زندگی سیاهپوستان در دورهای که بین ایالتهای شمالی و جنوبی بر سر آزادی بردهها نزاع بود، سرشار از لحظات سخت برای این رنگینپوستان بوده است. هر چند، تا همین امروز هم این دعوای نژادی همچنان وجود دارد و قربانی میگیرد. بعد از مرگ «فلوید»، سینمای ایالات متحده آثاری که درونمایهی مبارزه با تفکر نژادپرستانه را دارند، بیش از سالهای گذشتهی خود روانهی سینماها و سرویسهای پخش آنلاین کرده است. فیلم «امپراطور» هم از همین دسته فیلمهاست که قرار است به زندگی «گرین شیلدز» – یک برده که به او امپراطور میگفتند – بپردازد.
مارک امین – تهیهکنندهی ایرانی-آمریکایی- هم فیلمنامهنویس و هم کارگردان این اثر است. او بیشتر در حوزهی فیلمهای کمهزینه و مستقل فعالیت داشته و شاید اثر دندانگیری تا پیش از این نداشته که بخواهیم با مرور نام آنها به هویتی در روند فیلمسازی و تهیهکنندگیاش برسیم. پس باید گفت باتوجهبه اتفاق مهم این روزهای ایالات متحده، سعی کرده ناماش بین نامها حضور داشته باشد. این فیلم در هیچجای خود نشانی از یک فیلم با نگاهی ریزبینانه و دقتنظر کارگردان ندارد. کمی از «۱۲ سال بردگی» و شاتهایاش قرض گرفته و در کنار آن قصد دارد مروری از روی عجله بر بخشی از زندگی شیلدز داشته باشد. در سراسر شاتهای فیلم آشفتگی و عجله برای برداشت را شاهد هستیم و کارگردان برای یک بار هم که شده، سعی نمیکند کمی آرامش را به برداشت خود تزریق کند. شیلدز بهعنوان مباشر سیاهپوست یک مالکِ قمارباز سعی دارد آرامش را میان بردهها و ارباب برقرار کند تا همه در آرمش کنار هم زندگی کنند. هر چه مخاطب سعی دارد با دنبال کردن بخشی از فیلم با کاراکترها ارتباط برقرار کند، اما آقای امین در نهایتِ آشفتگی این ریسمان را پاره میکند. گویی باید با دو خط دیالوگ و صحنههایی نیمهکاره عمق فاجعه را شاهد باشیم.
امپراطور این فیلم قرار نیست در فرار و گرسنگی کشیدن و شکنجهها حتی چینی روی لباس و صورتاش بنشیند. شاید آقای امین فراموش کرده که در حال ارائهی سینما به مخاطب است و صحنهی تئاتر نیست که با قراردادهایی انتزاعی بین مخاطب و دراماتورژ، روند گذر زمان و ضربوشتم با رفتن و آمدن نور صحنه و سایهروشنها نشان داده شود. تمام سکانسهای مرزعه آنقدر تصنعی و خستهکننده هستند که فرار او را تحتالشعاع خود قرار میدهند. حتی حضور او در یک شهر دیگر و اینکه با سر دزدیدن و پنهانشدن بین بردهها از ماجرا جان سالم به در میبرد نیز به بازیای مضحک میماند تا اینکه بخواهد استرس و تعلیق را ارائه دهد.
امپراطور فیلم بدی است و قرار نیست تا آخرین برداشت هم مخاطب را وادار به همراهی کند. از همان افتتاحیه تا اختتامیهی فیلم جز هرجومرج در ارائهی تصاویر را نمیبینیم. حتی برشهای بد فیلم ما را از تدوینگر ناامید میکنند و در میانهی روایت فقط میخواهیم که این فاجعه تمام شود.