«کَش» قهرمان مبارزات رزمی ترکیبی (MMA) است. پسرش، جِت، تلاش میکند با کمک پدر پا در راه او بگذارد. اما رابطهی کش و جت رابطهی پدر و پسری معمول نیست چراکه کش سالها پیش زمانی که جت کوچک بوده است «سوزان»، مادر جت، را ترک کرده و حالا دوباره ازدواج کرده و پسری کوچک نیز دارد. جت به یاد نمیآورد چرا پدر آنها را ترک کرده و اهمیتی به این موضوع هم نمیدهد زیرا احساس میکند با درکنار پدر بودن میتواند راه مبارزات را بهتر آموخته و از آنها استفاده کند. رابطهی این پدر و پسر به نظر خوب میآید تا اینکه جت دلیل رفتن پدر را به یاد میآورد.
در نگاه اول و با تماشای سکانسهای ابتدایی داستان تصور میشود فیلم «آمادهی نبرد» داستان کش و قهرمانیها و زندگی شخصی اوست. اما درواقع فیلم داستان جت است و رابطهی او با پدر، مادر، برادر، دوستان و حتی معلماناش. و دقیقاً به همین خاطر است که فیلم در سکانسهایی کم میآورد و نمیتواند چنانکه باید این روابط را به خوبی نشان دهد. فیلم تلاش بسیاری کرده است تا روابط میان جت و این افراد را به خوبی نشان دهد اما این روابط آنقدر زیاد و شاید گاهی پیچیده میشوند که پرداختن به تمام آنها سخت میشود. از سوی دیگر فیلم یک داستان اصلی دیگر هم دارد و آن نشان دادن مسابقات این دو قهرمان هنرهای رزمیست. پس با توجه به این همه اتفاق حتی زمان دو ساعت فیلم نیز میتواند ناکافی باشد.
فیلم «آمادهی نبرد» در نیمهی اول خود مسیر خوبی را در پیش گرفته است. در ابتدا رابطهی میان کش و جت نشان داده میشود. رابطهای که به خوبی شکل پیدا کرده و ادامه مییابد و زمانی که دچار مشکل هم میشود با دلایل کافی و معقول این اتفاق رخ میدهد. در این میان فلشبکهایی که به صورت یادآوری در ذهن جت اتفاق میافتد و رفتهرفته دلیل رفتن پدر را نشان میدهد نیز برای درک رابطهی این افراد کاملاً موثر است. این فلشبکها دلیل تنفر سوزان از کش را هم به خوبی نشان میدهد و میتوان احساسات جت و سوزان را درک کرد. در این نیمه اما رابطهی جت با بعضی افراد به صورت محدود نشان داده میشود و این روابط هرگز عمق پیدا نمیکنند، مانند رابطهی او و همکلاسی دیگرش یا رابطهی او و برادرش که دچار نوعی سندرم خاص است. پرداخت نشدن درست به رابطهی او و برادرش و حتی اتفاقاتی که در مدرسه برایاش رخ میدهد، باعث میشود سکانس درهمشکستن و ناامیدی جت چندان متأثرکننده نباشد، برخلاف سکانسی که جت بهیاد میآورد، چرا پدر آنها را ترک کرده است. در ادامه نیمهی دوم فیلم تنها داستان مبارزهی این پدر و پسر میشود که توانسته است، جنبهی سرگرمی داستان را بیشتر کرده و بیننده را مشتاق به دیدن فیلم کند.
بازی «استیون درف» در نقش کش در نشان دادن آن همه خشم و عصبانیت این شخصیت بسیار موثر است، همانطور که «دارن مان» توانسته نقش جت را به خوبی بازی کند. و درنهایت احتمالاً بینندهی علاقهمند به فیلمهای ورزشی بهخصوص این ورزش از دیدن این فیلم و سکانسهای مبارزات آن راضی باشند.