«ژان» زنی در دوران میانسالی خود است. او هر روز صبح از خواب برمیخیزد و به محل کارش که فروشگاهی بزرگ است میرود. او صندوقدار آنجاست و تا ظهر نیز در آنجا مشغول بهکار است. سپس از آنجا به خانهی پدر و مادر پیرش میرود و کارهایی را برای آنها انجام میدهد. بعد از آن است که به خانه میرود و برای ساعتی در کنار همسرش که کاری جز نشستن روبهروی تلویزیون ندارد، استراحت میکند تا غروب شود. در این هنگام است که او برای انجام کار دوماش راهی باری میشود. ژان زندگی تکراری و خستهکنندهای دارد اما دلش میخواهد این زندگی را تغییر دهد. ازاینروست که با دیدن مردی که در امور اسبها تبحر دارد و بهتازگی مشتری بار شده است، بهیاد رویای دوران جوانیاش که داشتن یک اسب مسابقه است، میافتد و تصمیم میگیرد به این رویای خود جامهی عمل بپوشاند.
یکی از قشنگترین اتفاقاتی که میتواند برای هر کسی رخ دهد، رسیدن به آرزوهاییست که آدمی برای داشتن آنها تلاش بسیار کرده است. فیلمهای زیادی نیز در این باره ساخته شده است که در آنها افرادی که برای رسیدن به آرزوهاشان عزم خود را جزم میکنند بهعنوان قهرمانانی خاص به تصویر کشیده میشوند که با تلاش فراوان به خواستهی خود دست پیدا میکنند. «اَندرو» پسری جوان در فیلم «شلاق» (۲۰۱۴) با تمرین زیاد دستان خود را خونین میکند تا بهترین نوازنده باشد. «استفان» در فیلم «نظریهی همهچیز» (۲۰۱۴) دردهای جسمانی زیادی را بهخاطر بیماریاش تحمل میکند تا به جایزهی نوبل دست یابد. «کریس» پدری مهربان در فیلم «در جستوجوی خوشبختی» (۲۰۰۶) درد بیخانه و بیسرپناه بودن را به دوش میکشد تا به آرزویی که شاید بهنظر کوچک میآید، دست پیدا کند یا حتی مردی جوان با هوش پایین خود در فیلم «فارست گامپ» (۱۹۹۴) مسافتهای طولانیای و اتفاقات عجیبی را پشت سر میگذارد تا آنچه میخواهد را بیابد. در تمام این فیلمها ما نهتنها با انسانهایی عادی که گاه با انسانهایی با محدودیتهای فراوان روبهرو میشویم که خواستهشان و تلاششان برای رسیدن به خواستهشان اصلیترین سخن فیلم است. اینکه هیچکس نباید تحت هیچ شرایطی از رویای خود دست بکشد. ژان در فیلم «اسب رویایی» با اینکه سن و سالی از او گذشته است نیز نباید رویای خود را فراموش کند.
فیلم «اسب رویایی» داستانی ساده است که آدمهایی کاملاً معمولی را نشان میدهد که چگونه نه حتی به تنهایی بلکه با کمک یکدیگر میتوانند راهی برای تغییر زندگیشان پیدا کنند. ژان در روستایی کوچک زندگی میکند که آنقدر همهچیز روتین و آرام در این روستا طی میشود که انگار کسی حتی برای داشتن رویا هم زحمتی به خود نمیدهد. پس زمانی که ژان از اتفاقی متفاوت حرف میزند، حتی آنان که این اتفاق را رویای خود نمیدانند برای داشتن رویایاش هم که شده است با ژان همراه میشوند و تا انتها هم مسیر را با او ادامه میدهند. در مسیر این رویا البته که شور و هیجان و انگیزهی رسیدن به رویا نه زندگی ژان بلکه زندگی تمام آن افرادی را که با او همراه شدهاند را تغییر میدهد.
فیلم «اسب رویایی» داستانی واقعیست که دانستن واقعی بودن آن میتواند منجر به ارتباط بیشتر با آن و البته پذیرش بهتر آن گردد. اما از سوی دیگر زمان طولانی آن شاید خستهکننده و ملالآور باشد چراکه ما میدانیم در برابر فیلمی انگیزشی نشستهایم که در انتها قرار است چه اتفاقی برای رویای افراد و شخصیتهای آن رخ دهد. درنتیجه این فیلم میتواند با تمام حرفهای خوب و شخصیتهای خوبی که در درون خود دارد تنها فیلمی باشد که تمام اعضای خانواده را در کنار هم از دیدن آن راضی کند.