نداشتن بودجه دلیل خوبی برای بیهدفی یک روایت نیست
«اولین» به همراه «کوین»، دوستپسرش، برای یک سفر کوتاه و کوهنوردی راهی کوههای معروف اطراف شیلی شدهاند. آنها شب را در چادر و میان جنگل میگذرانند. شبهنگام اما صدایی اولین را به سمت خود میکشاند. فرداصبح زمانی که کوین دوست دختر خود را پیدا میکند او را برهنه میبیند. کمی بعد مشخص میشود اولین باردار است و تمایل زیادی برای خوردن خون انسان دارد.
پیش از این بارها دربارهی موجودات لاوکرافت حرف زدهایم. موجوداتی عجیب که هیچکس از دست آنها در امان نیست و قرار است پوچی زندگی را به گونهای متفاوت به مخاطب نشان دهند. در نظر لاوکرافت، خالق این موجودات عجیب، این انسان است که موجودی خطرناک است و باید دیگر موجودات دنیا از دست او فرار کنند. فلسفهی داستانها و موجوداتی که لاوکرافت آنها را خلق کرده است دقیقاً قرار است آن وجه تاریک روح انسان را نشان دهند. در نتیجه فیلمهایی که میخواهند از این موجودات حرف بزنند اگر توانایی نشان دادن هدف خاص و نهایی لاوکرافت را نداشته باشند، بیهوده و آشفته خواهند شد. در واقع این فیلمها باید برای روایتاشان هدفی بزرگ داشته باشند تا بتوانند مخاطب را به دنبال خود بکشانند. فیلم «جنین» با نیمنگاهی به این موجودات و وام گرفتن داستانی افسانهای از کوههای «اسنودویل» در شیلی سعی دارد روایتی ترسناک را در برابر مخاطب قرار دهد.
مشکل بزرگ فیلم «جنین» نداشتن هدفی مشخص و خاص برای روایت خود است. قرار است این فیلم که از سه داستان متفاوت تشکیل شده از چه حرف بزند و در پایان خود بیننده را وادار به فکر کردن دربارهی چه چیزی کند؟ در پایان این فیلم بیننده نه توانسته یک داستان منسجم تخیلی را در برابر خود ببیند، نه هدف روایت را متوجه میشود و نه حتی سکانسهای ترسناک بهیادماندنی و خاصی را دیده است. این فیلم هیچ حرفی برای گفتن ندارد. داستانها به طور آشفته به صورت تودرتو در کنار هم قرار گرفتهاند و بیننده حتی نمیتواند رشتهی ثابتی را میان آنها پیدا کند. به نظر میرسد هر داستان روایتی جداگانه از موجوداتی متفاوت را دنبال میکنند که بیجهت در کنار هم قرار گرفتهاند.
در سوی دیگر ما تنها در یکی دو سکانس اولین را در حال خوردن خون و گوشت انسان میبینیم و دیگر هیچ سکانس خاصی که بتواند بیننده را دچار ترسی همراه با انزجار کند، وجود ندارد. این فیلم قرار است ترسناک باشد، اما نه موجود ترسناکی در آن مشاهده میشود و نه با موسیقی تعلیق لازم برای به وجود آمدن این ترس ایجاد شده است. مشخص است که بودجهی بسیار کم این فیلم مانع از ساخت سکانسهای ترسناک شده، اما آیا ما فیلمهایی که با بودجهی کم داستانی زیبا را روایت کرده باشند، ندیدهایم؟ مشکل این فیلم باریبههرجهت و بیهدف بودن آن است نه بودجهای که نداشته است. بودجه میتواند دست یک کارگردان را برای شاخهوبرگ دادن به سکانسهایاش باز کند، اما نمیتواند آن خمیرمایهی اصلی یک داستان را تزریق کند. در نهایت این کارگردان است که با خلاقیت خود میتواند داستانی جذاب و هدفمند را به نمایش بگذارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.