این کارگردان نه استعدادی برای ساخت انیمیشن دارد و نه کوششی برای انجاماش میکند
«موکلاسها» موجودات بسیار کوچکی هستند که توسط انسانها دیده نمیشوند و عاشق بینظمیاند. آنها در یک مغازهی عتیقهفروشی زندگی خوبی دارند تا اینکه صاحب مغازه میمیرد. حالا با آمدن صاحب جدید و نظمی که به مغازه میدهد آنها مجبورند از این مغازه بروند.
در سال ۲۰۲۱ بود که انیمیشن «روانه به ماه» را مرور کردیم. این انیمیشن اقتباسی از یک کتاب اصیل آلمانی بود که نتوانسته بود خلاقیت و جذابیت داستان اصلی را در خود ارائه دهد. در واقع این انیمیشن داستان اصلی را هم حیف کرده بود. «علی صمدی»، کارگردان ایرانی-آلمانی، این انیمیشن در سال ۲۰۲۲ هم کتابی دیگر را تورق کرده و انیمیشنی نو را ساخته است. انیمیشن «موکلاس» در ابتدا روایتی جذاب را در تصاویر انیمیشنی خود نشان میدهد. موجوداتی جدید که با شکل خاص خود و تواناییهایاشان میتوانند برای شرح دادن جذاب باشند. اما بهنظر میرسد این کارگردان حوصلهی پرداختن به داستان و شخصیتهای خود را ندارد. نه در انیمیشن سال ۲۰۲۱ و نه در انیمیشن سال ۲۰۲۰ او نمیتوان پرداختی درست و کامل را شاهد بود. او تنها یک داستان جذاب را برمیدارد و بدون اهمیت دادن به مسیر داستاناش روایتی آشفته را نشان میدهد.
در انیمیشن «موکلاسها» منطق روایی معنا ندارد. اتفاقات بدون اینکه به هم ربط داشته باشند رخ میدهند و شخصیتها از جایی به جای دیگر نقلمکان میکنند. نه برای وجود این مکانها توضیحی وجود دارد و نه شخصیتها نسبت به این مکانها حس تعجب و سورپرایز را دارند. درست کردن بالن و رسیدن آنها به مکانی جدید هم انگار سرهمبندی روایت است و آقای صمدی علاقهای به منطق روایی ندارد. پترسون و فینیکس هم شخصیتهای یک داستان دیگر بودهاند که آقای صمدی چند سال پیش با اقتباساشان از یک کتاب، طبق معمول، با آنها سه فیلم انیمیشنی ساخته و حالا از آنها برای تمام کردن داستاناش بهره برده است. آقای صمدی نه تنها خلاقیتی برای ساخت یک روایت نو ندارد و نمیتواند داستانی جدید را با ذهن خود بنویسد، بلکه توانایی پرداختن به داستانهای اقتباسشده را هم ندارد. انیمیشن «موکلاسها» میتوانست با شخصیتهای خلاقانهاش روایتی از دنیایی جذاب را نشان دهد. انیمیشن «آریئتی»، کارگردان بزرگ ژاپنی، «میازاکی» را به یاد بیاورید. دختربچهای بندانگشتی برخلاف گفتهی پدر و مادرش با یک انسان و پسربچهای کوچک که دچار مشکل قلبی است وارد یک رابطهی دوستانه میشود. این انیمیشن بدون ایجاد موقعیتهای مختلف و حوادث ماجراجویانه با تمرکز بر شخصیتها و پرداختن به آنها به خوبی توانسته بود در برقراری ارتباط مخاطب با او مفید واقع شود. واقعیت آن است که شرح یک روایت تلاش و کوشش را به همراه استعداد و توانایی میخواهد، بهنظر میرسد آقای صمدی هیچکدام از آنها را ندارد و باید از او پرسید چرا به ساختن انیمیشنهای سخیف ادامه میدهد و داستانهای جذاب را خراب میکند؟!
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.