«جعفر» از سرکار به خانه میآید. موشی به دار آویخته شده بر روی درِ کوچک جلوی حیاط خانه دیده میشود. جعفر فوبیای موش دارد و دیدن این صحنه او را به طرز عجیبی میترساند. او متولد کوزوو است و حالا با زن آلمانی خود و سه فرزندش در آلمان زندگی میکند. او در یک شرکت به عنوان مهندس دارو مشغول بهکار است و رفتار یکی از همکاراناش بهنام «اوروس» چند وقتیست که او را آزار میدهد.
فیلم «جلای وطن» داستان مردی خارجی در کشوری غریبه است. او دو سالیست که در این شرکت کار میکند و مدام احساس میکند همکاراناش او را بهنوعی متفاوت از مابقی افراد مینگرند. این احساس در جعفر از همان روزهای ابتدایی وجود داشته اما زمانی که موش مرده را بر در خانهی خود میبیند و در ادامه در روزهای دیگری نیز با موشهای مردهی دیگری روبهرو میشود این احساس دورماندگی و تحقیر در او بیشتر شده و حساسیتهای عجیبی را در ذهن او ایجاد میکند. چنانکه هر حرکت و رفتارِ هر شخصی حتی مادر زناش را هم نوعی تحقیر و تبعیض یا حتی نوعی نژادپرستی میداند. البته که نگاه مادر زناش به او همیشه با اکراه بوده اما شاید هرگز آنچنان که او تصور میکرده است، نبوده باشد. این حساسیتهای شدید جعفر در ادامه اما زندگی او و نوع نگاه او را به همهچیز تغییر میدهد. او به همه مشکوک میشود و همهچیز برایاش با منظور و دلیل خاصی رخ میدهد چنانکه حتی به همسرش نیز مشکوک میشود. از سوی دیگر زندگی زناشویی او تحت تأثیر وجود سه فرزندش واقع شده چنانکه او و همسرش زمانی کم برای بودن درکنار یکدیگر دارند. او حتی درس خواندن همسرش را هم دلیلی بر دوریشان از هم میداند. او بهواقع به همهچیز مشکوک شده و زندگیاش در بیثباتی کامل درحال طی شدن میباشد. احساسات او البته که ناشی از اتفاقات عجیبی است که برایاش در حال رخ دادن است.
فیلم «جلای وطن» جعفر را دنبال میکند. همهچیز از نگاه او دیده میشود و همهچیز احساسات او را نشان میدهد. نشان دادن احساسات جعفر چنان بهخوبی صورت میگیرد و چنان با فضای فیلم همخوان شده است که ما بهراحتی میتوانیم میزان فشار وارد شده بر او را درک کنیم. میتوانیم ببینیم او چگونه درحال دستوپا زدن و درگیریهای ذهنی خودش است. اولین اتفاقی که توانسته است احساسات جعفر را بهخوبی نشانمان دهد بازی خوب بازیگر نقش جعفر؛ «میشل ماتیچویچ» است که با چهرهای خنثی اما رفتارهایی عصبی توانسته این تضاد موجود در داستان را نشان دهد. آیا آنچه او به عنوان نژادپرستی در اطرافاش میبیند واقعیست یا تصورات ذهن مشکوک و حتی بیمار اوست؟ دومین مزیت این فیلم را باید در توجه بهکار رفته شده در فضای پیرامونی داستان دید. اتفاقات فیلم یا در محل کار یا در خانهی او رخ میدهد. راهروهای تنگ و کمنور محل کار جعفر که در دو سوی آن تعداد زیاد درهای بستهشده وجود دارد و راهروهایی که انتهایی نیز هرگز برایشان دیده نمیشود، خفقان موجود در ذهن جعفر را میتواند بهخوبی به تصویر بکشد. گرمای هوایی که با پنکههایی که مدام روشن است دیده شده و باعث میشود مدام چهرهی جعفر و دیگر همکاراناش از عرق خیس باشد، نیز در ایجاد حس خفقان در ما بسیاراثرگذار است. حتی خانهی او و اتاقهای تنگ و تاریک آن نیز در همین راستا ایجاد شدهاند.
یکی دیگر از مزیتهای فیلم «جلای وطن» موسیقی و ضربآهنگ خاص آن است. ضربآهنگی که معمولاً ناگهان شروع میشود و ناگهان نیز بعد از چند دقیقهی کوتاه تمام میشود و در ایجاد همان حس خفقان و ترس نهفته در درون جعفر مفید میباشد. خفقانی که تحمل دیدناش برای ما نیز در مدت زمان صدوبیست دقیقه سخت خواهد بود. جعفر مدام احساس میکند مورد تحقیر دیگران است و همه به نوعی دیگر به او نگاه میکنند. این نگاه متفاوت آنقدر در روند زندگی او ادامه پیدا میکند که باعث میشود دیگر واقعیتهای زندگی را هم نتواند ببیند. این فیلم روایت خفقان و نژادپرستی را چنان برای ما به تصویر درآورده است که حتی اگر تمام این اتفاقات را در ذهن خود جعفر بدانیم باز هم چیزی از اصل ماجرا کم نمیکند و فیلم میتواند نشان دهد این نژادپرستیها تا چه اندازه میتواند زندگی انسانها را تحت تأثیر خود قرار دهد و حتی به سمت نابودی بکشاندشان.