پوستر فیلم کشف آقای دی رنجی

قربانی‌های پرده‌ی سبز

کشف آقای دی رنجی
Detection of Di Renjie
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

در عمارت ارباب ایالت «یان» اتفاقات عجیبی رخ داده است. در ابتدا معلم رقاصان ارباب یعنی «دیا-ئوسان» در دریاچه‌ی آینه به‌طرز مشکوکی غرق می‌شود و سپس یکی از رقاصان مهم به نام «یان-پیائو» در هنگام رقص خود را از بلندی به پایین می‌اندازد. آقای «دی-رنجی» به‌عنوان یک کارآگاه، مسئول حل‌کردنِ معمای کشته‌ شدن این دو نفر می‌شود. در همین حین دختر جوانی از گارد سلطنتی نیز با نام «یائو-هوان» مسئول مراقبت از مقبره‌ی رئیس ایالت می‌گردد. یائو-هوان و دی-رنجی هر دو تلاش می‌کنند پرده از راز مشکوک کشته‌شده‌های عمارت بردارند.
با ورود پرده‌ی سبز به سینما دیگر فیلم‌های رزمی، به‌ویژه فیلم‌های چینی، آن جذابیت و زیبایی گذشته را ندارند. همه مصنوعی شده و تنها آدم‌هایی را می‌بینیم که در محیطی مصنوعی و غیرقابل‌درک در حال پروازکردن در هوا هستند و در این میان از شمشیرهاشان نیز صداهایی مبنی بر اینکه به‌هم برخورد کرده‌اند ایجاد می‌شود. نبردهای مصنوعی که دیدن‌شان دیگر لذت‌بخش نیست. دیگر خبری از شهامت و جنگجویی سربازانِ فداکار امپراطور هم نیست. فیلم‌هایی مانند « خانه‌ی خنجرهای پران» یا «قهرمان» دیگر تکرار نمی‌شوند. با تعدد فیلم‌های رزمی بی‌کیفیت چینی نیز، یافتن فیلمی درخور سخت خواهد بود. فیلم «خانه‌ی خنجرهای پران» داستان رزم‌آوری‌های کسانی‌ست که ثروت را از ثروتمندان دزدیده و به فقیران اهدا می‌کنند. نبردهایی که در جنگل اتفاق می‌افتند، هر بیننده‌‌ای را جذب این سکانس‌ها می‌کنند. این فیلم عاشقانه‌ای زیبا هم هست و به‌خوبی این دو با هم ترکیب شده‌اند و فیلمی زیبا و به یادماندنی را ساخته‌اند.
فیلم «کشف آقای دی-رنجی» یک داستان رازگونه است که در آن هم عشق وجود دارد و هم نبردهای تن‌به‌تن. داستان فیلم داستانی جذاب است، چرا که بیننده را با خود همراه می‌کند. در این داستان نیز حفره‌هایی وجود دارد که اگر کمی بخواهیم به فیلم ساده بگیریم، می‌توان آنها را نادیده گرفت. اما قرار نیست با نادیده گرفته شدن، از ضعف فیلم بکاهند. در واقع روایت پرسش‌گرانه‌ی داستان می‌تواند بیننده را به پای داستان بنشاند تا بداند قاتل چه کسی‌ست. اما چیزی که نمی‌شود آن را نادیده گرفت باز هم همان پرده‌ی سبز است. اگرچه این فیلم به نسبت بسیاری از فیلم‌های دیگر چینی در استفاده از این پرده احتیاط کرده است، اما هنوز هم می‌توان به خوبی مصنوعی‌بودن محیط پیرامونی را متوجه شد. مثلاً در سکانس‌هایی که نبردهایی در محیط بیرونی عمارت و زیر باران رخ می‌دهد؛ در اینجا مصنوعی بودن باران را می‌توان به‌خوبی متوجه شد. اما خیس بودن زمین و اینکه با سرخوردن افراد می‌شد باران را احساس کرد نشان از آن می‌دهد که عوامل فیلم لااقل تلاش خود را برای عادی‌تر کردن صحنه‌ها کرده‌اند. نبردها‌ی تن‌به‌تن و مبارزات با شمشیر آنها هم تا حدودی می‌تواند قابل دیدن باشد. به‌ویژه که جلوه‌های صوتی خوبی در فیلم استفاده شده است. این جلوه‌های صوتی تأثیر زیادی در گیرایی تصاویر دارند. هنگام همان نبردهای بیرونی صدای باران و صدای شمشیرهایی که به‌هم برخورد می‌کنند در کنار حرکات رزمی اشخاص می‌تواند با کمی اغماض سکانس را زیباتر کند. اغماض از آن جهت که پرده‌ی سبز را شاید بتوان به‌خاطر حرکات رزمی و همان صوت‌ها نادیده گرفت. اما بیننده‌ی حرفه‌ای سینما نمی‌تواند به‌راحتی از بارانی که بیهوده در سکانس‌ها دیده می‌شود یا برگ‌هایی که از درختان می‌افتند، ولی جزو تصاویر اصلی حس نمی‌شوند، بگذرد. تمام این‌ها همان ریزه‌کاری‌هایی ست که یک فیلم عالی و خوب و متوسط را می‌تواند از هم متمایز کند. این فیلم را هم نه می‌توان زباله‌ی تصویری دانست و نه می‌توان آن‌چنان ستایش‌ کرد.