«جورج نولفی» قبل از ساخت اولین اثر سینمایی خود با نام «ادارهی تعدیل» در سال ۲۰۱۱ در قامت یک فیلمنامهنویس با کارگردانهایی چون «سودربرگ» همکاری داشته است. این بدان معناست که آقای نولفی در بدنهی سینمای هالیوود و آثار اکشن و هیجانانگیز سابقهی دو دههای دارد. از این کارگردان در سال ۲۰۲۰ اثری با نام «بانکدار» را مرور کردیم که نشان میداد او همچنان در مسیر سینمای متوسط خود گام برمیدارد. حال در سال ۲۰۲۴ و پس از گل کردن آثاری چون «یک مکان ساکت»، آقای نولفی سعی دارد بار دیگر مخاطب را در برابر روایتی قرار دهد که دنیایاش به آخر رسیده است.
در این روایت با افتتاحیهای از جنس فیلم اول یک مکان ساکت مواجه هستیم. موجوداتی عجیبوغریب از دل حفرههایی که به مرکز زمین میرسند بیرون آمدهاند و فقطوفقط انسان شکار میکنند. اما این موجودات در ۲۴۰۰ متری از سطح دریا دیگر پیش نمیروند. بههمین سبب انسانهای باقیمانده خود را بالای این ارتفاعات سکنی دادهاند و حال مخاطب وارد مسیر اصلی روایت و داستان زندگی این بر جای ماندهها میشود.
فیلم از همان ابتدا گویی نشان از این دارد که کارگردان چندان حوصلهی پرداخت شخصیتها، طراحی میزانسن و در نهایت پیشبرد روایتی وسیع را ندارد. در نتیجه بدون فوت وقت با کاراکتر ویل و فرزندش مواجه میشویم و در ادامه کیتی و نینا نیز به داستان اضافه میشوند. در کمال تعجب همین کاراکترها در کلونی مورد نظر کارگردان حق اکت دارند و عملاً شیوهی زیست در این مکان به باد فراموشی سپرده میشود. به همین سبب است که باید از آقای نولفی پرسید مخاطب چگونه باید همراه روایتی شود که هیچ تمایلی به بارور کردن خود ندارد.
آقای نولفی کل پردهی دوم و سوم را به ماجراجویی هانتر و ویل در کنار نینا اختصاص میدهد و سعی دارد از طریق تقابل آنها با موجودات بیگانهی فلسدار زرهی که خودشان آنها را دروگر مینامند هیجان را به اثر وارد کند. اینکه در طول دو پردهی روایی دائم شاهد موشوگربهبازیهای بیهدف این کاراکترها باشیم و در نهایت کارگردان منطق روایی را خود بر اساس پیشبرد روایت زیر سوال ببرد نشان از اثری دارد که قرار نیست دچار هویت شود. روایت آقای نولفی بدون شک پلاتی جذاب برای سینمای سرگرمی دارد، بازیگران خوبی را داراست، اما خود روایت است که منعطف نیست. بهنوعی با داستانی سنگشده مواجه هستیم که کارگردان به هر طریق سعی دارد کاراکترهای خود را در سریعترین زمان ممکن به نقطهی نهایی برساند. شاید همین امر باعث میشود مخاطب حتی برای لحظهای پس از این روایت دچار نوعی درگیری ذهنی و هیجانی با اتفاقات آن نشود. در سینمای سرگرمی معمولاً انتظار میرود یک روایت متوسط و خوب قادر باشد بخشی از خود را تا مدتها همراه مخاطب کند، اما در داستان آقای نولفی این اتفاق رخ نمیدهد. داستان او در پردهی سوم آنقدر خود را پیچیده و دچار بمباران اطلاعات میکند که گویی قرار است با فیلم دومی مواجه شویم. بارها در باب آثاری که در آنها کارگردان با زیرکی انتها را وسیع میکند گفتهایم که مخاطب روایت نقدشده را میبیند و نه پلات نسیهای که ممکن است هیچگاه ساخته نشود و حتی اگر قصد ساخت آن وجود داشته باشد شاید با کارگردان اول نباشد. در نتیجه داستان اول حفرههای روایی به مراتب عمیقتری از گودالهای موجود در فیلم داشت.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.