پوستر فیلم اهریمنی

دلهره‌ی کم‌عمق

اهریمنی
Demonic
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

نیل بلومکمپ کارگردانی است که پس از سال‌ها فیلم کوتاه ساختن در حوزه‌ی علمی-تخیلی، در سال ۲۰۰۹ به‌سراغ فیلم اول بلند داستانی خود رفت و واقعاً هم درخشید. کمتر کسی بین علاقه‌مندان به سینما وجود دارد که فیلم موفق «منطقه‌ی ۹» محصول ۲۰۰۹ را به‌یاد نداشته باشد. این فیلم با حمایت پیتر جکسون و کارگردانی بلومکمپ روایتی کاملاً مدرن بود که مخاطب را دچار تجربه‌ای دلهره‌آور و آخرالزمانی می‌کرد. این فیلم موفق بود چون کارگردان‌اش طی سال‌ها همین مضمون را در فیلم‌های کوتاه اتود زده بود. بلومکمپ با فیلم اول خود نشان از کارگردانی داشت که باید در رادار مخاطبان سینما قرار می‌گرفت. اما او پس از این فیلم بود که تمام انرژی و وقت خود را صرف ساخت آثار متوسط و سفارشی استودیوهای بزرگ کرد. دو فیلم بلند بعدی او یعنی «الیسیوم» محصول ۲۰۱۳ و «چپی» محصول ۲۰۱۵، علی‌رغم پرخرج بودن، نتوانستند خود را به سطح فیلم منطقه‌ی ۹ برسانند. اما بلومکمپ باز هم در کنار این آثار به اتود زدن کاراکتری و فضاسازی علمی-تخیلی در فیلم کوتاه ادامه داده است. حال به فیلم «اهریمنی» برسیم. این فیلم در بهترین حالت خود می‌تواند یک اثر کوتاه مانند اتودهای قبلی و فعلی بلومکمپ به‌حساب آید. اما چه شده که این کارگردان تصمیم گرفته آن را یک فیلم بلند داستانی کند؟ شاید برای فراموش نشدن از ذهن مخاطب که اگر دلیل قطعی این باشد باید گفت او خیلی بد کارت برنده‌ی خود را سوزانده است.
کارلی در شهری کوچک زندگی می‌کند. داستان با کابوسی که او از مادر خود می‌بیند آغاز می‌شود. فیلم از همان ابتدا ژانر خود را مشخص می‌کند. اما مخاطبی که آشنا به آثار بلومکمپ است می‌داند که باید منتظر چیزی فراتر از این باشد. همین اتفاق هم می‌افتد و کارلی به مرکزی درمانی-پژوهشی دعوت می‌شود. در اصل کار و دغدغه‌ی اصلی بلومکمپ از همین نقطه آغاز می‌شود. آنها کاراکتر کارلی را در یک برنامه‌ی شبیه‌سازی به درون ذهن مادرش می‌برند تا علت آشفتگی روانی و خودزنی‌های او را تشخیص دهند. چنین کاری مطمئناً از کارگردانی همچون بلومکمپ برمی‌آید. باید گفت پرده‌ی اول فیلم خیلی استاندارد و به‌دور از هر غلوشدگی‌ای خودر ا به پرده‌ی دوم روایت می‌رساند. اما کارگردان در این پرده بین دو دنیای مختلف گیر افتاده و نمی‌داند باید چه کند. او قرار است تفسیری کاملاً دیجیتال و مدرن و با امضای هنری خود را از آثار کلیشه‌ی دلهره به مخاطب ارائه دهد. اما چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ بلومکمپ سه کار انجام می‌دهد؛ ابتدا شخصیت اهریمنی را در کالبد یک موجود منحصربه‌فرد نشان می‌دهد. دوم مسیری دیجیتال را برای درک بیشتر این موجود مقابل کاراکترهای داستان خود می‌گذارد و سوم قصد دارد قالبی دیگر به مقوله‌ی جن‌گیری ببخشد. او جن‌گیرها را تبدیل به سربازانی مدرن کرده است که با استفاده از فنآوری جدید در پی اهریمن هستند. مشکل کار او همین جاست. این ایده شاید در ذهن او دغدغه ایجاد کرده باشد اما برای سینمای دلهره هنوز کمی خام است. پس تصویری که او ارائه می‌دهد، نه یک تصویر آوانگارد که یک تصویر خام و نپخته است. فیلم «اهریمنی» هر چه هست فیلمی جاافتاده نیست. کارگردان در آن سعی کرده کمی تعاریف را جابه‌جا کند اما تصویری که خروجی آن است شلخته و ناهماهنگ است. حال باید منتظر بود دید بلومکمپ در پروژه‌ی سنگین و جدید خود با نام «منطقه‌ی ۱۰» چه دنیایی را خلق خواهد کرد.