کارگردان دنبال چه بود؟
«شیبا» در یک مرکز مراقبت از بیماران سخت بهعنوان پرستار چندین سال است که کار میکند. همه او را به عنوان فردی محترم، مهربان و دلسوز میشناسند و با او ارتباط بسیار خوبی دارند. اما زمانی که یکی از بیماران این مرکز به صورت ناگهانی میمیرد و دادستان، «هیدمی اوتومو»، این مرگ را مشکوک به قتل مینامد همهچیز تغییر میکند و شیبا به عنوان مضنون اصلی در میان تمام کارکنان آن مرکز شناخته میشود.
دربارهی دنیای فیلمسازی آقای «تتسو ماادا» در دو فیلم «من هیچ پولی در حساب بازنشستگیام ندارم» و «و مسئولیت به دیگری سپرده شد» صحبتهای کوتاه و مفیدی انجام دادیم و گفتیم که او کارگردان پرکاری است و تنها در همین چند سال اخیر بیش از هفت فیلم را روی پرده برده است. آنچه مخاطب از تماشای سه فیلم این کارگردان، دو فیلم نام برده و این فیلم جدید او، در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۳ متوجه شده عدم علاقهی کارگردان به داشتن منطق روایی در داستانهایاش است. انگار او برایاش اهمیت ندارد کاراکترهایاش چگونه و چطور در مسیر روایت پیش میروند و برای خواستههای خود تلاش میکنند. حال میخواهد این فیلم و روایت کمدی باشد یا هیجانانگیز یا جنایی. فقط مهم آن است که آقای ماادا فیلمی را روی پرده ببرد و مخاطب نام او را در انتهای آن مشاهده کند.
آقای ماادا اگر در دو فیلم قبلی خود حداقل تلاش کرده بود کمی به کاراکترهای خود بپردازد و آنها را در شرایطی که هستند برای مخاطب بشناساند در این فیلم او حتی همین تلاش کوچک را هم انجام نداده و فقط داستانی باری به هر جهت را تصویر کرده است. او این بار سعی کرده با رویدادی چون اتانازی روایت خود را آب و تاب ببخشد و مخاطب را مجاب کند در برابر اثرش بنشیند. اما مگر اثر او چه دارد که مخاطب علاقهای برای نشستن در برابر آن داشته باشد؟ همهچیز از همان ابتدا در روایت قابل پیشبینی است. حتی خود کارگردان هم سعی نمیکند رازآلودگی را کمی وارد داستان خود کند. آنقدر سریع در همان اواسط داستان دست شیبا را برای مخاطب بی جهت رو میکند که مخاطب از این رویداد حتی خندهاش هم میگیرد. اصلاً آقای ماادا از ساخت این فیلم چه هدفی داشته و به دنبال چه چیز بوده است؟ قرار است مخاطب بعد از دیدن این فیلم طرفدار اتانازی شود و به شیبا حق دهد؟ چرا فردی مانند شیبا باید حق داشته باشد که به جای دیگران تصمیم بگیرد و انسان زنده را به کام مرگ بفرستد؟ آقای ماادا از کار شیبا طرفداری کرده و میخواهد مخاطب خود را به انجام این کار دعوت کند؟ چرا اصلاً مخاطب باید بعد از دیدن این روایت با اتانازی موافق شود وقتی حتی خود آقای ماادا هم سعی نکرده به طور عمیق وارد زندگی حتی یکی از این بیماران شود؟
آقای ماادا در این روایت دادستان را با مادری بیمار، همراه دادستان را با مادربزرگی پیر، تکتک بیماران مرکز را با بیماریهای عجیب و غریب همراه کرده تا فقط به آنچه میخواهد برسد و اهمیتی هم برایاش نداشته که این کاراکترها فقط کمی تعریف شوند. آقای ماادا در ادامه در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ هم فیلمهای دیگری را ساخته که به احتمال زیاد آنها هم حرفی برای گفتن نداشته باشند و اگر یکی از فیلمهای او در ادامه قابل نقد و بررسی بود در کانال به آن خواهیم پرداخت، اگرنه نوشتن دربارهی کارگردانی که حتی زحمت به خود نمیدهد پیرنگ داستانیاش را دچار منطق کند جز اتلاف وقت چیزی نیست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.