ای کاش از جزئیات خلاقانهی روایت بهتر استفاده شده بود
«پائولو» بیشتر تابستان را با دوستاناش «کاچی»، «گیلیگان» و «میماو»، خواهر گیلیگان، میگذراند. پائولو با داشتن مادری سختگیر و معتقد علیرغم وضع مالی بهتری که نسبت به دیگران دارد، مدام سعی میکند مادر را راضی نگه دارد و از این رو دروغ و پنهانکاریهای دوران نوجوانی او بیش از دیگر دوستاناش است. آنها تلاش میکنند دوران بلوغ و نوجوانی خود را هر چه زودتر پشت سر بگذرانند.
تا کنون فیلمهای بسیاری را دربارهی بلوغ نوجوانان مرور کردهایم. فیلمهایی که در آنها به اشکال مختلفی سعی شده بود این دوران حساس به تصویر درآید. فیلم «پیله» از کشور آلمان که مدتی پیش مرور کردیم را به یاد بیاورید. در این فیلم دختری که در ابتدای روزهای بلوغ خود بود برای شناخت خود و احساساتاش تلاش میکرد. او در خانوادهای زندگی میکرد که مادرش هرگز او را نمیدید و او باید خودش، خودش را مییافت. در فیلم «مرگ نینتندو»، اما برعکس فیلم پیله، پسری نوجوان در خانوادهای زندگی میکند که هم از لحاظ مالی تمام نیازهایاش برطرف میشود و هم مادرش بسیار به او توجه میکند. در این فیلم اما مشکل اصلی توجه بیشازاندازهی مادر به پسرش است، به طوری که این توجه باعث میشود پائولو احساس خفگی و تنهایی کند.
فیلم «مرگ نینتندو» با دنبال کردن چهار شخصیت اصلیاش و از همه مهمتر تمرکز بر شخصیت پائولو سعی دارد دوران بلوغ نوجوانان را در سه خانوادهی متفاوت نشان دهد. شاید اگر توجه فیلم به هر سه خانواده به یک اندازه بود روایت از این هم بهتر میشد. مخصوصاً که شخصیت میماو، دختری نوجوان که دوستان صمیمیاش همه پسر هستند، پتانسیل بسیار بالایی برای پرداخته شدن داشت که این فیلم نتوانسته از این پتانسیل بهرهی خوبی ببرد و این شخصیت حرام شده است. حتی توجهی که فیلم به کاچی دارد هم بسیار کم است و در چند سکانس کوتاه او و شرایط خانوادگیاش را نشان میدهد و این پائولو است که در مرکز توجه باعث میشود دیگر شخصیتها نادیده گرفته شوند. با این حال جمع همیشگی این چهار نفر که ماجراجوییها و اتفاقات بسیاری را رقم میزنند میتواند آن روزهای ناب نوجوانی آن هم در دههی ۱۹۹۰ را به خوبی تصویر کند. از نوشابه خوردن و تفریحاتی که نوجوانان در این دوران در عصرهای گرم تابستانی داشتند تا بازیهای ویدئوییای که میتواند مخاطب بزرگسال را با هدف گرفتن حس نوستالژیک آنها حتی بیشتر از نوجوان امروزی متوجه خود کند. ماجراجوییهایی که این سه پسر نوجوان در مسیر داستان برای تبدیل شدن سریعترشان به مردانی جوان انجام میدهند، کاملاً واقعی و ملموس است. در واقع دنیایی که این فیلم از نوجوانان نشان میدهد واقعی بوده و به همین دلیل برقراری ارتباط با آن راحت است. بازی بسیار خوب بازیگران نوجوان فیلم هم روند ایجاد این ارتباط با شخصیتهای داستان را آسانتر هم کرده است. شخصیتهایی واقعی در دنیایی واقعی میتوانند انسانهای واقعی را هم متوجه خود کنند.
اما اتفاق دیگری که در این فیلم حیف شده توجه بسیار کمی است که به داستانها و افسانههای فولکلور فلیپینی شده است. نینتندو و ارواح ترسناک این داستانهای فولکلور فقط در سکانسهای ابتدایی دیده میشوند و دست کم گرفته شدن آنها در مسیر داستان حتی نام فیلم را هم کمی اغراقآمیز کرده است. زیرا این فیلم بیش از آنکه دربارهی نینتندو و داستانهای خرافی آن باشد دربارهی انسانهای واقعیای است که چندان این شخصیت افسانهای در مسیر زندگیاشان اثرگذار دیده نمیشود. از این شخصیت تنها نام فیلم و چند سکانس کوتاه در خود فیلم دیده میشود. حتی استعارهی آتشفشانی که در میان تصاویر دیده میشود هم میتوانست با پرداختی بهتر باعث ایجاد اثر بیشتری در داستان شود.
فیلم «مرگ نینتندو» با پیرنگی کاملاً حساس و زیبا با بهره بردن بهتر از جزئیات خلاقانهای که در مسیر داستان قرار داده بود میتوانست روایتی ناب و شاید حتی ترسناک را از دوران بلوغ به تصویر درآورد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.