کریستوفر لاندن در حال بازی با افزونههای هیجان
در مرور فیلم «عجیبوغریب» آقای «کریستوفر لاندن» از دنیای بیناژانری او گفتیم. همچنین در باب این موضوع نوشتیم که او همیشه سعی دارد منفذهای هیجان را در روایتهای خود دستکاری کند تا نتیجهاش را روی چهرهی مخاطب ببیند. حال او در اثر جدید خود وارد زندگی زنی با نام «وایولت» میشود که پسری کوچک دارد و حال پس از سالها قصد دارد با مردی از دنیای بیرون قرار بگذارد. داستان فیلم اتفاقاتی را شرح میدهد که در این شب قرار است رخ دهد.
داستان آقای لاندن با افتتاحیهای کاملاً عجولانه آغاز میشود که کارگردان از طریق آن سعی دارد مخاطب را وارد این ششوبش کند که درونمایه را بهراحتی حدس نزند و سیر رخدادهای بعدی برای او تازگی داشته باشند. اما این هدف دلیلی بر ضربآهنگ بالا و بازی بد بازیگران در تصویر کردن خشونت خانگی نیست. در هر حال پس از این افتتاحیه وارد زندگی ویولت میشویم که قرار است به قرار اول خود برود. خواهرش برای مراقبت از فرزند سر میرسد و در نهایت وایولت به رستورانی لوکس در بالای یک برج میرود؛ رستورانی که گویا قرار اولها بخشی از هویت آن هستند. آقای لاندن از این لحظهبهبعد همهچیز را بر اساس ذهنیت خود و نه آنچه که روایت نیاز دارد پیش میبرد. در نتیجه با داستانی مواجه میشویم که ضربآهنگی بهشدت بالا دارد اما هیچگاه مخاطب را به پیک هیجانی که کارگردان نیاز دارد نمیرساند؛ چرا که پردهی سوم عملاً تبدیل به نماهایی از کلیشههای رایج در اکشنهای میانه و ۱۳سالهی هالیوودی میشود و صرفاً در اینجا با جلوههای ویژهی نسبتاً ضعیف مخاطب را بیشتر دچار دافعه میکند.
از سویی دیگر باید حسرت خورد روایتی که انتخاب خوبی در بازیگران دارد چرا باید اینگونه مسیری شیبدار را طی کند. آقای لاندن در پردهی دوم بهخوبی از دوربین خود بهره میبرد تا مخاطب را نسبت به هر جنبندهای در اطراف کاراکتر وایولت حضور دارد به شک بیندازد. اما گویی این مسیر درست برای او بسیار کسلکننده است و دائم سعی دارد بهگونهای تغییر مسیر دهد که همهچیز وارد رخدادهای مضحک پردهی سوم شود. بهنوعی در این روایت یکی از معدود ساختارهای روایی را شاهد هستیم که گویی فقط پردهی دوم داستان بهخوبی در ساختار منطق روایی اثر جای میگیرد؛ هر چند خطهای اتصالی بین خردهروایتها و روابط علتومعلولی آنقدری شکننده و ظریف هستند که در نهایت اثر را در ذهن مخاطب ماندگار نکنند.
در پایان باید گفت اثر جدید آقای لاندن نسبت به اثر قبلی این کارگردان ساختار روایی ضعیفتری دارد، اما همچنان یک سر و گردن نسبت به روایتهای مشابه ۱۳سالهای که در سینمای هالیوود روی پرده میروند بالاتر است. در این اثر هیجان تنها هدف کارگردان است و بههمین سبب همهی تعلیقها را فدای هیجان بیشتر در روایت میکند. بهنوعی آقای لاندن در تناسب بین تعلیقها، سکونها و هیجان برآمده از آنها ناموفق است و همین امر باعث شده روایت در نگاه مخاطب دائم سرد و گرم شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.