پوستر فیلم مسابقه‌ی آواز یوروویژن: داستان حماسه آتش

جشنواره‌ی موسیقی و خنده

مسابقه‌ی آواز یوروویژن: داستان حماسه آتش
Eurovision Song Contest: The Story of Fire Saga
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده اردیبهشت

دنیای موسیقی طرفداران مختص به خود را دارد و هر ساله خیل عظیمی از هنرمندان نوپا و حتی نیمه‌حرفه‌ای با شرکت در مسابقاتی به رقابت پرداخته و عرض اندام می‌کنند. یکی از بزرگ‌‌ترین مسابقات را «مسابقه آواز یوروویژن» به خود اختصاص داده ‌است. رقابتی بین‌المللی که از سال ۱۹۵۶ تاکنون فعالیت می‌کند. ابتدا کشورهای فعال در اتحادیه اروپا در آن قادر به مشارکت بودند و به‌تدریج برخی کشورهای خارج از اروپا هم در آن حضور پیدا کردند. یکی از شروط حضور، عضو فعال در صداوسیمای اروپا بودن است و از طولانی‌ترین مسابقات جهانی پس از مسابقات ورزشی محسوب می‌شود.
حال نیز «دیوید دابکین» همانند سایر آثار کمیک خود خواهان ارائه‌ی فیلمی با محوریت این مسابقه است. بینندگان وی را باآاثاری مثل «قاضی» و «شوالیه‌های شانگهای» می‌شناسند. این بار نیز در صدد خلق کمیکی متفاوت و موزیکال است که باید به تماشا نشست و قضاوت کرد که تا چه اندازه در خلق‌ آن موفق بوده‌است.
داستان دو علاقه‌مند ایسلندی در حوزه‌ی موسیقی که در تلاش هستند تا به مسابقه‌ی آواز راه پیدا کنند. لارس- ویل فرل – و سیگریت – ریچل مک‌آدامز- با اجرای آهنگ‌هایی در زادگاه خویش از طرفداران بومی برخوردارند. لارس که بیشتر به بی‌عرضه‌گی مشهور است با مخالفت شدید پدرش در پرداخت به موسیقی مواجه است. پدرش ترجیح می‌دهد وی مانند سایر مردهای شهر، به ماهی‌گیری اشتغال ورزد و به تشکیل خانواده بیندیشد. از طرفی سیگریت دختری‌ست که عاشق لارس است. علی‌رغم مخالفت مادرش درباره‌ی همکاری با لارس و هدر رفتن استعداد در کنار آن پسر، سعی می‌کند همچنان همراه وی باشد و آهنگ‌هایی را بنویسد تا با هم اجرا کنند. در جای دیگر شاهد مسئولانی هستیم که در پی ارسال نماینده‌ی کشورشان به مسابقه‌ی بین‌المللی هستند و قرار است ۱۲ گروه را طی رقابتی به جان هم انداخته تا گروه یا فرد سزاوار، بتواند در مسابقه‌ی اصلی حضور داشته باشد. «کاتیانا» -دمی لواتو- خواننده‌ای‌ست که ظاهراً نماینده‌ی ازپیش‌تعیین‌شده‌ی کشور ایسلند است. به‌طور تصادفی از لارس و سیگریت هم در حضور در رقابت دعوت می‌شود تا به ریکیاویک-پایتخت ایسلند- بروند. اجرای آنها منجر به شکست شده و زمانی‌که آنها خارج از محل برگزاری بودند، مکان مسابقه منفجر شده و تمامی شرکت‌کنندگان از بین می‌روند. گروه داوران به‌ناچار و علی‌رغم میل خود این دو را برای شرکت در مسابقه به اسکاتلند می‌فرستند. در این خلال نیز شاهد تمرین این‌ دو و سایر شرکت‌کنندگان هستیم. رقیب روسی آن‌ها الکساندر- دَن استیونس- با شنیدن صدای سیگریت محو وی شده و قصد دارد با وی رابطه برقرار کند که این امر باعث ایجاد فاصله بین لارس و سیگریت شده و منجر به خلق نماهایی درام می‌شود. در شب اجرای نهایی متأسفانه روی صحنه اتفاقات غیرمترقبه‌ای شکل می‌گیرد و باعث می‌شود اجرای آنها برای برتر بودن امتیاز کافی را دریافت نکند. اما ماجراهایی برای آن دو رقم زده می‌شود که رابطه‌شان را مستحکم کرده و پایان خوشی را خلق می‌کند. این فیلم در کنار خلق صحنه‌های کمدی و موزیکال، نمایشی ملوّن و رنگارنگ از ملل گوناگون بود و حتی شوخی‌هایی هم با فرهنگ‌ها و خرافات موجود در کشورهای مختلف، جدای از کشور مبدأ -ایسلند- شد که نمی‌توان به‌کارگیری آنها را آزاردهنده دانست.
ویل فرل در آثار گذشته خود را کمدینی تمام‌عیار معرفی کرده. اما اینجا حرف جدیدی برای گفتن ندارد. حتی به مدد لباس‌های عجیب و غریب و استفاده از واژگان کمیک رکیک هم نتوانست به توفیق دست یابد. هرچند به همراه «اندرو استیل» از فیلم‌نامه‌نویسان این اثر هم به‌شمار می‌رفت. بیش از وی، ایفاگر نقش سیگریت یعنی مک‌آدامز را باید ستود؛ هنرپیشه‌ی آثار موفقی همچون «دفترچه»، «دختران بدجنس» و «پیمان»،‌ ستاره‌ای که قطعاً در ژانر کمدی آینده درخشانی خواهد داشت. فرل و مک‌آدامز قبلاً نیز به‌همراه دابکین در فیلم «مهمان‌های ناخوانده‌ی جشن عروسی» همکاری داشتند و این اثر دوم مشترک بین این دو هنرپیشه و کارگردان به‌شمار می‌رود. حضور سلبریتی‌هایی همچون «گراهام نورتون» و «دمی لواتو» آن‌قدر هم ضروری نبود که نتوان از بازیگرانی در حد این شهرت بهره برد.