پوستر فیلم کارگاه آموزشی شیطان

ترس تو را همچون شیطان می‌بلعد

کارگاه آموزشی شیطان
Devil's Workshop
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
ژانر درام، دلهره
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

برای تقابل با ترس‌ها باید با آن‌ها روبه‌رو شد. سینما، به‌خصوص در ژانر دلهره، از هر زاویه‌ای وارد این تقابل بین انسان و ترس‌های‌اش شده است. «کریس فون هافمن» در جدیدترین اثر خود سعی دارد با بهره‌گیری از ژانر دلهره و برخی کلیشه‌های دلهره‌های شیطانی وارد این تقابل شود. این فیلم داستان «کلیتون» است و در افتتاحیه مخاطب به این پی می‌برد که او بازیگری تواناست، اما اعتماد‌به‌نفس ندارد. کارگردان از همان ابتدا منشأ این عدم اعتمادبه نفس را حضور فردی وراج و زن‌باره با نام «دانلد» معرفی می‌کند. اما این فقط لایه‌ی رویی روایت است. کلیتون اسیر زجری ذهنی است که در گذشته‌اش ریشه دوانده و مدام خاطرات پراکنده‌ای از مادرش به‌صورت تک‌نماهایی ظاهر می‌شود. حال او باید با این ترس تقابل کند و بهترین فرصت رقابت با دانلد در تست بازیگری یک اثر سینمایی است. او برای این کار شروع به تحقیق می‌کند و در نهایت یک شیطان‌شناس با او تماس می‌گیرد تا آخر هفته را به آموزش او در باب احضار شیطان اختصاص دهد. کالیتون برای فیلمی دلهره‌آور قرار است تست بازیگری بدهد و در نتیجه باید خود را در موقعیتی مشابه با فیلم قرار دهد. کارگردان از همان ابتدا به صورت موازی تلاش کلیتون و دانلد را برای آماده شدن به‌تصویر می‌کشد.
زمان فیلم به ما این را می‌گوید که با اثری مینیمالیستی روبه‌رو هستیم و کارگردان هم به‌خوبی از این زمان برای مواجهه‌ی کلیتون و ترس‌های‌اش استفاده می‌کند. اینکه بگوییم این فیلم صرفاً یک اثر دلهره‌آور است کمی بی‌انصافی به‌نظر می‌آید. کارگردان تلاش می‌کند تا کلیتون را رو در روی خودش قرار دهد و در این راه از کاراکتر «الایزا» استفاده می‌کند. این کاراکتر مرموز همه‌ی آن فاکتورهای کاراکتر شرور را در خود دارد؛ نگاهی نافذ، مهربانی‌های هیستریک و حضورهای ناگهانی مقابل کاراکتر اصلی.
کارگردان سعی دارد حق انتخاب طبیعی کلیتون را برای ماندن یا ترک کردن آن ویلای دورافتاده به خود کاراکتر بدهد. گویی او باید تصمیم بگیرد که ترس را بخورد یا ترس او را ببلعد. آنچه که در پرده‌ی دوم فیلم رخ می‌دهد کشمکش‌های ذهنی کلیتون برای رهایی از این ترس نهادینه است. او از یک سو دچار عذاب وجدان است که چرا مادر را رنجانده است و از سویی دیگر همت این را دارد که تمام تلاش‌اش را برای تبدیل شدن به یک بازیگر مشهور (همان‌طور که به مادر قول داده) به کار گیرد. اما کارگردان قرار نیست همه‌چیز را در اینجا متوقف کند و در پرده‌ی سوم ما را به درون لایه‌ی ابزورد می‌برد. درست آن هنگامی که مخاطب فکر می‌کند همه‌چیز تمام شده است، تازه آغاز ماجرایی است که گویی کلیتون یکی از حلقه‌های آن بوده است.
این فیلم شاید روایت استواری داشته باشد، اما کمی در ارائه‌ی جلوه‌های ویژه می‌لنگد. طراحی صحنه و آن آشفتگی حاضر در ویلا کاملاً به فیلم کمک می‌کند، اما شیطان و آتش اسیر جلوه‌های ویژه‌ای هستند که مخاطب را به‌یک‌باره از اثر جدا می‌کنند. شاید هافمن سعی کرده در سینمای تجربی به ارائه‌ی این روایت بپردازد، اما سینمای تجربی فاکتورهای خودش را دارد و شاید بهتر بود قبل از هر چیز آثار داریو آرجنتو را مشاهده می‌کرد. او در این فیلم کمی با اثری چون «سرگردان»‌ و «مهمانی هیولاها» فاصله دارد. در هر حال هافمن دلهره‌ساز خوبی است و باید منتظر آثار دیگر او بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟