آثار بسیار زیادی در دنیای سینما وجود دارند که به رابطهی انسان و حیوان پرداختهاند. گاه این درامها کاراکتر اصلی خود را همان حیوان مد نظر قرار میدهند و او را در مواجهه با دنیای پیرموان بهتصویر میکشند. گاه انسانی در کنار این حیوان مسیر اصلی روایت را پیش میبرد. «چانینگ تیتم» در اولین تجربهای کارگردانی خود بههمراه «رِید کارولین» بهسراغ چنین روایتی رفته است.
«جکسون بریجز» سربازیست که بهسبب مشکلات مغزی دیگر به مأموریتهای ارتش دعوت نمیشود. او در یک رستوران مشغول کار است و دائم در پی این است که بتواند تأییدیهی پزشکی را برای برگشت به ارتش بگیرد. اما همه او را دچار آسیب مغزی میبینند و بههمین سبب برای بازگشت او چنین ریسکی نمیکنند. در عوض از او میخواهند که سگ امداد یکی از همرزماناش، که به تازگی جان خود را از دست داده، برای مراسم تدفین با خود ببرد. اما این سگ بهسبب اینکه هفت سال در مناطق جنگی بوده دچار نوعی ناهنجاری شده است. این مأموریت خطرناک به جکسون سپرده میشود.
این نوع درامهای هالیوودی معمولاً دو فاکتور اصلی دارند؛ موقعیت طنز و واقعی جلوه داده شدن رابطهی کاراکتر انسان و حیوان. در این فیلم باید گفت که هر دو مورد بهخوبی نمایان هستند. اما مشکلی که همیشه در کنار این درامها وجود دارد هماهنگ نبودن ضربآهنگ و روایت است. هالیوود همیشه سعی دارد مخاطب خود را اسیر برشهای متوالی و تغییر لوکیشنهای متعدد کند. این فیلم میتوانست یک اثر جادهای قابل قبول باشد. پرداخت آثار جادهای بسیار سخت است. چون کارگردان باید همزمان چالشهای پیش روی کاراکترها را بهدور از هر لوکیشن ثابتی و در ارتباط با جاده قرار دهد. اما در این فیلم شاهد هستیم که کارگردانها دائم در حال فرار از جاده هستند و به هر بهانهای کاراکتر جکسون را به درون شهر، کلبه یا هتلی میکشانند تا از فضای اصلی دور شوند. این تصمیمها نه به سبب جذابیت، بلکه در نتیجهی ضعف و عدم آگاهی دو کارگردان در پرداخت روایت خود است.
این فیلم در دستهی درامهای عصر روز تعطیل قرار میگیرد. تلاش هر دو کارگردان باعث شده فیلم در همان حد متوسط خود بماند. هر دو کارگردان هم احتمالاً از کار خود راضی هستند، چون سقف خواستههایاشان از این درام در همین حد بوده است. اینکه چنین خواستهای خوب است یا بد نیاز به نگریستن از زاویهدید کارگردانهای اثر دارد. اینکه آنها بخواهند در حد همین آثار گیشهای و عصر روز تعطیلی باقی بمانند چیزی است که مورد پسند کمپانیهای هالیوودی است. اما اگر احساس میکنند از سینما چیزی بیشتر از این آثار متوسط و یکبارمصرف میخواهند، اینجاست که باید خودشان را با چالشی سخت آماده کنند. برای گذر از کارگردانی بهسوی فیلمساز شدن مسیر سختی پیش روست، زیرا که یک فیلمساز همهی کلیشهها را از زاویهدید منحصربهفرد خود مینگرد. باید دید که چانینگ تیتم آیا قصد دارد که در عرصهی فیلمسازی باقی بماند یا اینکه همچنان بازیگری را دنبال خواهد کرد و مانند دیگر همکاران بازیگر هالیوودی خود پس از ۵۰ سالگی بهصورت تماموقت پشت دوربین خواهد رفت.