داستان این فیلم پیرامون شخصیتهای یک بار همجنسگرا رخ میدهد که قاتلی دیوانه و زنجیرهای شروع به کشتن هر مردی که وارد این بار میشود، میکند. در این میان چندین دراگ کویین در این بار کار میکنند که بیش از همه توسط این قاتل روانی نشانه گرفته شدهاند.
چندی پیش بود که فیلم «گندکاری و شامپاین» را مرور کردیم و در آن دربارهی افراد معروف به دراگ کویین صحبت کردیم. فیلمی که در آن تمام شخصیتهای زنانهاش توسط مردان بازی میشد و به واقع هم گریم خوب و بازی خوب آنها توانسته بود دیدن این فیلم کمدی را برای دوستداران این نوع ژانر خوشآیند کند. در این فیلم اغراقها و موتیفهای رفتاری شخصیتهای مختلف آن چنان بود که نهتنها آزاردهنده و زشت نبود بلکه در ایجاد فضای طنز کلی داستان اثر زیادی نیز گذاشته بود.
حال فیلم «خوشگل تمامعیار» میخواهد در داستانی کمدی و ترسناک وقایعی را نشان دهد که شخصیتهای اصلی آن را انواع افراد دراگ کویین تشکیل دادهاند. از این روست که اولین ایراد فیلم را باید به همین کاراکترها گرفت. کاراکترهایی که هیچکدام هویتی ندارند و نه مشخص است که دقیقاً که هستند و نه اینکه چه کسی میخواهند باشند یا چرا اصلاً دراگ کویین هستند. افرادی که از لحاظ ظاهری اگرچه گریمهای بدی ندارند اما به واسطهی موتیفهای رفتاری اغراقآمیزشان نمیتوان به خود شخصیتهاشان اتکایی کرد. قرار نیست هر فردی که لباس زنانه میپوشد و گریم خوب زنانه دارد، بتواند نقش یک دراگ کویین یا حتی یک فرد همجنسگرا را مسلط و قابلقبول بازی کند. از سوی دیگر فردی که نقش یک همجنسگرا را در این فیلم بازی میکند آنقدر این کار را بد انجام داده است که حتی میتوان آن را نوعی توهین به همجنسگرایان نیز دانست چرا که به نظر میرسد این شخص با رفتارهای خود به تمسخر این افراد پرداخته است. در واقع با وجود رفتارهای مصنوعی بازیگران این فیلم دیدن بازی آنها به هیچ عنوان راضیکننده نخواهد بود. حتی شخصیتهای به اصطلاح نرمال این فیلم هم نتوانستهاند بازیای خوب و در حد متوسط را از خود نشان دهند.
اما بزرگترین ایراد فیلم «خوشگل تمامعیار» را باید در طرح اصلی آن دانست. طرحی که آشفتگی آن را میتوان در آشفتگی و بلاتکلیفی شخصیتها و اتفاقات رخداده در آن دید. اتفاقات در مسیری باریبههرجهت تنها با کشته شدن یک همجنسگرا یا دراگ کویین پیش میروند. البته که در این میان گاهی یک دراگ کویین در بار آوازی هم میخواند. اما درنهایت هیچ معنا و هدفی در این فیلم و سکانسهای اسلشر آن دیده نمیشود. حتی هیچ سکانس طنزآلودی که بتواند بیننده را برای لحظهای بخنداند هم در آن نیست. سکانسهای قتلها و کشتهشدنهای افراد هم از هر سکانس دیگری ناشیانهتر و احمقانهتر است چرا که کارگردان این فیلم حتی زحمت ایجاد یک خون واقعی ریخته شده بر روی زمین را هم به خود نداده است و همهچیز مصنوعی دیده میشود. از این روست که بهتر است این فیلم را هم درون زبالههای سینمایی بیندازیم تا رفتهرفته در زیر دیگر زبالههای سینمایی دفن شود.