این کارگردان راه درازی در پیش دارد
اندی و ماریون چندین سال است از هم جدا شدهاند، اما قبل از این جداشدگی به هم قول دادهاند که همیشه پنجاهپنجاه از پسرشان، میلا، نگهداری کنند. ماریون به تازگی با جوانی با نام رابین آشنا شده و میخواهد تعطیلات خود را بدون میلا و فقط با رابین بگذراند. اما اندی که از این اتفاق آگاه شده با قصد قبلی و به بهانهی اینکه نوبت ماریون است که از میلا نگهداری کند راهی این سفر میشود تا سفر دونفره تبدیل به سفری چهارنفره شود.
در فیلم «مهمانی مجردی: جاسمین، جینا، آنا» دیدیم که آقای «علیرضا گلافشان» با سینما آشناست؛ هم میتواند بازیگران خوبی را برای فیلماش انتخاب کند، هم در بازی گرفتن از آنها توانایی دارد. هم میداند قابهای دوربین خود را چگونه ببندد و هم میتواند این قابها را در خدمت روایت خود بگیرد. اما تنها مشکل و البته بزرگترین مشکل روایت این کارگردان نوپا عدم تسلطاش به داستانی است که قرار است بازگو کند. او در فیلم دوم خود نه توانسته بود پرداخت شخصیت خوبی داشته باشد و نه قادر بود اتفاقات داستان را خلاقانه و در مسیری مستقیم شکل دهد. آقای گلافشان در فیلم سوم خود تلاش کرده کمی از ایرادات گذشتهی خود را رفع کند، اما هنوز راه درازی برای موفقیت در سینما دارد. او در حال پیشرفت و رشد است و اگر بتواند آگاهانه مسیر خود را ادامه دهد میتواند آیندهی روشنی داشته باشد.
آقای گلافشان در فیلم سوم خود هم بار دیگر روایتی کلیشه را انتخاب کرده است. اما صرف کلیشه بودن یک روایت نمیتوان پیشقضاوتی دربارهی بیان همان روایت کرد. بسیار فیلمسازان بودند که روایتهای کلیشه را از زاویههای متفاوتی تصویر کردهاند و اتفاقاً روایتهای زیبا و نابی را ارائه دادهاند، اما این اتفاق را هر کارگردانی نمیتواند انجام دهد. آقای گلافشان در این فیلماش نیز دچار مشکل روایی است. او نتوانسته تصمیم بگیرد کاراکتر اصلی روایتاش کیست. آیا قرار است اتفاقات پیرامون کاراکتر میلا رخ دهد یا اندی و ماریون در اینجا مرکز اصلی روایت هستند. چرا آن مرد جوان غریقنجات باید راوی داستان باشد و نقش رابین این وسط چه است؟ خانوادهای که میلا با دختر آنها دوست میشود که هستند و نقش آنها در مسیر روایت چرا به درستی نشان داده نمیشود؟
آقای گلافشان در این فیلم برخلاف فیلم قبلی خود پرداخت شخصیتهای بهتری دارد. بازیگران انتخابیاش مانند فیلم قبلی خوب است و این بازیگران توانستهاند شخصیتهای کلیشهای خود را بهخوبی درک کنند و آن را تصویر کنند. زوجی که از هم جدا شدهاند، اما حالا بار دیگر تصمیم میگیرند با هم کنار بیایند و به هم فرصت ادامه دهند. در این میان به حق کارا کتر میلا نیز اجحاف شده است و آقای کارگردان علیرغم اختصاص دادن زمان لازم به این کاراکتر اما نتوانسته پرداخت درستی از او را هم نشان دهد. در نهایت مخاطب با روایتی کاملاً کلیشهای و شخصیتهای تیپشده مواجه میشود که حداقل در بستری مناسب در کنار هم قرار گرفتهاند. بستری که اگرچه فاقد طنز خوشساخت و باقریحه است اما به سوی درامی ساده تاحدودی کشیده شده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.