پوستر فیلم مرگ روی رودخانه‌‌ی نیل

کنث برانا و اقتباس پرهزینه‌‌ای دیگر از آگاتا کریستی

مرگ روی رودخانه‌‌ی نیل
Death on the Nile
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

کنث برانا بعد از بردن اسکار فیلم‌نامه‌ برای فیلم «بلفاست»‌ دنیا را به‌گونه‌ای دیگر می‌نگرد. در حین کش‌و‌قوس‌های مربوط به جوایز آکادمی در سال ۲۰۲۲ فیلم جدیدی دیگر از برانا روی پرده رفت. این فیلم نیز به‌مانند اثر ۲۰۱۷ اقتباسی از آگاتا کریستی بود. کنث برانا در هر دو اثر در نقش هکتور پوآرو، کاراگاه خصوصی با ذکاوت، ظاهر شده است. گویا اقتباس از آگاتا کریستی به‌ مذاق این کارگردان بریتانیایی خوش آمده است که تصمیم گرفته فیلمی دیگر را از روی نوشته‌های این نویسنده روی پرده ببرد.
کنث برانا افتتاحیه‌ی فیلم خود را با زمانی آغاز می‌کند که کمتر در باب پوآرو شاهد بوده‌ایم؛ جنگ جهانی اول و مجروح شدن او. پس از این افتتاحیه به سال ۱۹۳۷ می‌رویم و شاهد هستیم که چگونه پوآرو در سفری که به مصر دارد درگیر پرونده‌ی چند قتل می‌شود. داستان‌های آگاتا کریستی آن‌قدر جذاب هستند که هر بار به‌صورت سریال یا اثر سینمایی به‌آنی قادر باشند سیل مخاطبان را به خود جذب کنند. برانا در اثر ۲۰۱۷ خود سعی کرد تعداد زیادی چهره‌ی مشهور هالیوودی را در یک قاب جمع کند تا فیلم بیش‌از‌پیش مخاطب داشته باشد. اما عمده‌ضعف او در این است که ذهن چندتکه‌ای چون فینچر ندارد. او کاملاً وفادار به آگاتا کریستی سعی دارد کاراکتر پوآرو و ماجراهای چندلایه‌ی پیرامون او را بدون هیچ دخل‌و‌تصرفی به‌تصویر بکشد. در اصل باید گفت که کنث برانا کارگردان خلاقی نیست و سعی دارد با بودجه‌ی زیادی که در اختیار دارد روی همان داستان اصلی ریخت‌و‌پاش اضافی کند. در فیلم جدید نیز با اثر پیچیده‌ای روبه‌رو نیستیم. برانا بیش از آنکه بخواهد روی داستان و تکه‌های از هم گسسته‌ی پازل آن متمرکز شود، سعی کرده اکشن فیلم خود را بیشتر کند. حداقل با رجوع به متون اگاتا کریستی به جایی که بخواهد ماجرای جنایی را تبدیل به یک اثر هیجان‌انگیز-اکشن کند برنمی‌خوریم. متون آگاتا کریستی با زبانی ساده و متنی روان مخاطب را درگیر قتل‌هایی می‌کنند که هیجان خود را از ذکاوت کاراگاه داستان می‌گیرند. اما برانا این سلیس بودن و در عین حال پیچیدگی را از فیلم خود گرفته و با روتوش‌های تصویری و پالت رنگ کاملاً بی‌ربط به روایت سعی در سرخآب‌سفیدآب کردن روایت دارد. به‌طور حتم این نوع نگرش به سادگی یک اثر راه به ناکجا است. متأسفانه برانا در این اثر برخلاف اثر قبلی در انتخاب ستاره‌ها نیز دچار افت شده است. بازیگری چون «گیل گدوت» توانایی ایفای نقش محوری داستان را ندارد و شاید اصلاً نداند که این کاراکتر اشرافی در داستان کریستی چه خصوصیاتی باید داشته باشد. شاید بهتر این بود این نقش به یک بازیگر بریتانیایی داده می‌شد؛ بازیگرانی که با خصوصیات کاراکترهای اشرافی در داستان‌های نویسنده‌هایی چون وولف و کریستی آشنایی و قرابت زیادی دارند. در هر حال کنث برانا همان مسیر کارگردان‌هایی چون «گی‌یرمو دل تورو» و «ریدلی اسکات»‌ را در پیش گرفته و انتظار نمی‌رود چهره‌ای تأثیرگذار در سینمای بدنه‌ی هالیوود باشد. او نیز احتمالاً پس از این اسکار تبدیل به یکی از اپراتورهای استودیوهای بزرگ برای پروژه‌های هنوز ساخته‌نشده شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟