پوستر فیلم افشاء

پرسش‌هایی اساسی از والدین

افشاء
Disclosure
محصول ۲۰۲۰ – استرالیا
ژانر درام
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«املی» و «دنی» از آمدن «بکا» و «جوئل» به خانه‌اشان غافلگیر می‌شوند. دختر چهارساله‌ی آنها، «ناتاشا»، ۶ هفته پیش در خانه‌ی بکا و جوئل توسط دو پسر آنها که سنی بیش از نه سال دارند، مورد آزار قرار گرفته است. البته این چیزی است که ناتاشا به والدین خود گفته است. حال بکا و جوئل بعد از این مدت به خانه‌ی املی و دنی آمده‌اند تا درباره‌ی این موضوع حرف بزنند. آنها مصرانه به عدم انجام آزار تاکید دارند.
امروزه خبرهای بسیاری از آزارواذیت‌های به ویژه جنسی شنیده می‌شود. آزارواذیت‌هایی که کودکان هم از آنها در امان نیستند. اینکه آیا این آزارها فقط در این دوره و زمانه رخ می‌دهند یا اینکه در گذشته هم رخ می‌دادند سوالی‌‌ست که بسیاری می‌پرسند. شاید یکی از پاسخ‌ها به این سوال آن باشد که با پیشرفت تکنولوژی و آگاهی بیش‌ازپیش انسان نسبت به گذشته شنیدن این خبرها مانند شنیدن بسیاری از خبرهای دیگر اتفاقی عجیب نیست. شاید این اتفاقات در گذشته هم رخ می‌دادند، اما نه افراد نسبت به خودشان و این اتفاقات آگاهی داشتند و نه تکنولوژی می‌توانست این خبرها را به سرعت در همه‌جا پخش کند. حال با این خبرها پرسشی اساسی در برابر دید همگان به ویژه والدین قرار گرفته است؛ چه باید کرد که کودکان‌امان از این آزارها در امان باشند؟ فیلم «افشاء» در مسیر داستان خود قرار است ما را با سوالات بسیاری در این باب روبه‌رو کند و باعث شود ما مدام از خود بپرسیم؛ اگر ما به جای این خانواده‌ها بودیم چه می‌کردیم؟ اگر فرزند ما به آزار محکوم شود، چه می‌کنیم؟ اگر فرزند ما آزار ببیند، چه خواهیم کرد؟
به نحوه‌ی آغاز شدن فیلم «افشاء» دقت کنید. در برش ابتدایی زوجی در حال فیلم گرفتن از عشق‌بازی خود هستند. برش بعدی نمایی باز و لانگ‌شاتی از شهری است که قرار است اتفاقات در آن رخ دهند. شاتی از مکانی به ظاهر زیبا که با موسیقی‌ای پرتنش نشان داده می‌شود. برش بعدی با همین موسیقی حرکات اسلوموشن کودکانی که در حال بازی هستند را نشان می‌دهد. سپس مادری در حال حرف زدن با تلفن است که صدای فریاد دختری شنیده می‌شود، اما مادر بی‌تفاوت به حرف زدن ادامه می‌دهد. در نهایت نمای اوورهد از استخر خانه‌ی امیلی و دنی ورود ما به ماجراست. تمام این برش‌های سریع کاملاً هوشمندانه ما را بدون هیچ شکی وارد مسیری می‌کند که مشخص است پایانی خوش را رقم نخواهد زد. همین تصاویر ابتدایی از نادیده گرفته شدن کودکان حرف می‌زند. دنیایی که کودکان در آن زندگی می‌کنند بسیار آرام و دور از چشمان والدینی که مشغول عشق‌بازی‌های خود هستند، امیلی و دنی، یا سرگرم ساختن چارت برای کلاس‌های کودکان‌اشان هستند، بک، یا حتی در تصویر هم نیستند، جول، می‌گذرد. در واقع خود کودکان و احساسات و خواسته‌های واقعی آنها در اینجا نادیده گرفته می‌شوند. تصویر ابتدایی نشان داده شده از استخری که از لحاظ ظاهری شبیه به جنین است روی دیگر داستان را نمایان می‌کند. این نما در پایان هم نشان داده می‌شود، اما این بار تصویر هر لحظه دور و دورتر می‌شود. والدینی که کودکان را متولد می‌کنند و تلاش می‌کنند آنها را در رفاه مالی بزرگ کنند، دنیای درونی آنها را فراموش می‌کنند و هر لحظه از جنین و کودک خود دور و دورتر می‌شوند.
روند اصلی فیلم و مواجهه‌ی این دو خانواده اما از دقیقه‌ی سه آغاز می‌شود. این دو زوج قرار است در ۸۰ دقیقه‌ی بعدی با مکالماتی که با هم دارند مسیر داستان را پیش ببرند. این فیلم درباره‌ی کودکان است، اما جز دو نمای کوتاه که کودکان در آنها دیده می‌شوند، هیچ کودکی عملاً در مسیر داستان قرار نمی‌گیرد. همه‌چیز درباره‌ی کودکان است، اما خود آنها نیستند.
مساله‌ی مهم دیگر در مورد این دو خانواده سطح فرهنگی آنها است. آنها از لحاظ مالی افرادی متوسط دیده می‌شوند، اما آگاهی آنها نسبت به جامعه بنا به شغل‌هایی که دارند باید بالا باشد. املی که فیلمساز است، دنی خبرنگار است و جوئل که سیاستمدار است. بکا هم فردی تحصیل‌کرده اما خانه‌دار است. رخ دادن این‌چنین اتفاقی در یک خانواده‌ی فرهنگی قرار است باعث شود چه واکنشی از سوی آنها رخ دهد؟ آیا افراد را می‌توان با شغل، تحصیلات یا وضعیت مالی‌اشان سنجید؟ مرز رفتاری انسان‌ها کجاست؟ ما برای مبرا کردن خود و اثبات درستی حرف‌هامان تا کجا پیش می‌رویم؟
«مایکل بنتام»، کارگردان و نویسنده‌ی این فیلم، کاملاً آگاهانه و هوشیارانه با دوربینی هوشیارتر داستان خود را روایت می‌کند. او فیلمی را ساخته که بدون ارائه‌ی هیچ راه‌حلی تنها موضوعی اساسی را مطرح می‌کند و با پرداخت موشکافانه‌ی آن به ما اجازه می‌دهد با توجه به رفتارهای خود در ذهن‌امان به سوالات او پاسخ دهیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟