آیا به کاراکترهایی چون انولا هلمز نیاز است؟
همانطور که انتظار میرفت کاراکتر انولا هلمز به فیلم دوم هم رسید و گویا همچنان باید شاهد تحریفهای هالیوودی در داستانهای پرطرفدار باشیم. در فیلم اول مشکل آنجایی بود که کارگردان کاراکتری جدید در دنیایی متفاوت را خلق نکرده بود. او بهعمد وارد دنیای شرلوک هلمز شده و کوچکترین خواهر او را تبدیل به کاراگاهی جدید کرده بود. نسبت به کلیت ماجرا هیچ شکوهای نیست. اما ماجرا آنجا احمقانه بهنظر میرسد که در ۶ سال اخیر هالیوود تلاش دارد برای بهدست آوردن دل فمینیستهای عصبانی از اتفاقات میرامکس و خدای هالیوود دست به هر کاری بزند. هالیوود گویا حتی حاضر است خدا را هم زن کند تا فمینیستهای افراطی دست از سرش بردارند. انولا هلمز از این نگاه تبدیل به اثری کاملاً پوچ و زنگزده میشود.
پس از ماجراهای بخش اول، انولا حالا دیگر در لندن همچون یک کاراگاه خصوصی مشغول به کار است. همانطور که انتظار میرود او در لندن مردسالار کاری ندارد و همهی کارها به کاراگاهان خصوصی مرد سپرده میشود. کارگردان در این داستان سعی دارد از فرم روایی جزءبهکل استفاده کند. بههمین سبب دختربچهای را به دفتر انولا میفرستد که از او میخواهد خواهر گمشدهاش را بیابد. از همین نقطه تا انتهای داستان همان کلیشههای معروف داستانهای شرلوک اتفاق میافتد؛ بوهایی که فقط کاراگاه زرنگ متوجه میشود و ردپاهایی که کسی جز او نخواهد دید.
روایت جدید آقای «بردبیر» همانند فیلم اول سعی دارد دچار همان هیجانهای شرلوک هلمزی شود. اما روایت او اصالت داستانی و کاراکتری ندارد. فیلم دوم انولا هلمز حتی بار دراماتیک هم ندارد. این فیلم نه میتواند جایگزینی تینیجری برای شرلوک هلمز شود و نه قادر است عرض ارادتها و تحریفهای فمینیستی را نثار جامعهی مردستیز تندرو کند. گویا هالیوود هر بار در یک دور باطل گرفتار میشود. برای جبران اشتباهات در قبال جامعهی آفریقایی-آمریکایی و زنان نیاز به این همه تحریف در محتوای داستانی نیست. ای کاش حداقل بهجای آن کمی به سینمارگران مستقل فرصت میدادند تا با روایتهایی اصیل به این مقولهها بپردازند. حداقل نگاهی که در فیلمی مانند «شاهزن» وجود دارد اصالت روایی بیشتری نسبت به هرزهروایتهایی چون انولا هلمز دارد.
کارگردان در فیلم دوم هم سعی دارد همانند فیلم اول ضربآهنگ را تا جایی که میتواند بالا ببرد. اما دایرهی بستهی روایت به او اجازهی تزریق پیرنگهای فرعی را نمیدهد. گویی روایت او با وزنه به پای انولا بسته شده است و هیچ گریزی از آن نیست. برای بسیاری از روایتها این در مرکز قرار گرفتن کاراکتر اصلی بسیار مهم است. اما برای چنین روایتهایی که قرار است یک شهر را درگیر خود کند، چنین نگاهی تبدیل به تعقیبوگریزهای احمقانهی این فیلم خواهد شد. فیلم انولا هلمز میتوانست در همان بخش اول خود باقی بماند و نیازی به ساخت سری دوم نبود. اما گاهی اصرار بیشازحد به انجام کاری در هالیوود منجر به روی پرده رفتن نهتنها فیلم دوم که حتی تبدیل شدن اثر به یک فرنچایز میشود؛ اتفاقی که بعید نیست برای انولا هلمز هم در آینده رخ دهد. شاید بالاخره به روایتی که میخواهند برسند، شاید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.