بامزه، طنزآلود، پراحساس با چهرههایی جدید، نامتعارف و خاص. آنها در طی یک سفر ماجراجویانه برای نجات جان یک کودک انسان دور هم جمع شدند و با تمام این احساسات خود توانستند داستانی پرهیجان و جذاب را ایجاد کنند. این انیمشین آنچنان داستان ساده و جذابی داشت که باعث شد بعد از آن چهار فیلم دیگر نیز در ادامهی آن ساخته شود. حال و در سال ۲۰۲۱ گروهی دیگر سعی کردهاند با بهره بردن از موجوداتی منقرضشده باز هم داستانی جذاب را باعث شوند. داستانی که از موجودات عجیب عصر یخبندان نیز بهره برده است. اما آیا این داستان جدید میتواند مانند آن انیمیشن جذابیت داستانی و تصویری خود را داشته باشد؟
انیمیشن «منقرضشده» در ابتدا با نشان دادن موجوداتی بامزه و عجیب، خود را به چشم بینندهی خود جذاب جلوه میدهد. حیواناتی با پاهای کوچک و حفرهای عجیب در وسط بدن که با گلوله کردن خود میتوانند قل بخورند و به سرعت حرکت کنند. سپس از میان این موجودات دو فلامل بازیگوش در اثر اتفاقاتی وارد مکان و زمان دیگری میشوند و بیننده را هم به دنبال خود میکشند، اما از همینجاست که داستان پیرنگ اصلی و ساختار خود را گم میکند. دیگر از آن داستان ساده که میتواند به راحتی کودکان را با خود همراه کند خبری نیست و برای بینندهی بزرگسال هم داستان بیشازحد خستهکننده یا حتی احمقانه دیده میشود. رویدادها آنقدر برای کودکان پیچیده میشوند که شاید نتوانند به درستی تشخیص دهند چه اتفاقی دقیقاً در حال رخ دادن در داستان است و ازاینروست که دیگر جذابیتی برای دیدن ادامهی اتفاقات آن نخواهند داشت. بزرگسالان اما از آنجا که در ذهن خود از وجود ماشین زمان باخبر هستند و درعین حال میتوانند رفتوبرگشتهای مداوم اِد و اُپ به مکانها و زمانهای متفاوت را از هم تشخیص دهند، راحتتر میتوانند اتفاقات را درک کنند اما برای آنها هم این اتفاقات هیجان آنچنانیای ندارد و احتمالاً آنها هم علاقهای به ادامهی دیدن داستان نخواهند داشت.
از سوی دیگر اما اگر این انیمیشن توانسته بود نظم و ساختار ابتدایی خود را حفظ کند در تصاویر چیزی کم نداشت. استفاده از رنگهای شاد و بهره بردن از حیوانات عجیب توانسته بود به انیمیشن جذابیتهای تصویریای اضافه کند و خود را به حد یک انیمیشن متوسط برساند.