«امبر» در ابتدای جوانی در مغازهی پدر کار میکند. پدر و مادر او سالها پیش زمانی که امبر هنوز به دنیا نیامده بود به شهر عنصرها وارد میشوند. اما این شهر جایی برای عنصر آتش نداشت و بیشتر آن را آب فرا گرفته بود. به همین دلیل مادر و پدر امبر تلاش زیادی کردند تا بتوانند جایگاهی برای خود داشته باشند. حال امبر سعی میکند زحمات خانوادهاش را با وقف کردن خود در مغازهی پدری و میراث او جبران کند. اما ورود جوانی با نام «وید» که از عنصر آب است همه چیز را تغییر میدهد.
«پیتر سون» در دههی ۱۹۷۰ به همراه پدر و مادرش از کره به ایالات متحده مهاجرت میکنند. او پدر و مادرش را برای مدتها میبیند که چگونه برای یافتن جایگاهی در یک جامعهی نو تلاش میکنند. سون هم سالها با تلاشی از این جنس در عرصهی انیمیشن با همکاری با گروههای بزرگ انیمیشنسازی تجربه میآموزد تا یک روز از این تجربیات استفاده کند. او در سال ۲۰۱۵ اولین انیمیشن بلند خود را با نام «دایناسور خوب» میسازد که مورد توجه منتقدان و مخاطبان بسیاری قرار میگیرد. بعد از این انیمیشن است که او به فکر ساخت داستانی برگرفته شده از زندگی خود میافتد. سون به مدت هفت سال با افراد مختلفی همکاری میکند تا بتواند روایت مدنظر خود را به تصویر درآورد. او با خلاقیتی مثالزدنی دنیایی خارقالعاده را خلق میکند و مخاطب را به آهستگی وارد این دنیا میکند. مخاطب به همراه دو شخصیت آتشین انساننما وارد یک شهر عجیب و زیبا میشوند و در آن سکنی میگزینند. سون در ابتدا زمان زیادی را صرف شرح و توضیح دنیای خود نمیکند و سریع ما را وارد جریان اصلی داستان و زندگی امبر میکند. او اما از دنیای خود غافل نمیشود و آن را در مسیر زندگی امبر رفتهرفته برایامان شرح میدهد. ما در این مسیر هم با جذابیتهای تصویری این دنیا، سازوکار و قوانین آن آشنا میشویم و هم با شخصیتهای داستان همذاتپنداری میکنیم.
فیلم «عشق عنصری» به چهار عنصر اصلی توجه دارد. آب، آتش، خاک و هوا. سون شخصیتهای داستان خود را با این چهار عنصر میسازد. شخصیتهایی که نمایانگر هوا هستند با ابرهای زیبا و رنگارنگی که در آسمان معلق دیده میشوند تصویر شدهاند. شخصیتهای عنصر خاک با گیاهان و درختانی که در دنیای عنصرها راه میروند و حرف میزند. شخصیتهای انساننمای آب هم قطراتی بزرگ هستند که راه میروند و حرف میزند و با ادغام شدن با آب همشکل آن میشوند. و در آخر شخصیتهای نمایانگر آتش هستند که شعلهورند و با ناراحتی شعلههاشان کم شده و کوچک میشوند و در زمان عصبانیت اوج گرفته و با یک انفجار تمام اطرافاشان را میسوزانند. درواقع خلاقیت داستان این انیمیشن هم در این امر است که با توجه به قابلیت هر عنصر شخصیتهای آن تواناییهای بهخصوصی دارند که هم منجر به جذابیت داستان شده و هم روند آن را پیش میبرند. ناراحتی امبر آتش شده و با سوزاندن اطرافاش همهچیز را خراب میکند و ابتدای داستان را شکل میدهد. شناوری ابرها در آسمان یک بازی جذاب ایجاد میکند و تغییر شکل وید باعث نجات آتشیان و امبر میشود.
سون در فیلم «عشق عنصری» یک داستان عاشقانهی ساده را بیپیچوخمی در دنیایی نو نمایش میدهد و با بازی رنگها و اشکال مختلف میتواند به راحتی طیف وسیعی از مخاطبان را متوجه خود کند. او برای ساخت این انیمیشن از فیلمهایی چون «آملی»، «چه کسی برای شام میآید» و «ماهزده» نیز الهام گرفته است. سون در انتها روایت خود را به پدر و مادرش تقدیم کرده، کسانی که به لطف وجود آنها جرقههای خلق این انیمیشن زده شده است. سون در این هفت سال پدر و مادر خود را هم از دست میدهد و به گفتهی خودش این داستان از هر داستانی برایاش شخصیتر و احساسیتر است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.