کارگردانی هم با اغواگری مخاطب را در برابر خود نشاند
«کازوت» نقاش پرترهای است که توسط ملکه دعوت شده است تا از او یک نقاشی بکشد. خیلی سریع کازوت با اغواگری ملکه را متوجه خود میکند و رابطهای دوستانه و عاشقانه میان آنها شکل میگیرد. کمی بعد ملکه از او میخواهد این اغواگری را به پسرش نیز بیاموزد تا بتواند با شرایط بیماری همسرش جای پدر را بگیرد. زیرا پسر باید ازدواج کند تا وارث پدر شود.
«آندرس آگست» با اقتباس از رمانی قدیمی فیلمنامهی فیلم «اهرنگارد: هنر اغواگری» را مینویسد تا پدر هفتادوپنج سالهاش، «بیل آگست»، آن را به تصویر درآورد. آقای آگست پیش از ساخت این فیلم در سال ۲۰۲۳ دو فیلم دیگر را هم در سال ۲۰۲۱ ساخته است که متأسفانه هنوز در دسترس ما وجود ندارد.
آقای آگست روایت خود را با کازوتی که در حال کشیدن نقاشی از ملکهی دانمارک است آغاز میکند. در همان سکانس ابتدایی و بدون هیچ توضیحی و تنها با چند نگاه خیره کازوت ملکه را میبوسد و روایت آغاز میشود. مخاطب منتظر میماند تا دلیل این بوسه را در سکانسهای بعدی ببیند، زیرا کمی بعد ملکه از اغواگریهای او و هنرش در این کار میگوید. او را استخدام میکند تا به پسرش اغواگری بیاموزد. اما هر چه میگذرد مخاطب از اغواگریهای این مرد جوان چیزی نمیبیند. حتی زمانی که این مرد به پسر ملکه هم قرار است اغواگری بیاموزد همهچیز سریع میگذرد و شرح درستی از این خصلت مرد جوان دیده نمیشود. آقای آگست اگرچه روایتاش را از جای خوبی آغاز نمیکند، اما در ادامه میتواند با داستانی طنازانه یا شاید بهتر است بگوییم اغواگرانه مخاطب را با خود همراه کند. او روایتی ساده با ریتمی تند را برگزیده است. بهسرعت برای پسر ملکه دختری جوان مییابد و خیلی سریع هم آنها را منتظر نوزادی میگذارد که قبل از ازدواج پدید آمده است. حال کازوت باید کاری کند که مردم شهر نفهمند این نوزاد پیش از ازدواج آمده است. درواقع آقای آگست پیش از آنکه مخاطب دچار ملال شود گرهای دیگر را هر چند گرهای ساده باشد وارد داستان خود میکند و میتواند همچنان مخاطب را با خود داشته باشد. آقای آگست روایتاش را با طنزی ملیح نیز همراه کرده و امتیازی دیگر را نصیب فیلم خود کرده است.
آقای آگست اما همین روایت سادهاش را با انتخاب فضایی مناسب، بازیگرانی مناسبتر و طراحی لباسی زیبا بیشتر هم به چشم مخاطب میآورد. بازیگر نقش کازوت بدون اینکه کاراکترش در مسیر داستان عملاً اغواگری خاصی از خود نشان دهد، یعنی باعث شود دخترانی بیش به سوی او آیند، مخاطب را متوجه خود میکند. خودِ بازیگر هنر اغواگری و البته طنازی را میداند و با بازی خوب خود، استفادهی بهجا از نگاه و لبخندها حتی حرکات صورت و دستاش میتواند به راحتی مخاطب را اغوا کند. در سوی دیگر ملکه و دختری که در ادامهی مسیر کازوت عاشقاش میشود هم هر دو این هنر را بهخوبی میشناسند و با بازی بسیار خوب خود میتوانند همراهی مخاطب را آسانتر کنند. طراحی صحنه و عظمتی که در تصاویر دیده میشود بههمراه طراحی لباسی که الهام گرفته شده از ملکه مارگارت دوم است این فیلم را علیرغم کاستیهای روایتاش گرم و دلنشین کرده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.