دنیای محدود کارگردان در بازنمایی ذهن عصیانگر امیلی برونته
دربارهی زندگی و آثار خواهران برونته بسیار شنیدهایم و حتی اقتباسهای سینمایی از آثار این نویسندگان را نیز تماشا کردهایم. شاید جنجالیترین و بهنوعی سیاهترین رمان این سه خواهر «بلندیهای بادگیر» اثر «امیلی برونته» باشد. خانم فرانسیس اوکانر در اولین اثر بلند سینمایی خود سعی دارد سالها، ماهها و روزهای منتهی به خلق این اثر را مقابل چشم مخاطب قرار دهد؛ امیلی عصیانگری که از تکتک قابهایی که چشماناش ثبت میکردند، گوشهایاش میشنیدند و ذهناش حس میکرد برای خلق این اثر استفاده کرد. اوکانر در طول دوران بازیگری خود هر ژانری را محک زده است؛ از کمدی-عاشقانه تا درام و دلهره. او در پرداخت به زندگی امیلی سعی دارد بخش اعظمی از روایت را به ذهن پرآشوب امیلی در حصار زندگی دختران یک کشیش اختصاص دهد.
فیلم خانم اوکانر اگر دو سکانس عجیب و رویایی را نداشت، بیشک به لیست دهها اثر بیوگرافی گزارشی اضافه میشد و شاید مخاطبی حتی بهیاد آن نمیافتاد. اوکانر سعی دارد از همان ابتدا به مخاطب نشان دهد که قصد ندارد امیلی را صرفاً در بستر روزها و لمس علفها و واگویههای شاعرانه تصویر کند. کارگردان به درون ذهن امیلی، ترسهایاش، جامعهگریزیاش، فشارهای روانی وارد بر او، هوسهایاش و در نهایت مزمزه کردن تابوهای آن دوران میرود. باید گفت در پردهی اول کاملاً هم موفق است و اوج این پرده به همان دورهمی جوانان در خانهی پدری امیلی بازمیگردد. در این دورهمی شاهد هستیم که بازی اوکانر با دوربین چقدر نرم است. به آن دو پن راست به چپ و برعکس، هنگامی که صدایی از بیرون اتاق میآید، توجه کنید که چگونه حرکت دوربین و برشها با یکدیگر تطابقی کامل دارند. سپس خانم اوکانر هنگام زدن این ماسک و تحت فشار قرار گرفتن امیلی از لنز عریض استفاده میکند و با نورپردازی خیرکنندهی خود این سکانس و دیالوگهایاش را دچار تعلیقی از جنس فقدان، رنج، اعتراف و در نهایت دلهره میکند. سکانس بعدی حضور امیلی و ویلیام در آن کلبهی بیرون از روستاست. نگاههای خیرهی این دو از پنجرهی کوچک کناری به بیرون و دوباره خیره شدن به یکدیگر، صدای وزش باد که آمیخته با صدای دریاست باعث رفتوبرگشتهایی میشوند که مخاطب را برای لحظهای دچار خلسهای شاعرانه میکنند. اما خانم اوکانر در همین دو سکانس و کمی هم در آن تعقیب ردپاهای گلی امیلی بهسوی خانه نشانی از یک اثر شاعرانه که در خور نام امیلی برونته باشد به مخاطب ارائه میدهد. آنچه در کلیت این فیلم شاهد هستیم جز خردهروایتهای منفصل از هم و در ادامه عجله کردن کارگردان برای رسیدن به نگارش کتاب نیست. خانم اوکانر نباید این انتظار را از مخاطب داشته باشد که با همان چند سکانس تریاک کشیدن، مشروب خوردن و در نهایت دریوزگیهای شبانهی امیلی و برادرش به درون لحظات پرآشوب ذهنی و خودویرانگری این دو برود. این کارگردان نباید انتظار داشته باشد که مخاطب عمیقترین عشق را از طریق برشهای بیهدف در رابطهی امیلی و ویلیام درک کند. این عدم تعادل در پرداخت به زندگی پر از عصیان امیلی برونته و عجله و دستوپا زدن کارگردان در پردهی سوم (گویی او مجبور بوده فیلم را در ۱۳۰ دقیقه تمام کند) که عملاً شرح نگارش کتاب بلندیهای بادگیر در آن گم میشود، باعث شده اثر خانم اوکانر فیلمی کاملاً متوسط جلوهگر شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.