چرا اینقدر بد؟
«مارتین کمبل» هر چه چینش ستارهها را در آثار اکشن خود عوض میکند و هر چه در پیرنگها به تغییرات میرسد، باز هم گویی قادر نیست از سقوط خود در دنیای اکشن جلوگیری کند. از سال ۲۰۲۰ تا کنون دو اثر با نامهای «نور چشمی» و «حافظه» را در دنیای سینمایی آقای کمبل مرور کردهایم. در هر دو اثر شاهد بودیم که انبوهی از ستارگان سینمای اکشن دور هم جمع شده بودند تا بلکه روایتهای جدید آقای کمبل به سرانجامی برسد، اما هر دو اثر ساختاری ضعیف و غیر قابل دفاع داشتند. گویی او در همان دنیای زورو و کازینو رویال بلاکباسترهای خود را ساخته و تلاشهای بعدیاش تا کنون بیثمر مانده است.
آقای کمبل در اثر جدید خود پا را فراتر گذاشته و عملاً دیگر تلاشی برای ارائهی یک قصهی نیمبند هم ندارد. ستارهی اثر جدید او خانم «اوا گرین» است که شاید بدترین انتخاب برای چنین اثری محسوب میشود. مخاطب از نقطهای وارد روایت میشود که «جیک» و همقطاراناش که در چنگال داعش افغانستان گرفتار آمدهاند به مرکز یک روستا برده میشوند و قرار است جیک توسط دیگران سنگسار شود. آشفتگی در زاویههای دوربین، چهرهپردازی بد، جلوههای ویژهی ابتدایی و در نهایت طراحی اکشن مضحک نوید این را میدهد که قرار است وارد روایتی غیرقابل تحمل شویم.
آقای کمبل در فیلم جدید خود گویی سعی دارد همهی ضعف داستانپردازیاش را از طریق متوسل شدن به شعارهای دنیای فمینیستی و ترکیب آن با مبارزه علیه بنیادگرایی مذهبی در خاورمیانه بپوشاند. اما متأسفانه ضعف روایت او حتی در شخصیتپردازیهای باری به هر جهت فیلم نیز خود را نشان میدهد. جیک به آن شیوهی مضحک نجان پیدا میکند. اما چون داستانی در کار نیست، کارگردان از طریق تدوین موازی مخاطب را پیش میبرد تا هر چه سریعتر وارد مسیر ماجراجویی داستان شود. اینکه چرا جیک و زنان جوان دیگر قرار است وارد این کارزار شوند، همان نکتهای است که آقای کمبل از آن به عنوان سوراخ دعای خود بهره میبرد. اگر قرار بود این فرشتگان در چنین روایتی دچار داستانی ساختارمند شوند، بهراحتی میتوانستیم اثر آقای کمبل را تحمل کنیم. اما این اتفاق رخ نمیدهد و هر آنچه در فیلم شاهد هستیم تکهپارههای بیمعنایی از دیالوگهای ضعیف، اکتهای آشفته و در نهایت ضعف ساختاری و تکنیکی است.
اگر بهدنبال اثری بلاک باستری هستید که همهچیز آن حتی نزدیک به یک اثر ضعیف هم نیست، فیلم آقای کمبل بهخوبی شما را اغناء خواهد کرد. تعجب آنجاست که پس از فیلم حافظه انتظار داشتیم که این کارگردان کمی از دنیای رو به سقوط خود فاصله بگیرد. اما این اتفاق رخ نداده و او با اثری به مراتب ضعیفتر و آشفتهتر از حافظه مخاطب را غافلگیر کرده است. آقای کمبل در سال ۲۰۲۵ و اینبار با گزیدهای از ستارگان بریتانیایی قرار است به سینمای هیجانانگیز بازگردد. باید دید آیا اثر جدید او همان نقطهعطف بازگشت دوبارهی این کارگردان به سینمای بلاکباستری است یا این ستارگان بریتانیایی هم در اثری دیگر از کمبل خواهند سوخت. باید منتظر بود و تماشا کرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.