برای بهار مارول به بیش از اینها نیاز است
«شان لوی» را در کانال با مرور آثاری چون «گای آزاد» و «پروژهی آدام» میشناسید. اما این کارگردان در دنیای سینمای کمدی میانهی هالیوود با آثاری چون سری فیلمهای «شب در موزه»، «پلنگ صورتی»، «چاقالوی دروغگو»، «قرار شبانه» و غیره تبدیل به یکی از کارگردانهای مورد اعتماد در ژانر کمدی شده است. آقای لوی تا قبل از این اثر در دنیای ابرقهرمانی تجربهای نداشته است، اما تجربههای موفقی از همکاری با «رایان رینولدز» و «هیو جکمن» داشته است؛ با فیلمهایی چون «فولاد ناب»، «گای آزاد» و «پروژهی آدام».
از آنسو دنیای سینمایی مارول طی دو دههی اخیر روایتهای خود را فدای گیشهنگریاش کرده است و عملاً تبدیل به بردهی نوجوانهایی شده است که نه دغدغهی سینمایی دارند و نه حتی برایاشان روایت سینمایی مهم است. شاید به همین علت است که با انواع و اقسام بازسازیهای ابرقهرمانی و ترکیب خطهای روایی دائم سعی در نگاه داشتن این مخاطب سینمایی برای خود و گیشهی آثارش کرده است. اما هالیوود همیشه در بزنگاههایی که مخاطب انتظارش را نمیکشد از گزینهی غافلگیری بهره میبرد. شان لوی و اثر جدیدش همین غافلگیری محسوب میشوند. آقای لوی با بهرهگیری از قریحهی ذاتیاش در دنیای کمدی هالیوودی و دست گذاشتن روی کاراکتری چون «ددپول» سعی کرده اکشن و کمدی را با یکدیگر ترکیب کند تا مخاطب بار دیگر در برابر ذات اصلی این آثار کمیکبومی قرار گیرد.
در این روایت دیگر با برشهای سرسامآور ۱۳سالهی دنیای انتقامجویان و دیگر آثار چند وقت اخیر مارول سر و کار نداریم. اکشن این روایت همان است که باید باشد؛ خشن و پر از خون. کمدی اثر نیز با دیالوگنویسی خوب کارگردان و خلق موقعیتهای هجو و نه فکاهی باعث میشود روایت توانایی پیشروی در دنیای خود را داشته باشد. داستان آقای لوی منطق دنیای خود را دارد. کمدیهای روایت کاملاً به شخصیتپردازیهای جدیدش وابسته است و بهراحتی توسط خود مارول دنیای مارول و استودیوهای هالیودی را هجو میکند. از آنسو اکشن روایت کاملاً در خدمت برشهای ژانر اکشن و نه ژانر ابرقهرمانی قرار دارد و در عین حال تلفیق اکشن و کمدی مد نظر مارول که در آثاری چون ثور، مرد آهنی، مرد عنکبوتی و در نهایت انتقامجویان آببندی نشده بود و وا رفته به نظر میرسید، در این اثر بسیار موزون و شکیل است.
روایت آقای لوی علیرغم داشتن همهی آن نقاط قوتی که بسیاری از مارولیها ندارند، باز هم در پیشبرد روایت و شخصیتپردازی کاراکترهای مکمل دچار مشکل است. آقای لوی گویا بیش از ۱۳۰ دقیقه را برای داستان خود متصور نشده است و بههمین سبب است که روایت او آنقدری که باید در قصهاش فربه نشده است. همین تعجیل در شخصیتپردازیهای وابسته به دو کاراکتر اصلی و دنیاهایی که هر دو از سر گذراندهاند باعث بالا رفتن ضربآهنگ بیش از حد انتظار در روایت میشود و شاید برخی مخاطبان در جایی از داستان دچار نوعی آشفتگی شوند. این آشفتگی نه به خواست کارگردان، بلکه به سبب مصلحتاندیشی او در کم کردن طول و نه عرض فیلم به وجود آمده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.