پوستر فیلم برهم زدن آرامش

اثری تأسف‌بار برای تماشا، (گای پیِرس بدون حضور در اینگونه آثار هم قهرمانی)

برهم زدن آرامش
Disturbing to The Peace
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده اردیبهشت

جیم-گای پیِرس- کلانتر شهری کوچک است و در حال مرور خاطره‌ای‌ تلخی‌ست که حدود ده سال پیش برایش اتفاق افتاده است؛ با فلش‌بکی به گذشته در می‌یابیم که جیم هنگامی‌که همکارش به گروگان گرفته شده بود، به اشتباه، دوستش را نشانه گرفته. پس از سال‌ها فلج‌ شدن، او فوت کرده و حال یک هفته از مرگ‌اش می‌گذرد. از همان وقتی که همکارش مورد اصابت گلوله قرار گرفت اسلحه‌ی خود را کنار می‌گذارد. تمام این رخداد را برای معاون‌اش که قصد کمک به او را دارد بازگو می‌کند؛ صدای قارقار کلاغ‌ها نوید پیشامدهایی ناخوشایند را می‌دهد. دو موتورسوار غریبه به شهر وارد شده‌اند و یک راست برای نوشیدن به باری مراجعه می‌کنند. صاحب آنجا معشوقه‌ی کلانتر است. درگیری‌ای در پی عدم اطاعت صاحب بار از یکی از راکبان رخ می‌دهد. قهرمان موبلوند فیلم از پس آن برآمده و کلانتر فرد خاطی را دستگیر می‌کند. اندکی بعد نیز گروهی دیگر از موتورسواران به آنان ملحق می‌شوند. به سمت بانک رفته و قصد سرقت از بانک را دارند. مشتری‌ها و کارمندهای داخل بانک با رعب و وحشت روبه‌رو شده و به گروگان گرفته می‌شوند. به بار هجوم برده و آنجا را تخلیه می‌کنند. افراد داخل بار به همراه دیگر افراد را در کلیسا زندانی می‌کنند، تا گروه خرابکار بتواند به اهداف شوم خود دست یابد. با اینکه ما با شهری کوچک مواجه هستیم اما حین تیر اندازی و قطع برق سراسری شهر، افراد انگشت‌شماری را شاهدیم که طبیعتاً از اندازه سکنه‌ی چند خانه نیز کمتر هستند، چه برسد به یک شهر! به دنبال قطع برق شهر و مثلاً آن حجم کثیری از تیراندازی‌ها مخاطب به جز چند تَن قلیل متوجه باقی مردم و سکنه‌ی شهر نمی‌شود؟! که در کلِ فیلم گوئی تنها بازماندگان محل درگیری‌ هستند؛ پس چرا نمای ساختمان‌ها و شهر عیان می‌شود؟ ساکنان آن کجا هستند؟! سرکردگی گروه تبهکاران را دیابلو- دِوون ساوا- بر عهده دارد. او با کینه‌ای دیرینه که در پرده‌ی آخر فیلم به آن پی‌ می‌بریم، خواهان کشتار هر کسی‌ست که با او به مخالفت برخیزد؛ زاده‌ی همین شهر است و پدرش از معدن شهر اخراج شده و به دلیل مشکلات به نوشیدن الکل پناه برده و جان خود را از دست می‌دهد. حال فرزندش خواهان انتقام و ایجاد اختلال در نظم شهر شده و می‌خواهد به همراه گروه‌اش پس از سرقت متواری شود.
شخصیت‌های موجود فیلم نیز از دیگر امتیازات منفی آن هستند؛ کاراکترهایی که وجودشان ضروری نبود و به تهییج اثر مددرسانی نمی‌کنند. صحنه‌های ناشیانه‌ی تیراندازی از سوی مدعیان در فیلم هم که بماند؛ خطاهای وافر در شلیک‌ها از جمله‌ی آنان بود. با اینکه کشش‌های دیداری به‌واسطه‌ی حضور برخی کاراکترها در برخی فیلم‌ها از ترفندهای گروه تولید است، اما وجود چند بلوند نیم‌تنه پوش هم نتوانست به جذابیت اثر کمک کند. معشوقه‌ی کلانتر از جذابیت بصری و شخصیتی فاقد بوده و کاراکتری مصنوعی و پلاستیکی را ایفا نمود. عدم پردازش و بازی نامناسب او از جمله نکات منفی اثر بود؛ به نماهای درگیری او با راکب موتورسوار و زن تبهکار در کلیسا ارجاع‌تان می‌دهم. چند نمای کاذب و دیالوگ‌های تصنعی و فاقد معنی در کنار قهرمان‌بازی‌های لوس به تصویر کشیده شده در اثر که اصلاً در نیامده‌اند. حین زد‌وخورد بین کاراکترها اثری از شور و هیجان نیست؛ فیلم‌برداری ضعیف نیز هم گروه کارگردانی را دست تنها نگذاشت. حداقل کاری که از دست تیم تهیه و تولید می‌توانست برآید، موقعیت‌های اکشن بود که ردّی از تحریک بیننده و دنبال نمودن فیلم در آن شاهد نیستیم. این اثر متأسفانه از جنبه‌ی سرگرم‌کنندگی نیز فاصله زیادی داشته و عاجز از کشش و فریبندگی لازم برای تماشاست.