پوستر فیلم این را در هواپیما مطالعه نکن

بدشانسی در تور نویسندگی

این را در هواپیما مطالعه نکن
Don’t Read This on a Plane
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«یووانا» تور اروپایی خود را برای سومین کتاب‌اش آغاز کرده است. اولین مقصد ونیز در ایتالیاست اما او با ورود به ونیز و چک کردن هتل آن‌جا متوجه می‌شود اتاقی برای‌اش رزرو نشده است. او با تماس با ناشرش متوجه می‌شود که ناشرش ورشکست شده و نمی‌تواند هزینه سفر او را پرداخت کند و اگر او تمایل به ادامه سفرش دارد باید خود هزینه‌های آن را متقبل شود. یووانا تصمیم می‌گیرد با رفتن به هتل‌هایی ارزان‌تر سفر خود را ادامه دهد. اما هتل‌های ارزان‌قیمت را نمی‌پسندد، پس با آشنایی با یک سایت، می‌تواند درخواست محل اقامت دهد و بدون پرداخت هزینه‌ای در خانه‌ای که صاحبان آنها مهمان می‌پذیرند، چند شبی را بگذراند.‌ او در ادامه‌ی مسیرش با آدم‌های متفاوت آشنا شده و روند داستان در یک خط مستقیم ادامه می‌یابد.
فیلم «این را در هواپیما مطالعه نکن» از آن مدل فیلم‌هاست که می‌توان آن را در یک عصر روزِ خسته‌کننده مشاهده‌ کرد. این نوع فیلم‌ها نه بیننده را به وجد می‌آورند و نه باعث تفکر آنها می‌شوند. فیلم‌هایی آرام که با دیدن‌شان آرامش و کمی لذت حاصل شده و بیننده زمانی را که نمی‌تواند از آن بهره‌ای خاص ببرد با آن می‌گذراند. این فیلم‌ها را اما در هیچ زمان دیگری نمی‌شود دید؛ چرا که روند آهسته و بدون خلاقیت آنها بیننده را خسته می‌کند.
فیلم «این را در هواپیما مطالعه نکن» هم با همان داستان ساده تا انتها پیش می‌رود و اگر انرژی زیادی برای فیلم دیدن دارید حتماً این فیلم شما را ناراضی خواهد کرد. داستانی که از همان ابتدا نشان می‌دهد قرار نیست اتفاق خارق‌العاده‌ای در آن رخ دهد و تصویربرداری و موسیقی عادی آن هم نشان‌دهنده‌ی آن است. اما گاهاً شات‌های خوبی را می‌توان دید؛ مانند زمانی که ویونا در برلین و کتابخانه‌ی بزرگ آن ایستاده است و قسمتی از کتاب‌اش را می‌خواند یا گذر ویونا به کتاب‌فروشی‌ها و کتاب‌خانه‌های مختلف در شهرهای مختلف که هر کدام به شکلی هستند؛ چه کتابفروشی که در قایق است، چه آن کتابخانه‌ی بزرگ در برلین، این‌ها خود می‌توانند شات‌های زیبایی را ایجاد کنند.
ویونا و شغل‌اش – نویسندگی- ما را به یاد نویسندگان زن زیادی می‌اندازد که در فیلم‌های مختلف دیده شده‌اند: چه آن‌شرلیِ دوران نوجوانی‌مان، چه جو، خواهرِ نویسنده در زنان کوچک در دوران جوانی‌مان و چه کولت نویسنده‌ی جدیدتری که در سال ۲۰۱۸ داستان زندگی‌اش فیلم شد. فیلم «کولت» زندگی‌نامه‌ی مشهورترین زن نویسنده فرانسه است. فیلمی که چگونگی گذر این زن را از دوران نوجوانی و جوانی، ازدواج و بعد از ازدواج را توانسته به خوبی نشان دهد. داستانی که از همان ابتدا مشخص است برای نشان دادن داستانی خاص ایجاد شده است. اما در داستان ویونا قرار نیست قهرمانی حاصل شود. تنها ویوناست که قرار است با رفتن به یک مسافرت تجربه‌ای منحصربه‌فرد لااقل برای خودش پیدا کند و شاید بتواند از آن بهره‌ای نیز ببرد.
کارگردان این اثر «اسکات مک‌برتنی» است که قبلا ًبه‌خاطر فیلم «pop-up» توانسته است جوایزی را کسب کند و این بار دست به ساخت فیلمی ساده زده است که مهم‌ترین مزیت فیلم هم همین است که کارگردان به خودش اجازه نداده به‌خاطر از بین بردن سادگی داستان اتفاقات عجیب‌وغریب را به آن اضافه کند و همین امر پذیرش فیلم را برای مخاطبِ خود قابل قبول می‌کند. شاید برای قیاس بد نباشد فیلم «من قبلاً اینجا می‌رفتم» را که دارای درون‌مایه‌ی تا حدودی یکسان با این فیلم است را مشاهده کنید؛ دو نگاه به یک روایت که در دو مسیر متفاوت قرار می‌گیرند.