کارگردان دستبهدامان همه شد، اما نتوانست روایتی ساختارمند ارائه دهد
«سم ریمی» را تقریباً همه میشناسیم. او هم در ردیف دلهرهسازان بلاکباستر دههی ۱۹۸۰ جا میگیرد و هم یکی از آنهاییست که پای مارول و دیسی را به فرنچایزهای هالیوودی باز کرد. بر کسی پوشیده نیست که بهترین نسخهی مرد عنکبوتی از آن سم ریمی است که در ابتدای دههی ۲۰۰۰ روی پرده رفت. ریمی در دههی ۱۹۸۰ سهگانهای را با نام «مردگان شرور» روی پرده برد و سعی کرد با ترکیب دلهره و کمدی طبق سنت همان دههها روی مسیر اسلشر پیش برود. کاراکتر اصلی او در این سهگانه «اش ویلیامز» بود. همهی داستان حول کتابی با نام «کتاب مردگان» و یک نوار است که محتوای کتاب را با صدای بلند میخواند و ارواح شرور را آزاد میکند. باید گفت که این سهگانه برای همان دههی ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بهنظر کافی میآمد. اما در سال ۲۰۱۳ فیلم چهارمی هم ساخته شد. این اثر با فیلم چهارم دیگر تبدیل به فرنچایز شده بود. حال در سال ۲۰۲۳، کارگردان جوان ایرلندی، «لی کرونین»، فیلم پنجم را روی پرده برده است.
مخاطبی که چهار اثر دیگر را تماشا نکرده، برای تماشای این اثر نیازی به آن پیشینهها ندارد. باید گفت این اثر فقط همان کتاب شیطانی را با دیگر آثار مشترک است و توضیحاتی که مخاطب نیاز دارد به او داده میشود. فیلم آقای کرونین یکی از همان آثار اصلی سالانه در ژانر دلهره است که سینمای هالیوود سعی میکند در انواعواقسام پلتفرمها به تبلیغ آنها بپردازد.
افتتاحیهی این اثر آنقدر ضعیف و تصنعی است که حتی مخاطبان مثبتاندیش سینمای دلهره را هم دلسرد میکند. افتتاحیهی اثر نه جلوههای ویژهی پرداختشدهای دارد و نه آنطور که کارگردان انتظار دارد تعلیق و دلهره را به مخاطب انتقال میدهد. در هر حال وارد روایت اصلی میشویم. طبق گفتهی کارگردان به یک روز قبل از افتتاحیه میرویم. کرونین سعی کرده از لسآنجلس فضایی پادآرمانشهری درست کند و همهی رخدادها را در شبی تاریک رقم بزند. روایت آقای کرونین نه منطق دارد و نه شخصیتپردازی آن باعث درگیر شدن مخاطب در ماجرا میشود. اثر او ملغمهای از عاریههای تصویری از قابهای ماندگار «درخشش» (جاری شدن دریای خون از پشت در آسانسور به درون راهرو)، «فارگو» (دستگاهی اجساد را تکهتکه میکند) و «کشتار با ارهبرقی در تگزاس» (ارهبرقی و قتلعام با آن که البته در سهگانهی ریمی هم از آن استفاده شده بود) است. حتی با این خاطرهبازیها در قابهای این فیلم هم نمیتوان روایت نداشتهاش را نادیده گرفت. کاراکترها با سرعتی سرمسامآور وارد بازی خون و کشتار میشوند. این فیلم منطقی را که مخاطب از آن طلب میکند ندارد. آقای کرونین در همهی قابهای خود سعی دارد مخاطب را بترساند و موفق نمیشود. او در بخشی دیگر از روایت دستبهدامان اسلشر میشود، اما کاراکترهای او شخصتهایی نیستند که بخواهند این بازی خون را در قابی دلهرهآور مقابل مخاطب قرار دهند. ارواح شرور آقای کرونین هیچ خاصیتی جز عاریه گرفتن از فیلمهای مهم این ژانر در دهههای گذشته ندارند؛ نه چشمهای برقافتادهاشان و نه مفصلهای شکستهاشان و نه حرکتهای عنکبوتیاشان مخاطب را برانگیخته میکنند. کارگردان جوان ایرلندی بهتر است در همان دنیای فیلم اول خود سر کند و مخاطب را از طریق همان تعلیقها، سکونها و جامپاسکرها تحت تأثیر قرار دهد. بهقول تارانتینو «در سینمای باید دزد خوبی باشی». آقای کرونین در این اثر دزد خوبی هم نیست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.