پوستر فیلم اعمال قانون

بگذارید نفس بکشیم

اعمال قانون
Enforcement
Shorta (در زبان عربی به معنای «پلیس» است)
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

پسر نوزده ساله‌ی مسلمانی در درگیری‌ها و خشونت‌های خیابانی توسط پلیس بازداشت می‌شود. کمی بعد از بازداشت شدن اما خبر مصدوم شدن و انتقال او به بیمارستان در همه جا شنیده می‌شود. چطور ممکن است پسری جوان و سالم دستگیر شود و کمی بعد در بیمارستان با مرگ و زندگی دست‌وپنجه نرم کند؟ از این روست که گشت‌های پلیس به خیابان‌ها فرستاده می‌شوند تا از ایجاد هرگونه خشونت به‌خاطر این اتفاق جلوگیری شود. البته به تمام واحدهای پلیس هشدار داده می‌شود تا حد امکان از مناطق مسلمان‌نشین دوری کنند. «جنز»؛ پلیسی آرام با صلاحدید رئیس‌پلیس با «مایک»؛ پلیسی که به داشتن خشونت فراوان زبان‌زد است، در این گشت‌زنی‌ها همراه می‌شوند. زمانی نمی‌گذرد که این دو خود را در میان منطقه‌ی مسلمان‌نشین گرفتار می‌بینند.
واژه‌ی «نژادپرستی» تنها محدود به رنگ پوست نمی‌شود و هر تبعیضی که به خاطر نوع تفاوت در دیدگاه‌های انسان رخ دهد هم می‌تواند نژادپرستی باشد. امروزه مذهب به عنوان دلیلی دیگر برای این تبعیض‌ها و تفاوت‌ها دیده شده است. مسلمان خود را برتر از غیرمسلمان دانسته و غیرمسلمان خود را بهتر از مسلمان می‌داند و هر کدام به خود اجازه می‌دهند خود را محق بر دیگری بدانند. اینگونه است که به راحتی همه‌چیز برهم می‌ریزد و خشونت خود را به جلوه‌های گوناگونی نشان می‌دهد. حال اگر این تفاوت‌ها و تبعیض‌ها از سوی یک مرجع قانونی یا اشخاصی که دستی در قانون دارند، مورد حمایت واقع شوند آنگاه همه می‌دانیم چه فاجعه‌ای رخ خواهد داد.
در فیلم «اعمال قانون» مایک و دوستان‌اش خود را با همین پشتوانه‌ی قانونی آزاد می‌بینند که هر کاری انجام دهند. اما اگر زمانی، فقط تصور شود زمانی، این پشتوانه‌ی قانونی برداشته شود و همه‌کس و همه‌چیز در حالت مساوی با دیگران قرار بگیرد آنگاه چه رخ خواهد داد؟ مایک در میان منطقه‌ی مسلمان‌نشینی که تا چند لحظه قبل به راحتی راه می‌رفت و به راحتی جوانان را به هرکاری که می‌خواست، مجبور می‌کرد، گرفتار و تنها می‌بیند و آنگاه است که فاجعه پشت فاجعه رخ می‌دهد. فجایعی که قرار نیست تنها دامن مایک را بگیرند بلکه دامن جنز و خانواده‌های بی‌گناه این منطقه و حتی جوانان خشمگین از این همه تبعیض را هم خواهند گرفت. پس هر چه اتفاقات جلوتر رود چیزی که باقی خواهد ماند سیاه‌تر، زشت‌تر و غیرقابل‌جبران‌تر خواهد بود.
ما در فیلم «اعمال قانون» با دنیای سیاهی روبه‌رو خواهیم بود که قرار نیست سفید شود و قرار نیست اتفاقات کسی را نجات دهند و حتی اگر کسی از این اتفاقات به‌ظاهر سالم هم خارج شود قطعاً هرگز آن کسی نخواهد شد که قبلاً بوده است. شاید هیچ‌چیز زیباتر از همان جمله‌ی ابتدایی فیلم نباشد که پسر نوزده ساله‌ی مسلمان و خشمگین بر زبان می‌آورد: «نمی‌تونم نفس بکشم». او هیچ چیز نمی‌خواهد. تنها می‌خواهد به راحتی نفس بکشد. خشم او هم برگرفته از همین نتوانستن در نفس کشیدن است. نفس کشیدن هم تنها استشمام اکسیژن هوا نیست…
فیلم در روایت خود از سکانسی ترسناک، متأثرکننده و البته واقعی آغاز می‌شود و هر جمله‌ای که در این سکانس و سکانس‌های بعدی بازگو می‌شود همه از احساسات پنهان آدم‌ها سخن می‌گویند و هیچ کدام بی‌دلیل ذکر نمی‌شوند. فیلم به آهستگی خود را وارد ذهن ما می‌کند و به همان آهستگی نیز شخصیت‌های خود را به ما نشان می‌دهد. اما این آهسته بودن هرگز تنش موجود در میان تصاویر را از بین نمی‌برد و می‌توان از همان ابتدا رخ دادن اتفاقی تلخ را حدس زد. ولی شاید هرگز کسی نمی‌توانست تلخی سکانس‌های پایانی فیلم را هم حدس بزند. اینکه چگونه در همین روند آهسته‌ی پرتنش شخصیت‌ها تغییر می‌کنند و تغییرات آنها منجر به انجام کارهایی می‌شود که هیچ بازگشتی را برای‌شان نخواهد داشت. دوربین نیز با داستان همراه است و زمانی که به ناگاه دوربین چرخش کرده و زمین و آسمان را جابه‌جا می‌کند و همه چیز برعکس می‌شود به نوعی به این تغییرات اشاره کرده است. این دوربین در تعقیب‌وگریزها هم با در دست گرفته‌‌‌شدن توسط فیلمبردار اضطراب موجود در اتفاقات را هم به خوبی به ما وارد می‌کند.
با نگاهی به سابقه‌ی کاری «فردریک لوویس هوید» و «آندرس اُلهولم» می‌توان به راحتی دلیل خوش‌ساخت بودن فیلم «اعمال قانون» را دانست. هر دو کارگردانِ این فیلم تجربه‌ی ساخت فیلم‌های کوتاه و نویسندگی فیلم‌های بلند را داشته‌اند. ازاین‌رو این دو در اولین تجربه‌ی فیلم‌سازی یک اثر بلند سینمایی از تمام آن تجربیات خود بهره برده و نشان می‌دهند که وارد شدنِ قدم به قدم در این عرصه به چه میزان می‌تواند حائز اهمیت باشد.