این فیلم کمی آبرومندانهتر بود
در روز ۶ تیر ماه یکی از آثار اقتباسی سینمای چین را مرور کردیم که بیش از سینما شبیه دلقکبازیهای عدهای کارنابلد بود. این فیلم اقتباسی از یکی از بخشهای رمان معروف «عاشقانهی سه پادشاهی» بود و سعی داشت در حد توان به دورهی سقوط امپراطوری هان و تشکیل سه قلمرو در کشور چین اشاره کند. اما اثر بهلحاظ فرم روایی و تصویری آنقدر ضعیف بود که یا مخاطب از آن فراری میشد و یا پس از پایان فیلم حتی ذرهای از این اتفاقات را به ذهن نمیسپرد. سینمای چین باز هم بیکار ننشسته و با همکاری نتفلیکس سعی کرده بخشی از تاریخ گذشتهی خود را از دل این رمان بیرون بکشد و اتفاقاً همان دورهی مورد مناقشه را بهتصویر بکشد؛ دورهی سقوط هان و آغاز حکمرانی سه پادشاهی.
«روی چو» کارگردانی هنگکنگی است که در نسل جدید سینمای بدنهی مشترک چین و هنگکنگ روی خط حرکت میکند که حداقل فایدهی آن پذیرفته شدن روایت از سوی مخاطب جهانی است. سینمای بدنهی چین بهجای هزینههای گزاف بایستی بهدنبال چنین کارگردانهای کاربلدی باشد. روی چو طی دو دههی اخیر شاید بیشتر از کل سینمای بدنهی چین طی همین سالها تنوع ژانری داشته است؛ از درامهای رازآلود تا اکشنهای ورزشی و رزمی و جنگی. او در فیلم جدید خود بهسراغ اقتباسی ساده از رمان معروف «عاشقانهی سه پادشاهی» رفته است.
روایت چو در درجهی اول اطلاعات دقیق موقعیت زمانی و مکانی داستان را میدهد. این یعنی مخاطب اثر اقتباسی را در وهلهی اول میپذیرد. از سویی دیگر این کارگردان کاراکترهای اصلی خود را در همان ۱۵ دقیقهی ابتدایی پررنگ میکند و مخاطب میداند قرار است رشتهی داستان را از طریق چه شخصیتهایی دنبال کند. فیلم مربوط به دوران سقوط سلسلههان و سهمخواهی فئودالهای سراسر کشور از دوران پس از آن است. «دونگ ژائو» بهعنوان صدراعظم تمام امور را بهدست گرفته و همه میدانند چه دوران سیاهی انتظار کشورشان را میکشد. او جنگجویی با نام «سائو سائو» را در کنار خود دارد که چیزی شبیه رستم در اساطیر ایرانی است؛ پهلوانی با اسبی منحصربهفرد و شکستناپذیر. اما او در طرف غلط ماجرا ایستاده است. سه برادر که خود را وامدار خاندان هان میدانند و یک فرماندهی جنگ که او نیز بهدنبال تشکیل حکومتی واحد است بههمراه چند خاندان بزرگ دیگر متحد میشوند تا امپراتور خردسال را از چنگ صدراعظم بیرون بکشند. کل فیلم روایت این بخش از رمان است. رمان همچون شاهنامه و دیگر آثار حماسی دارای جنبههای خرق عادت است و فیلم هم از همین امر برای جذابتر کردن داستان خود بهره برده است.
اما مشکلی که در بیشتر آثار سینمای بدنهی چین وجود دارد، این اثر را نیز در بر گرفته است. سینمای مشترک چین و هنگکنگ کارهایی چون «قهرمان» را پس از سال ۲۰۰۰ روی پرده برده است. در اینجا دیگر پای سینمای چین در میان نیست. در این اثر نتفلیکس و یک کارگردان هنگکنگی در حال کمک کردن هستند. اما باز هم شاهد ضربآهنگ بیدلیل بالای فیلم در صحنههای اکشن هستیم. این ضربآهنگ بالا باعث بد جلوه دادن جلوههای ویژه میشود. حداقل چنین اشتباهی از کارگردانی چون چو بعید است. در هر حال این فیلم حداقل سعی کرده روایتی قابل فهم از بخشی از تاریخ جغرافیایی و اسطورهای چین را به مخاطب جهانی خود ارائه دهد. حال باید دید ادامهی این فیلم آیا با همین گروه قابل ساخت خواهد بود یا خیر.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.