«شینشو» با پدر و مادرناتنی و خواهر نوزادش به سفری دریایی رفتهاند. امروز روز تولد او است، اما کسی این اتفاق را به یاد ندارد. شینشو احساس میکند بیش از هر زمانی به مادرش نیاز دارد. طوفانی بزرگ رخ میدهد و زمانی نمیگذرد که شینشوی بر روی سکو ایستاده در آب خود را تکوتنها غوطهور میبیند. او غرق در دریا موجود چند چشم عجیبی را مشاهده میکند.
سینمای چین چند سالی است در حال تلاش مداوم برای رساندن خود به سینمای دیگر کشورها است. برای این کار هم نه از انجام هزینههای هنگفت ترسی دارد و نه از تقلیدهای بیچونوچرا از این کشورها. چین اگر در سینمای لایواکشن خود تلاش میکند بیشتر از کرهی جنوبی پیروی کند، در سینمای انیمه و انیمیشن دنبالهروی سینمای ژاپن است. او بارها با وام گرفتن انیمیشنهای خود از داستانهای اساطیری سعی کرده به مانند سینمای ژاپن که به مانگاهایاش چشم دوخته، روایتهایی جذاب و اثرگذار را برای مخاطب ارائه دهد. این سینما این بار با نگاهی کاملاً معنادار به انیمهی «شهر اشباح» میازاکی بهنوعی ادای احترامی به او هم انجام داده است. انیمیشن «دریای عمیق» هم در داستان سعی کرده رازآلودگی و معناداری خود را با انیمهی میازاکی همراستا کند و هم تصاویرش کاملاً مخاطب را به یاد این انیمه میاندازند. دنیای شکلگرفته در زیر آب، موجوداتی که در آن زندگی میکنند، حتی شکل داخلی رستوران کشتیمانند کاملاً برگرفته شده از انیمهی «شهر اشباح» است.
انیمیشن «دریای عمیق» اما هنوز هم توانایی تبدیل شدن به یک انیمیشن کامل را ندارد. کارگردان این انیمیشن که برای دومین بار است دست به ارائهی یک داستان مستقل میزند، علیرغم تلاشاش نمیتواند به صورت منسجم به روایت خود بپردازد. او سعی کرده یک داستان جدید را بدون وابستگی خاص به روایتهای اساطیری ارائه کند. کارگردان پیرنگی زمینی و کاملاً ملموس را برگزیده و با تکیه بر آن خواسته وارد دنیایی فرازمینی و خاص شود. داستان قرار است از رنج فقدان و دوری حرف بزند. پیرنگی که کاملاً انسانی و متأثرکننده است. اما این اتفاق بهخوبی رخ نداده و کارگردان نتوانسته روایت خود را شرح دهد. بهنظر میرسد او خود نیز در جریان داستاناش گم شده است. دنیایی که او زیر آب خلق میکند پیچیده است. بیننده نمیتواند به درک درستی از این دنیا برسد. قوانین و چگونگی رخ دادن اتفاقات را در آن درک نمیکند و تنها شاهد رخ دادن یکسری اتفاقات در آن است که معنایی هم برایاش وجود ندارد. در واقع کارگردان این انیمیشن آنقدر به تصاویرش اهمیت داده که از پیرنگ اصلی داستان دور شده است و مخاطب علیرغم دیدن تصاویری جذاب و مسحورکننده با روایتی منسجم روبهرو نیست. یکسوم پایانی داستان با خارج شدن شینشو از دریا رفتهرفته روایت شکل خود را پیدا میکند. مخاطب میتواند کمی با او وارد رابطه شود و درد عمیق روحی او را درک کند. تا پیش از این مخاطب هرگز نه توانسته بود با دنیای زیرآب ارتباطی برقرار کند و نه با خود شینشو.
تنها مزیت این انیمیشن را تصاویر پر از رنگ و دقیقاش باید دانست. تصاویری که با تکنولوژیهای جدید ارائهی کوچکترین جزئیات نیز ممکن شده است. همین امر هم است که مخاطب را با محتوای داستانی ناقص باز هم در برابر خود مینشاند. بار دیگر باید گفت سینمای چین باید بداند همانقدر که برای تصاویرش هزینهی مالی و زمان کافی میگذارد باید برای محتوا و داستانهایاش هم هزینه کند. تصاویر زیبا بدون محتوای کافی هرگز نمیتوانند مخاطب را شیفته و مبهوت خود کنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.