شاید این تصویر واقعی عشق است
همهچیز از روز عروسی پرنسس دیانا در سال ۱۹۸۱ آغاز میشود. زمانی که «تاریا» و «لیو» زندگی مشترک خود را به همراه دختر نوزادشان، «دایانا»، شروع میکنند. آنها با خرید یک خانه میخواهند زندگی خود را همانطور که در تصور دارند، با عشق همراه کنند. «یونی» و «یان» به همراه دختر نوزادشان، «ایرانا»، همسایههای این خانوادهی جدید هستند.
هیچکس تصور نمیکند زندگی میتواند به چه میزان پر از فراز و نشیبهای گوناگون باشد. زندگی مشترک و قرار گرفتن در کنار فردی که در دنیای تو بزرگ نشده و حساسیتهای تو را نمیشناسد این زندگی غیرقابلپیشبینی را سختتر هم میکند. همه میدانیم لازمهی داشتن یک زندگی مشترک سازش است. اینکه دو سوی این رابطهی زناشویی تلاش کنند هر یک با دیگری به مدارا رفتار کرده و در عین حال خود و احساسات خود را هم فراموش نکنند. البته که این امر کاری بسیار سخت است و فداکاریهای بسیاری هم میخواهد. اما سؤال اساسی آن است که این سازس و این فداکاریها باید به چه میزان باشد و تا کی ادامه پیدا کند؟
فیلم «عروسی دایانا» در روایت کمدی خود به صورت چند پاره و در سالهایی متفاوت به زندگی زناشویی و خانوادگی این دو خانواده میپردازد و سیر صعود و نزول آنها را به خوبی به تصویر میکشد. نکتهی جالب توجه این فیلم اما آن است که فرزندان و به ویژه دایانا مرکز اصلی داستان هستند. رویدادها از درون دنیای دایانا دنبال میشوند و همین امر احساسات بسیاری را وارد روابط اعضای این خانوادهها میکند. دایانا مادر و پدر خود را در تمام زندگی نگاه میکند. اما آنچه او میبیند با آنچه واقعیت دارد، متفاوت است. درواقع این فیلم به خوبی نشان میدهد که دیدن عشق میان پدر و مادر توسط فرزندان در مسیر بزرگشدن آنها تا چه میزان میتواند اهمیت داشته باشد. دایانا دعواهای پدر و مادر را میبیند، اما عشق میان آنها را نمیتواند به وضوح ببیند و این عشق محدود به مکانها و زمانهای متفاوتی میشود که دایانا و فرزندان نمیتوانند آن را مشاهده کنند. مثلاً دایانا مادر را میبیند که بر سر پدر، به خاطر کارهای بدون فکر او، فریاد میزند، اما هرگز شکسته شدن در را برای رسیدن تاریا به لیو مشاهده نمیکند.
فیلم «عروسی دایانا» فضای دهههای مختلفی که نشان میدهد را هم به خوبی تصویر کرده است. دههی ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و سپس سال ۲۰۲۰ همگی به صورتی واضح قابل تفکیک هستند و میتوان حس آن دوران را از رنگها، گریم، لباسها، وسایل خانه و حتی خود خانهها دریافت کرد. داستان هم شرایط زندگی و رفتارهای خانوادهها در هر دهه را به خوبی نمایش داده است. به همین دلیل نه تنها بطن داستان با اتفاقات دورانهای مختلف همخوانی دارد که میزانسن نیز القاکنندهی هر دوره است. این امر درک وقایع را آسانتر و واقعیتر کرده است.
«شارلوت بلوم» کارگردان این فیلم کار خود را با فیلم کوتاه آغاز کرده است. او در سال ۲۰۱۵ اولین فیلم سینمایی بلند خود را در ژانر کمدی و با شخصیتهای اصلی زنانه ساخته است. او بعد از ساخت چند فیلم کوتاه و دریافت جوایز برای آنها و مشارکت در چند سریال تلویزیونی بار دیگر فیلمی سینمایی ساخته که آن هم با رویکردی کمدی به مسئلهای اساسی میپردازد. مشخص است که بلوم هم دنیای زنانه را میشناسد و هم با وجوه مختلف روابط خانوادگی و زناشویی آشنایی دارد. او طنز و کمدی را هم خوب میشناسد. به همین دلیل است که فیلم او با نگاهی متفاوت به مقولهای تکراری و با ایجاد فضایی گرم و شاد و در عین حال واقعی میتواند به راحتی ما را برای ساعتی با خود همراه کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.