تاناکا خمیرمایهی اکشن را دارد، اما…
«سیجی تاناکا» پس از اثر اول خود در سال ۲۰۱۸ نشان از سینماگری در ژانر اکشن داشت که هم خوب فیلم دیده و هم قادر است خود را در میان کلیشههای رایج این ژانر نشان دهد. فیلم «مجنون» اثری سرد و در عین حال گیرا بود که کارگردان جواناش را جدای از دیگر اکشنسازهای همردهی خود در سینمای ژاپن میکرد. آقای تاناکا در دومین گام خود در سینمای اکشن کمی تجاریتر به موضوع نگریسته و سعی دارد از طریق ارتباطی پستمدرنی مخاطب را درگیر یک اکشن انتقامی کند.
افتتاحیهی روایت کموبیش سعی دارد از برخی فرنچایزهای بزرگ سینمای اکشن مانند «جان ویک» تبعیت کند. اما گویی استوربوردی برای صحنههای اکشن طراحی نشده است و بیشتر این صحنهها در یک برداشت گرفته شدهاند. مخاطب در این افتتاحیه از طریق کاراکتر ساکاتا خشونت و خونی در حد یک آدمکش میبیند، اما این آدمکش گویی هیچ پرداخت فیزیکی و اکتهای منحصربهخود را ندارد. در نتیجه افتتاحیه بیش از آن چیزی که فکر میکنیم عریان است.
اما مشکل بزرگ دیگر اثر آقای تاناکا منطق روایی آن است. کارگردان در این اثر تمام تلاش خود را میکند تا با اکتی کوتاه، تکجمله یا تکزنگی از سوی کاراکترهای مختلف مسیر پیش روی کاراکتر خود را تعیین کند. بهطور مثال او در افتتاحیه تا انتهای کشتار خانوادهی ساکاتا پیش میرود و حتی او را پس از ۱۲ سال انسانی علیل بهتصویر میکشد. اما هم مخاطب و هم خود کارگردان میدانند که ساکاتا باید روی پا بایستد. درست در همین گذر است که کارگردان دستبهدامان دمدستیترین رابطهی علتومعلولی میشود و ملتمسانه از مخاطب میخواهد که او را سرزنش نکند. یکی از شرورهای داستان با تزریق مادهای زهرآلود به سرم ساکاتا قصد دارد او را بکشد، اما این سم نتیجهی عکس میدهد و ساکاتا را تبدیل به ملوان زبل میکند. کاشتن چنین منطقی در ذهن مخاطب کاری عبث است و جز سقوط روایت مسیری دیگر را طی نخواهد نکرد.
در بند اول از تلاش کارگردان برای ارائهی ترکیبی پستمدرن در این اثر صحبت کردیم. در اینجا نیز آقای تاناکا گویی تنها نقطهی وصلاش استفاده از اونیماسکها روی چهرهی شرورهای داستان است. اما گویی آقای تاناکا از همان ابتدا هم قصد نداشته چندان وارد چندوچون زندگی این شرورها شود و صرفاً هر کدام را در نقطهای از شهر قرار داده تا ساکاتا بهسراغ آنها برود. عدم تعادل بین دنیای شرورها و قهرمان داستان در کل روایت محسوس است و صرفاً با چند ماسک و اکت همراه آنها در کنار جملاتی در باب شیطان و شهر و خندههای شیطانی نمیتوان مخاطب سینمای اکشن انتقامی را دچار هیجان کرد. خاصیت سینمایی که آقای تاناکا در آن گام نهاده جز این نیست. او اگر قادر بود همان ساختار روایی فیلم اول را در این اثر به نمایش بگذارد، اکنون با روایتی مواجه بودیم که شاید یک پرده بیشتر زمان میبرد، اما مخاطب را به خوبی به درون لایههای خود میبرد. باید دید این کارگردان جوان ژاپنی در مسیر بعدی خود در سینمای اکشن ژاپن به کدامین سو خواهد رفت.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.