پوستر فیلم ریشه‌کنی

ترکیب ناموزون زامبی و خون‌آشام

ریشه‌کنی
Eradication
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

در اینکه زامبی‌ها و خون‌آشامان پرطرفدارترین کاراکترهای ژانر دلهره هستند شکی نیست. خون‌آشامان سال‌هاست در ادبیات و بعد در سینما خودنمایی می‌کنند. اما زامبی‌های محصولی آمریکایی هستند که از دل تئوری توطئه بیرون آمدند. ده‌ها اثر مختلف طی چند ده سال اخیر با موضوعیت این دو گونه‌ی جذاب ژانر دلهره ساخته شده‌اند. اما تا کنون شاهد موجودی نبوده‌ایم که ترکیبی از این دو باشد. زامبی‌ها طبق تعریف عامی که برای‌اشان وجود دارد حاصل یک همه‌گیری جهانی هستند و به‌نوعی مرده‌هایی متحرک می‌شوند. اما خون‌آشامان دارای خونی اصیل می‌شوند که دیگر نور روز برای آن‌ها کارایی ندارد و به‌نوعی حاصل توافق کنت دراکولا و ابلیس هستند و نامیرایی را به ارث می‌برند. «دنیل بیرز» در اولین اثر بلند داستانی خود سعی کرده با ترکیب این دو روایتی نو را مقابل دیدگان مخاطبان خود قرار دهد.
پس از همه‌گیری کووید-۱۹ و ترسی که در شش ماه اول قرنطینه بر دنیا حکمفرما شد، روایت‌های زامبی هوادار بیشتری پیدا کردند. حال زمان آن بود که تولیدکنندگان این آثار وارد مسیری جدید شوند. چون تا پیش از این همه‌گیری‌های کشنده برای بسیاری از مخاطبان چیزی شبیه به یک امر غیرواقعی بود. اما پس از همه‌گیری جدید، مخاطبان با دقت بیشتری به این روایت‌ها می‌نگریستند. کار ساده‌ای که بیرز می‌توانست انجام دهد ارائه‌ی یک روایت ساده بود و نیازی نبود خود را به‌دردسر ساخت یک اثر تلفیقی بیندازد. مخاطب او پس از افتتاحیه و با نمای زاویه‌ی پرنده متوجه کلیت فیلم او می‌شود؛ فیلمی با جلوه‌های ویژه‌ی نازل که مخاطب را به شک می‌اندازد. در هر حال برخی مخاطبان وارد روایت می‌شوند و با کاراکتری با نام «دیوید» که خود را ایزوله کرده آشنا می‌شوند.
بیرز در روایت خود به تلفیق زامبی‌ها و خون‌آشامان بسنده نمی‌کند و سعی دارد نوعی نوآر آخرآلزمانی را به‌تصویر بکشد. او از دیوید یک احمق ساده‌لوح می‌سازد که توسط نامزدش، «سم»، ایزوله شده و باید هر روز خون خود را برای آزمایش ارسال کند؛ چرا که به او گفته شده که تنها انسان آلوده‌ای است که از این بیماری جان سال به‌در برده و ممکن است از خون او واکسن تهیه شود. کارگردان گویا برای دور ماندن از شلوغی‌های آثار آخرالزمانی و حمله‌های دسته‌جمعی مردگان متحرک، به ایزوله کردن دیوید دست زده است و سعی دارد فیلم خود را با همین دو کاراکتر پیش ببرد. او شاید این را نمی‌داند که مخاطب این ژانر دوست دارد که تقابل انسان با مردگان نامیرا را مشاهده کند. زامبی‌های آقای بیرز حتی از قانون روایت‌اش نیز تبعیت نمی‌کنند. این مردگان متحرک همچون خون‌آشامان به خون تشنه هستند و نمی‌توانند زیر نور آفتاب دوام بیاورند و می‌سوزند. اما در اولین تقابل دیوید و یکی از آن‌ها تمام این موارد نقض می‌شود. حتی ظاهر این موجودات تبدیل‌شده نیز متفاوت است و سم بسیار خوش‌تیپ و با دندان‌هایی سفید ظاهر می‌شود و دیگر موجودات با دندان‌هایی زرد و زامبی‌گونه حمله می‌کنند. زمانی که کارگردان تسلطی روی روایت خود نداشته باشد نتیجه‌ای جز این سردرگمی ندارد.
فیلم دنیل بیرز آزمون‌وخطای یک کارگردان فیلم‌اولی در تلفیق دو موجود معروف در روایت‌های دلهره است. شاید خود او و شاید کارگردانی ریزبین‌تر در آینده بتوانند این ایده‌پردازی را پخته کنند و تصویری سینمایی‌تر به مخاطب خود ارائه دهند. این فیلم فقط‌و‌فقط نان ایده‌ی نو کارگردان‌اش را می‌خورد، اما در قالب سینمایی چیزی جز اثری خام و آشفته نیست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟