«ژان-لوئیس» مردی در دورهی میانسالی خود است که دیگر زندگی برایاش جذابیت چندانی ندارد. حتی به نظر میرسد از «والریا»، همسرش، هم خسته شده است. همهچیز روتین و مانند همیشه میگذرد که یک روز ژان احساس میکند قلباش دیگر نمیزند. او با «میشل»، دوستاش، که دامپزشک است تماس گرفته و از او کمک میخواهد. میشل تأیید میکند که قلب او نمیزند. کمی بعد اما این همسرش است که او را با دکتری خاص آشنا میکند که میتواند کمکشان کند.
فیلم «مادر عزیز» یک کمدی سرگرمکننده و خوشساخت است که در داستان خود حرفهایی هم برای گفتن دارد. این فیلم روایت مردی است که در روزمرگی زندگی خود را گم کرده و دیگر هیچ چیز برایاش لذتبخش نیست. نه خوردن یک غذای جدید و خاص او را به وجد میآورد و نه حتی بودن در کنار همسرش بر روی تختخواب میتواند او را راضی کند. اما زمانی که او میان این دنیا و آن دنیا میماند و سه روز فرصت دارد تا یکی از این دو دنیا را انتخاب کند، تلاش همسر و دوستاش برای کمک به او و توجهی که آنها به او میکنند، باعث میشود بار دیگر قدر زندگی را بداند. ژان در این راه با چالشی بزرگ مواجه میشود. او باید بار دیگر به بهانهای که بهنظر احمقانه میآید با مادرش روبهرو شود. دیدار ژان با مادر اما اتفاقاتی را رقم میزند که درکنار طنزبودن میتواند به ریشهی مشکلات او هم بپردازد. اما مشکل آن است که به نظر میرسد حتی خودِ کارگردان تازهکارِ فرانسوی این فیلم هم باور نمیکرده که میتواند داستانی بسیار عمیقتر و حتی سیاه را از این پیرنگ خود بیرون بکشد.
فیلم «خداحافظ احمقها» را بیاد بیاوریم. در آن فیلم ما با داستانی مواجه بودیم که در کنار طنز بودن تلخ و دردناک بود. زندگی روزمرهای که همهی ما در حال تجربه کردن آن هستیم، چنان ما را فرا گرفته که لذت بردن را از یاد بردهایم. فراموش کردهایم ما برای لذت بردن زندگی میکنیم. لذت بردنی که البته قرار نیست احمقانه و بیهدف هم باشد. فیلم «مادر عزیز» اما در مسیر داستان خود هرگز نمیتواند آن وجه تاریک زندگی ژان را به خوبی تصویر کند. همهچیز در این فیلم سطحی و طنزآلود است که البته در این مسیر موفق هم است. از سوی دیگر خوابهای ژان نیز دست کم گرفته شدهاند. این خوابها هم میتوانستند معنای بیشتری در مسیر داستان ایجاد کنند و هدف آن را بزرگتر جلوه دهند.
«لوران لافیت» بازیگر مشهور فرانسوی در اولین اثر بلند خود، به عنوان کارگردان، داستان خوبی را برای نمایش انتخاب کرده است. او خود در نقش ژان نیز به خوبی بازی کرده و دیگر بازیگران انتخابی پیراموناش هم همگی برای نقشهاشان بهترین هستند. درواقع یکی از دلایلی که باعث شده این فیلم خوشساخت دیده شود بازیگران حرفهای آن است که برقراری ارتباط با کاراکترها را راحت کرده است. اما با تمام اینها نمیتوان به لافیت ایراد چندانی گرفت، زیرا او در اولین تجربهاش به عنوان کارگردان نشان میدهد که بلندپرواز است و میتواند در ادامه با همین روند فیلمهای بهتری را هم بسازد.