مردی در حال گذر از جنگل است که ناگهان تعدادی غریبه را در اطراف خود مشاهده میکند. غریبهها به او هجوم میآورند و او از دست آنها فرار میکند. در همین حین متوجه دریچهای مخفی در زیرِ زمین میشود و به داخل آن میرود. در آنجا توسط شخصی که به نظر میرسد، اینجا پناهگاه اوست، مورد هجوم قرار میگیرد.
فیلمهای زیادی وجود دارند که در آنها بازیگران کمی به نقشآفرینی میپردازند، اما علیرغم این اتفاق این فیلمها بخاطر داستان پخته و خوبشان و البته بازی زیبای همان تعداد اندک بازیگران توانستهاند، همرده با فیلمهای دیگر و حتی بالاتر از آنها قرار بگیرند. همین امر است که نشان میدهد، تعداد بازیگران یا حتی مشهوربودن یا نبودن بازیگران نمیتواند چندان تغییری در بهتر یا بدتر بودن فیلم داشته باشد. اگرچه بازیگران مشهورتر به واسطهی تجربه بیشتر خود شاید بهتر بتوانند به نقشآفرینی بپردازند. فیلمهایی چون: شنا به کامبوج ( ۱۹۸۷ )، دورافتاده ( ۲۰۰۰ )، ماه ( ۲۰۰۹ )، ۱۲۷ساعت ( ۲۰۱۰ ) و شکسته ( ۲۰۱۱ ) جزو آن دسته از فیلمهایی هستند که با تنها یک بازیگر توانستهاند، در جایگاه بالایی از سینما قرار بگیرند. فیلمهای با کشش داستانی قوی و البته شخصیتپردازیهای کامل که میتوانند به راحتی بیننده را در برابر خودشان نگه دارند. فیلم «کارآگاه» محصول ۱۹۷۲ نیز تنها با دو بازیگر خود توانست با داستانی حسابشده هم احساس ترس و وحشت را به مخاطباناش القا کند و هم با داستانی رمزآلود هیجان دیدن آن را بیشتر نیز نماید.
فیلم «مقبره» هم با دو بازیگر مرد و یک بازیگر زن تلاش کرده است، علیرغم تعداد بازیگران ِکم داستانِ خود را هیجانانگیز و رازآلود نشان دهد تا بینندهاش را در برابرش نگه دارد، اما مخاطبان حرفهای سینما احتمالاً بتوانند، تمام اتفاقات این فیلم را خیلی زودتر از داستان آن پیشبینی کنند. همین امر است که از میزان جذابیت فیلم میکاهد. اگرچه شخصیتپردازیها و به طور کلی داستان فیلم هم چندان بد دیده نمیشود و میتوان حداقل المانهای مهم فیلمسازی را در آن مشاهده کرد، اما این قابلپیشبینی و تکراری بودن بزرگترین ضربه را به داستان زده است.
روایت فیلم «مقبره» در دوران آینده رخ میدهد. زمانی که بیشتر انسانها دیگر انسان نیستند و احتمالاً زامبی شدهاند. چرا احتمالاً؟ زیرا فیلم دقیقاً به نوع موجودیت این افراد اشاره نمیکند و بیننده از طرز رفتارهای این انساننماها حدس میزند که آنها باید شخصیتهای زامبیمانندی باشند. فیلم سعی کرده است، داستان خود را در مسیری صاف و ساده پیش ببرد و از ایجاد اتفاقات غیرمترقبه جلوگیری کند. همین سادگی هم اسباب قابل پیشبینی شدن آن و عدم جذابیتاش شده است.
از سوی دیگر فیلم با وجود بازیگران کم و محیط کوچکی که اتفاقات در آن رخ میدهند، باید شخصیتهای داستاناش را چنان قوی پرداخته باشد که بتواند این کمی فضا و حتی کمی بازیگران را جبران کند، اما این شخصیتها بنا به طرح ساده داستان نه چنان پیچیدهاند که نیازی به توضیح بسیار داشته باشند و نه چنان جذاب هستند که بتوانند بیننده را مجذوب کنند.