اگه من یک زن بودم بازم این سؤال رو میپرسیدی؟
«لین»، مردی جوان، چندین سال است به عنوان مستأجر در خانهی خانم «ژو»، زنی مسن که دارای بیماری دیابت است، زندگی میکند. او بعد از مرگ «ونگ لی»، پسر خانم ژو، از این زن و نوهاش، «یویو»، پسر ونگ لی، نگهداری میکند. هیچکس جز خانم ژو نمیداند چرا لین پنج سال است در این خانه نه مانند یک مستأجر بلکه مانند یک خدمتکار و پرستار مشغول زندگی است. لین یویو را مانند فرزند خود بسیار دوست میدارد و از خانم ژو مانند مادر خود با صبوری مراقبت میکند. مرگ خانم ژو اما همهچیز را تغییر میدهد.
همانطور که در مرور فیلم «نامات در اینجا حک شده است»، محصول ۲۰۲۰، گفتیم کشور تایوان اولین کشور آسیایی است که در سال ۲۰۱۹ ازدواج دگرباشان را قانونی کرده است. با این حال هنوز هم این اتفاق از سوی مردم و جامعهی سنتی آن قابل پذیرش نیست. حال در چنین جامعهای که بستر پذیرش دگرباشان و از همه مهمتر ازدواج آنها ایجاد شده باید فرهنگسازیهای لازم صورت بگیرد تا این اتفاق از سوی مردم عادی هم مورد پذیرش واقع شود. ساخت فیلم و نشان دادن روح این افراد به عنوان افرادی عادی که تنها یک خصوصیت اخلاقی متفاوت دارند یکی از این راهها است. در فیلم «نامات در اینجا حک شده است» ما با دو نوجوان پسر دبیرستانی مواجه بودیم که در دههی ۱۹۸۰ تلاش میکردند وارد آن رابطهای شوند که هنوز ممنوعه بود. آنها در مسیر خود بارها مورد تمسخر و اتهام دوستان و خانوادههایاشان قرار گرفتند تا در نهایت یکی از آنها ترجیح داد از آنچه هست روی برگرداند تا مانند مابقی مردم یک زندگی عادی داشته باشد. در فیلم «مستأجر جدید» اما ما با دو جوان در سال ۲۰۲۰ روبهرو هستیم که به بلوغ فکری برای پذیرش خود رسیدهاند. یکی با سالها تنهایی و کندوکاو با خود و دیگری با ازدواج و بچهدار شدن. آنها عاشق میشوند و عشق خود را به دامان کوه و جنگل میبرند، زیرا آنها میدانند علیرغم شهامتی که در درون آنها ایجاد شده هنوز مردم عادی توانایی پذیرش این اتفاق را ندارند. آنها به یویو فکر میکنند و زندگیای که باید داشته باشد.
«چنگ یو-چی»، نویسنده و کارگردان، فیلم «مستأجر عزیز» با صبر و در آرامش کامل به زندگی شخصیتهای خود وارد شده است. او در ابتدا لین را در دادگاه به قتل متهم میکند و بعد از آن است که با فلشبکهایی مسیر رسیدناش را به این دادگاه و بعد از آن نشان میدهد. یو-چی با وارد کردن رازآلودگی به روایت و البته ایجاد مسیری غیرخطی باعث میشود مخاطب از همان ابتدا کنجکاو به آن شود و برای یافتن پاسخ سؤالات خود تا پایان همراه فیلم باشد. این مسیر غیرخطی با رفتوآمدهای پیاپی در گذشته و حال به خوبی میتواند شخصیت لین و یویو را شرح دهد. مخاطب آنقدر راحت میتواند این افراد را در مسیر داستان ببیند که همذاتپنداری و درک مسیر روایت برایاش آسان شود. در این بین تنها شخصیتی که از همه بیشتر دست کم گرفته شده و چنگ-یو نتوانسته یا نخواسته به شرح آن بپردازد برادر ونگ لی و پسر دیگر خانم ژو است. مشخص نیست این فرد دقیقاً کیست و چرا بدهی داشته و فرار کرده و چه شده که بازگشته است. چنگ-یو حتی نشان نمیدهد آیا این فرد واقعاً نگران پسر برادرش است یا باتوجه به سابقهای که دارد فقط مال و اموال مادر را میخواهد. بهنظر میرسد چنگ-یو آنقدر از نظر احساسی به لین وابسته شده و تلاش کرده هر چه بهتر این فرد را نشان دهد که از دیگر شخصیتها غافل مانده است. او تصاویر خود را هم با توجه به این وسواس احساسی بسیار دقیق انتخاب کرده و قابهای زیبایی را از کوهها، ابرها و جنگل تصویر کرده است. لانگشاتهای بسیار از میان ابرها و بالای کوهها، کوهستان و فضای مهآلود و بارانی همگی تصاویر این فیلم را چشمنواز و بهیادماندنی کرده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.