«لی بیونگ-هیون» در سال ۲۰۱۹ با فیلم «شغل پرخطر» یکی از اکشن-کمدیهای جذاب سینمای جریان اصلی سال را روی پرده برد و یکشبه کارگردان بلاکباستر لقب گرفت. لی پیش از این اثر نیز در دنیای کمدی چند فیلم دیگر ساخته بود، اما فیلم شغل پرخطر او را تبدیل به کارگردانی کرد که ناماش روی زبانها افتاد. حال این کارگردان کرهای در جدیدترین اثر خود روایتی بسیار کلیشه را در سینمای کمدی روی پرده برده است.
فیلم «رؤیا» ما را بهیاد اثری نزدیکتر در همین سال ۲۰۲۳ میاندازد. فیلم «قهرمانان»، محصول ۲۰۲۳، اثری در سینمای هالیوود بود. «مارکوس» که دستیار مربی در بسکتبال دانشگاهی بود، بعد از حملهی فیزیکی و توهین به سرمربی تیم تعلیق شد. او پس از نوشیدن الکل و تصادف به انجام خدمات اجتماعی محکوم میشود. حال مارکوس باید شش ماه را بهعنوان مربی بسکتبال تیم معلولان ذهنی از سر بگذراند. فیلم مانند بسیاری از کلیشههای ورزشی تبدیل به پالایشگاه روحی کاراکتر اصلی میشود. حال کارگردان کرهای در اقدامی مشابه یک بازیکن فوتبال را دچار آن برانگیختگی اخلاقی میکند. «هونگ-دائه» پس از ضرب و شتم یک خبرنگار مورد هجمهی شبکههای اجتماعی قرار میگیرد و تیم مجبور میشود او را برای مدتی دور از زمین فوتبال نگاه دارد. در این بین سرپرست باشگاه در نظر میگیرد این بازیکن را بهعنوان سرمربی تیم بیخانمانهای کرهی جنوبی به دست یک کارگردان مستند بسپارد.
این درام هم همانگونه که انتظار داریم از مسیر کلیشه پا بیرون نمیگذارد. کارگردان ضربآهنگ فیلم را بهقدری بالا میبرد که فرصت شخصیتپردازی کاراکتر اول و کاراکترهای فرعی از دست میرود. هونگ-دائه تبدیل به کاراکتری میشود که کارگردان در این سرعت سرسامآور حتی وقت نمیکند به رابطهای او و مادرش بپردازد. بازیگران فرعی نیز به همین درد دچار هستند و در طول اثر جز چند سکانس ملودرام چیزی از زندگی آنها نمیبینیم. بیخانمانهای این فیلم باخانمانتر از بسیاری باخانمانها هستند. بههمین سبب مخاطب نمی تواند درکی از زندگی دردناک آنها داشته باشد. کارگردان در این بحث دچار اختلاط شده و افراد با آسیب ذهنی و تروماهای روحی را در کالبد بیخانمان به مخاطب نشان میدهد.
شاید تنها نکتهی امیدوارکنندهی این اثر همان چیزی باشد که آقای لی در آن تبحر دارد؛ کمدی. لی حداقل در خلق موقعیتهای کمدی میتواند حرفی برای گفتن داشته باشد. در این اثر نیز که بهلحاظ منطق روایی و شخصیتپردازی مشکلات اساسی دارد باز هم شاهد شکل گرفتن یک کمدی متوسط هستیم. مخاطب این اثر بهراحتی میتواند با این چند موقعیت کمدی ارتباط برقرار کند. اما لی در ادامهی داستان وضع را بدتر میکند و اثرش را چیزی شبیه ولگردی بالیوودیها در کشورهای اروپایی میکند. بهنوعی باید گفت که خروج لی از مرزهای کره با این فرم سینمایی ضربهی نهایی را به فیلم میزند و در انتها جز لاشهای بیجان از آن چیزی باقی نمیماند. حداقل در سینمای کرهی جنوبی چندان با این نوع سکانسها روبهرو نمیشویم. لی همان کارگردانی است که توانست فیلم «شغل پرخطر» را تبدیل به یک اثر بلاکباستری کند. اما این سقوط از چنین کارگردانی بسیار بعید بود و باید گفت حتی به ذهن خوشبینترین و سادهانگارترین مخاطب سینما هم نمیرسید. فیلم «رؤیا» برای کارگردان خود یک شکست مطلق محسوب میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.