داستان انیمیشن «تخممرغها» دربارهی یک روستای کوچک است که در آن مرغها و خروسها در کنار خرگوشها به راحتی زندگی میکنند. اما شبی ورود گروهی از حیوانات که قصد دزدیدن تمام تخممرغهای عید پاک را دارند باعث هرجومرج در روستا میشود. درنتیجه حیوانات روستا تصمیم میگیرند تا در برابر این گروه دزد مقاومت کنند تا بتوانند تخممرغهای خود را دوباره بدست آورند.
انیمیشن «فرار مرغی»؛ محصول ۲۰۰۰، را شاید بتوان اولین انیمیشنی دانست که در آن شخصیت اصلی یک انیمیشن بلند را مرغها برعهده داشتند. در این انیمیشن جذاب گروهی از مرغهایی که در یک مزرعهی مرغداری زندگی میکردند بعد از اینکه صاحب مزرعه تصمیم میگیرد از آنها برای تهیهی پایمرغ استفاده کند، دست به شورش میزنند تا بتوانند از آنجا فرار کنند. آنها با کشیدن نقشهایی مسیر اتفاقات داستان را پیش میبرند. نقشههای خلاقانهای که با وجود شخصیتهای داستان منسجم و کمی بامزه و شوخطبع خود توانست طرفداران بسیاری را متوجه داستان خود کند. انیمیشن «تخممرغها» نیز سعی کرده است با استفاده از اینچنین ایدهای داستانی را ارائه دهد اما آیا موفق میشود چنان چون انیمیشن «فرار مرغی» خلاقیت داستانی و زیبایی تصاویر خود را به رخ مخاطباناش بکشد؟
باید گفت تصاویر این انیمیشن برخلاف داستان آن دارای المانهای زیباشناسی میباشد. استفاده از تصاویری که به مانند نقاشیهای کتاب داستان کودکانه است به خوبی میتواند باعث شود بینندهی کودک و حتی نوجوانان و بزرگسال آن بتواند فضای آن را درک کند. اما متأسفانه داستان این انیمیشن فاقد هرگونه انسجام بوده و بینندهی خود را دچار ابهام خواهد کرد. تکلیف داستان با خودش مشخص نیست. بیننده نیز این بلاتکلیفی را با خود خواهد داشت. معلوم نیست کارگردان قرار بوده است داستان را برای کودکان بسازد یا برای نوجوانان یا حتی بزرگسالان. این انیمیشن در خود دو داستان جداگانه را در دو سطح جداگانه ایجاد کرده است؛ از یک سو داستان کودکانهی آن آنقدر سادهلوحانه و ابتدایی است که یک نوجوان و بزرگسال را خسته میکند و از سوی دیگر داستان بزرگسالانهی آن آنقدر وجه بزرگسالانهای به خود گرفته است که بینندهی کودک خود را دچار ابهام میکند. داستان کودکانهی این انیمیشن همان تلاش گروهی از حیوانات روستا است که میخواهند تخممرغهای خود را از دزدان بازپس بگیرند و داستان بزرگسالانهی آن هم داستان عشق معلم مدرسه است. با این حال این انیمیشن حتی توانایی پرداخت درست به همین دو داستان خود را هم ندارد. معلم مدرسه -هریت- با یک دلیل احمقانه و سطحی دارای اعتمادبهنفس پایینی است و آقای «بندیکت» که عاشق او است نیز بدون دلیل خاصی همواره از خانم هریت خجالت میکشد. داستان دزدیده شدن تخممرغها هم آنقدر ساده و راحت و بدون خلاقیت است که حتی بینندهی کودک را هم دچار ملال میکند. از این رو است که از هر سوی به این انیمیشن نگاه کنیم نمیتوانیم آن را در طرح داستانی همردیف با هیچ انیمیشن حتی متوسطی قرار دهیم.
کارگردان این انیمیشن؛ «جان ویلیامز»، در سال ۲۰۰۴ هم با کاراکترهای این انیمیشن یک انیمیشن بلند ساخته بود که موفقیتی را برای او به ارمغان نیاورده بود. حال باید از او پرسید که چرا در سال ۲۰۲۱ تصمیم به ساخت یک انیمیشن دیگر در همان سبک کرده است، درصورتی که در زمان این پانزده سال هم تنها به ساخت فیلمهای مستند مشغول بوده است؟!
لینک از دانلود روزانه