پوستر فیلم شام در آمریکا

آنارشیست‌های دوست‌داشتنی آمریکایی

شام در آمریکا
Dinner in America
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

آن‌قدر کمدی‌های سیاه را در سینمای بریتانیا دیده‌ایم که دیگر عادت به تماشای چند بزهکار جوان در خیابان‌های گلاسکو، لندن یا دوبلین داریم. شاید برای مخاطب این سینما پذیرش چند جوان آمریکایی در ایالت میشیگان در همان قالب کار راحتی نباشد. به‌همین سبب است که کل پرده‌ی اول دائم با تعجب به سکانس‌ها خیره می‌شویم بلکه به این نتیجه برسیم که اشتباه کرده‌ایم. آدام رمیِر یکی از سینماگران تازه‌کار سینمای مستقل ایالات متحده است که شاید بتوان این فیلم را اولین اثر جدی او به‌حساب آورد. از فیلم جدا نشویم. «شام در آمریکا» عنوانی کنایی برای یک کمدی سیاه در سه پرده است؛ سه میز شام و سه دگرگونی. سایمون خواننده‌ی یک گروه پانک‌راک است که اتفاقاً در میان برخی نوجوان‌های دنبال‌کننده‌ی موسیقی راک دنبال‌کننده دارد. در پرده‌ی اول فیلم و پس از اینکه خود را به‌دست آزمایش‌های دارویی سپرده است با سکانسی مواجه هستیم که در همان ابتدا باعث سر تکان دادن و آزار چشمان مخاطب می‌شود. رمیر با وفاداری به قالب سینمای پست‌مدرن و باز کردن کادرها، اثر خود را کاملاً رها در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.
نکته‌ی ابتدایی در فیلم پالت رنگی آن است که به‌شدت وام‌دار اتفاقات فیلم است. رنگ‌ها گاه به‌شدت خنثی می‌شوند و فیلم در یک خلسه‌ فرو می‌رود و گاه با تندتر شدن تمپوی فیلم شاهد رنگ‌پراکنی های کارگردان در قاب خود هستیم. پویایی و تیزی این اثر در درون کاراکترها هم وجود دارد. رمیر سعی کرده رگه‌ای از یک عاشقانه را درون اثر خود جای دهد. این پیرنگ عاشقانه نه در حد یک ملودرام آبکی و نه در قالب عاشقانه‌های تینیجری است، بلکه در راستای روایت اصلی فیلم و کاراکترهای آن است. سایمون و پتی از دو دنیای کاملاً متفاوت سر راه یکدیگر قرار می‌گیرند. مخاطب با دیدن پتی شاید این را در ذهن بپروراند که کارگردان سعی دارد او را به نقطه‌ی اوج شکوفایی یک کاراکتر در دنیای تینیجری هالیوود رهنمون کند. اما مخاطبی که پرده‌ی اول فیلم را با دقت تماشا کرده است به‌هیچ‌عنوان خود را حتی به این حدس هم نزدیک نمی‌کند.
زمانی که از یک کمدی سیاه صحبت می‌کنیم بیشتر بار فیلم روی دوش کاراکترهای جوانی است که باید با ضربآهنگ فیلم هماهنگ باشند. در این فیلم «امیلی اسکگز» و «کایل گالنر» با بازی درخشان خود توانسته‌اند صد‌در‌صد ظرفیت کاراکترهای اصلی را شکوفا کنند. پتی و سایمون در انتهای جامعه‌‌ای قرار دارند که فیلم‌های جریان اصلی از نوجوانان شاد و خوشبخت آمریکایی نشان می‌دهند. عشق و حتی خوشبختی فقط در رنگ‌ولعاب‌ها و بزک‌های دنیای تینیجری هالیوود یافت نمی‌شود بلکه طبقه‌ای با نام طبقه‌ی متوسط هم هست که بیشتر جوان‌های آن نه دورنمایی از ستاره شدن دارند و نه در رؤیای آمریکایی به‌سر می‌برند. آنها اشخاصی هستند مانند هر کدام از ما با تمام بزه‌کاری‌ها و خواسته‌های کاملاً عادی و معمولی. زیبایی یک اثر سینمایی به همین است که در قاب خود همین انسان‌های واقعی و قابل لمس را به‌نمایش بگذارد.