کارآگاههای دستچندم چینی
کارآگاه «دی» در مأموریت جدید خود باید دلیل مرگ خانوادهی امپراطور را کشف کند. درباریان اما اعتقاد دارند نفرین دختری جوان که همان روز وارد قصر شده باعث مرگ امپراطور و خانوادهاش شده است. ولی کارآگاه خرافاتی نیست و به این حرفها اعتقادی ندارد. او تلاش میکند تا قاتل واقعی را پیدا کند.
اولین بار ما کارآگاه دی را در فیلمی دیگر که آن هم در سال ۲۰۲۰ ساخته شده بود، دیدیم. فیلم «کشف آقای دی رنجی» نسبت به بسیاری از فیلمهای همردهی چینیاش سطحی بالاتر داشت و با داستان ساده و نه چندان پیچیدهی خود توانسته بود حداقل منطق روایی را در دروناش داشته باشد. اگر چه پیرنگ کلی فیلم منطق روایی خوبی داشت، اما در جزئیات هنوز ایراداتی را میشد دید. این فیلم حداقل المانهای داستانی را رعایت کرده بود. کاری که در فیلم جدید این کارآگاه انجام نشده است و این بار کارآگاه دی یک فرد کاملاً مضحک دیده میشود که اسیر دست کارگردان آن شده است. حتی در این فیلم سکانسهای داخلی کمی نیز وجود داشت و سعی شده بود با سکانسهای خارجی فضای داستان واقعی هم دیده شود.
فیلم «کارآگاه دی: قاتل آسمان تنهایی» با استفاده از داستانها و دنیاهای قدیمی سعی کرده این بار روایت خود را از وجهی واقعی و نه افسانهای مانند بسیاری دیگر از فیلمهای چینی بیان کند. قرار است کارآگاهی باهوش راز قتلهایی که از سر کینه انجام شدهاند را کشف کند. در این مسیر دیگر ما با افسانههای چینی روبهرو نیستیم. قرار نیست جادویی در کار باشد و با جادو و سحر همهچیز حل شود. در اینجا دیگر کارآگاه باید با دنبال کردن سرنخهایی که در مسیر داستان داده میشود راز قتلها را رفتهرفته بیابد. قدم به قدم همهچیز باید در جای خود به درستی قرار بگیرد تا مخاطب هم همراه با کارآگاه بتواند راز را کشف کند. در واقع فیلمهای کارآگاهی بسیار بیشتر از دیگر فیلمها نیاز به دقت دارند و نباید هیچ ایرادی داشته باشند تا بیننده بتواند آنها را باور کند. متأسفانه این فیلم مانند انبوه فیلمهای چینی ساخته شده منطق روایی درستی ندارد. از همان ابتدا سرنخی که کارآگاه پیدا میکند آنقدر مضحک و احمقانه است که دیگر بیننده نمیتواند تا انتها آن را دنبال کند. دیدن اتفاقی خراشی کوچک بر روی وسایل آن اتاق پر از اسبابواثاثیه مضحکترین اتفاقی بود که میتوانست رخ دهد.
در این فیلم لوکیشنهای داخلی که قرار است غارهای پر رازی را نشان دهد هم آنقدر مصنوعی هستند که بیننده نمیتواند باور کند در حال دیدن فیلمی واقعی است. سینمای چین با استفاده از همین لوکیشنهای داخلی هر چه بیشتر خود را از داستانی واقعی دور میکند. آنها باید برای رسیدن به سینمای دیگر کشورها در ابتدا باور کنند داستانی که روایت میکنند باید چه از لحاظ تصویری و چه محتوایی برای مخاطباناشان قابل لمس باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.